تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

کیمیای عشق

عشق چیست؟

پنجشنبه 6 اسفند 1388 12:46 ق.ظ

نویسنده : هادی صدفی
       عشق چیست؟

چرا به آتش تشبیه میشود؟


مگر آب زلال نیست و هوا زلال تر از آب؟


پس چرا به آتش؟
عشق آتش سوزانی است و میسوزاند ولی چه را می سوزاند؟

خودم میگویم


آتش صفتی دارد به نام قهروسلطنت بر سایر موجودات دارد

چطور؟

هر چه را در آتش بیندازید آتش تبدیل به خودش میکنه!

آب را بخار میکنه از جنس خودش

کاغذ و سنگ و آهن و ... همه را ذوب میکنه

حتی هوا را

اکسیژن و نیتروژن و ... را همه و همه را تبدیل به خودش میکنه

این ماهیت آتشه که همه چی رو تبدیل به خودش میکنه

عشق هم همچنین
عاشق را تبدیل به معشوق میکنه

از مثالهای دم دستی شروع کنیم تا بالا

مثلا پسر و دختر عاشق هم میشن

جوری لباس میپوشن که طرف مقابل میپسنده

طوری موهاشو شونه میکنه و ادکلن و عطر میزنه و کفش میپوشه و حتی حرف میزنه که اون میخواد

اصلا اسمشو هم حاضره عوض کنه چون اون ازاین اسم خوشش نمیاد

حتی میبینی از غذایی خوشش نمیاد ولی وقتی میفهمه که طرف اون غذا رو دوست داره ذائقه اش هم عوض

میشه و از اون غذا خوشش میاد ومیخوره

پدر عشق بسوزه

چه کارا که نمیکنه

ولی حقیقت داره

ماهیت عشق اینه كه عاشق رو از خودش دور کرده و جدا میکنه و تبدیل به معشوق میکنه

**((هر کس به هردرجه عاشق شدبه همان درجه معشوق میشه))**

البته در این مرحله انسان هرچقدر هم بگوید عاشق شدم باورکردنی نیست حتی اگر خودکشی هم کند به خاطر

معشوقش

چرا؟
انسان چند تا نفس داره که سه تا شو شنیدی ولی دومی که خیلی مهمه و تمام مشکلاتمون از طرف اونه کمتر شنیدیم

1- نفس اماره این نفس دائما به ما دستوربه بدی میدهد البته از اول این نفس فعال نمی باشد بلکه بعد از

گوش دادن به فریبهای نفس قبلی که اسمش را بعدا میگم این نفس فعال میشه

انسان اسیر نفس اماره که شد با اینکه میداند فلان عمل گناه کبیره است ولی به هیچ وجه نمی تواند آن کار را
نکندچون عبد نفس و شیطان شده و مجبور به اطاعت است

با این که میداند

یعنی عامداعالما گناه میکند (معاذالله )

2-نفس مسوله : اسم این نفس را شاید نشنیده باشی ولی خیلی شیطانه

تموم مشكلاتمون از ناحیه اونه

چطور؟

این نفس كارش زینته یعنی كار خوب را بد و مشكل جلوه میده و كار بد را خوب و زیبا زینت میكنه و جلوه میده

این لذت كاذبی كه در سطح ظاهری و پوسته گناه هست از ناحیه همون نفسه

مثلا انسانی كه به سن بلوغ میرسه و غریزه برای ازدواج و بقای نسل دارد و این شهوت چیز خیلی خوبی است اگر

 از طریق درست و شرعی آن استفاده شود ولی این نفس میاد روی این غریزه یه زرورق میكشه و روش كمی

شیرینی و گل و ادكلن و كارت تبریك ....میكشه و هزار جور زینت میكنه روی بشقاب طلایی به دست انسان میدهد

انسان بیچاره چه دختر چه پسر فكر میكنه كه عاشق شده

میره اطاق تنها میشینه چراغارو خاموش میكنه و موسیقی رومانتیك میذاره و حال معنوی خاصی پیدا میكنه و ...

تو دنیا هیچكس اونو درك نمیكنه پدرو مادر كه جونشونو در راه اون فرد گذاشتن غریبه میشن و دركش نمیكنن و فقط

 معشوقه كه اونو درك میكنه

خیلی جالبه

اگر خیلی خوشبین باشیم خیلی ساده لوح باشیم فقط بعد از 5 سال بعد از ازدواج اینا اگه یه سری به خونشون

بزنیم شاخ در میاریم اینا همون كبوترای عاشق بودن كه برای هم میمردن و دل و قلوه هاشونو برا هم كباب میكردن

غیر از تو من كسی رو ندارم(فلانی و عشقی من لی غیرك)

اگه تو یه لحظه نباشی من هم نخواهم بود

و هزاران جملات عاشقانه پوشالی دیگه

ولی بعد 3 یا4 سال دیگه هم اینطورین؟

واقعا اینطور نیست

حرفشون اینه : اگه این بچه نبود یك لحظه هم پیشت نمیموندم

به به بوی دل و قلوه كباب شده عاشقانشون الان همه جا رو پر كرده

یروزاین قهر میكنه میره خونه مامانش یه روز هم اون یكی

بله این همون غرایز و شهواته كه پشت زرورق بود و بعد از چند ماه و سال بیرون پریده و خودشو نشون داده

بعد از ازدواج نفس مسوله كه خیلی زیركه هوس را كه پوشانده بود بیرون میندازه و زرورق كه نامش عشق بود رو

پاره میكنه

غیر از فحش و بد و بی راه چیزی از زبونشون بیرون نمیاد

چون تو بیرون خیلی خوشگلتر و مهربون تر از همسرشون رو میبینن و میگن چه غلطی كردیم با این ازدواج كردیم

این یكی كه از اون بهتره پس چرا به اون دل دادم

از این به بعد دیگه به اون یكی دل میدم و ...

اینه آخر و عاقبت ازدواج بر اسا س نفس مسوله
نفس مسوله به کمک شیطان زینت دهنده اعمال انسان هستند

ولی اگه كمی انسان متعبد باشه به دستورات خالقش هم در دنیا خوشبخته هم در آخرت
اسلام گفته معیار های انتخاب همسر چه باید باشد كه اگه از قضا بد هم از آب درآمد باز هم برنده هستی و احساس ناراحتی چندانی نخواهی داشت
همسر امام خمینی در خاطراتشان میگن : تا آخرین لحظه ای كه در كنار حضرت امام بودم تقریبا در طول این 60 سال یكبار هم به من نگفتن فلانی یه لیوان چایی برام بیار یا وقتی به اطاقشان میامدم كنارشان مینشستم  خودشان بلند میشدند در را میبستند میگفتم به من میگفتین ببندم؟امام میگفتند من حق ندارم به شما دستور بدهم
یا وقتی میدیدند لباسارو میشورم فورا بچه ها رو صدا میكردند تا آنها كمك كنند
اصلا از دلشان نمیامد كه ببینند من مشغول كار سخت هستم
یا مرحوم آیة الله سیبویه بالای منبر میفرمود:بعد از غذا سر سفره پیش تموم بچه ها و داماد ها و عروسها دست زنمو میبوسم كه اینهمه زحمت میكشه من به او افتخار میكنم
یا مثلا علامه طباطبایی در تشییع جنازه همسرشان گریه میكنند
وقتی میپرسند كه آقا ما صبر را از شما یاد گرفتیم چرا بی صبری میكنید ؟
فرمودند شما نمیدانید كه من چه همسر باوفا و دلسوز و مهربانی رو از دست دادم
این چه سری و رازی است كه هر چی پیر تر میشن احساساتشون به هم لطیفتر با ادب تر با نشاط تر تازه تر وزیباتر میشود
بله این ادب اسلامه
این تربیت اسلامه
این لطافت و زیبایی اسلامه
خاك بر سر احمقهایی كه اسلام را دین زشت و خشك و سیاه و بی عاطفه نشان میدهند
این علمای ما برین زندگیشونو ببینین با خانوادشون چه جوری برخورد میكنن
وصیتنامه آیة الله میانجی رو دیدین چقدر سفارش كرده به بچه ها كه مواظب حاج خانم باشن؟
این سیره اهل بیت (ع)و پیامبر اعظم(ص) كه فرمودند بهترین شما اونیه كه با همسرش بهترین رفتار رو داشته باشه و من از همه شما به همسرانم مهربانترم
بله این محبت اكسیره كه بر پایه دین و ایمان باشه نه هوس زود گذر

3- نفس لوامه : خوب از انواع نفس میگفتم

این نفس همان عذاب وجدانه

وقتی یه کار غلطی كردیم در درونمان ندایی میشنویم كه این چه كاری بود چرا ؟ نباید این كارو میكردی

حالا میخوای چیكار كنی؟ و ...

لا اقسم بالنفس اللوامة

    4- نفس مطمئنه : یا ایتها النفس المطمئنة...

كه میفرمایند درشآن امام حسین (ع) نازل شده

البته بحث در این زمینه خیلی زیاده كه فعلا صرف نظر كنیم

خوب روایات زیادی در این زمینه هست كه بعضی هاشو در قسمت وحی نامه درج میکنم لطفا مراجعه بکنید ببینید

چقدر روایات فراوانی در زمینه عشق و محبت داریم

مثلا:هر کس به هر چه که عاشق بشود به آن صورت محشور میشود

هرکس به هرچه که عاشق بشود او را عبادت کرده است(معبودو خدای هرکسی معشوق اوست)

مثال دیگر:

عشق مادر به بچه اش را دیدی؟

حتما دیدی چون به هر حال مادر خودتو دیدی

اگر هم از دنیا رفته خداوند بیامرزتش

ولی عشق مادر به فرزند مثال زدنی است

حاضر است جانش را بدهد تا فرزندش زنده بماند

وقتی بچه مریض میشه مادر هم مریض میشه

با بچه وقتی میخواد حرف بزنه حرف زدن خودشو فراموش میکنه و مثل بچه حرف میزنه و باهاش مثل بچه بازی
میکنه

این اثر عشقه

بالاتر بیاییم

عشق استاد به شاگردش

استاد (البته به معنی واقعی )

آن مطالب عمیقی را که به آن با حکمت و استدلال ومعرفت و شهود یقینی رسیده الان باید در جان شاگرد لایقش

القا کند و مستقر نماید در جانش و این کار هر کسی نیست

جابه جا کردن چهل تاکوه با قاشق راحت تر از این کار است که  مطالب عمیق شهودی را در ادبیات مستضعفین و

فقرای اعتقادی و علمی بیان کرد

انسان را ذوب میکند

یه چیزی میگم یه چیزی میخونی و میشنوی

من که خودم اهلش نیستم ولی تا این حد میدانم اگر عشق استاد به شاگرد نباشد این کار محال است که تعلیم
داده شود

اصلا اگر عشق نباشد درب تعلیم و تعلم ابد الدهر تعطیل است و همه ول میگشتند

ولی الحمدلله قبل از این که خداوند متعال از جاهل تعهد آموختن رابگیرد از عالم تعهد تعلیم گرفته است

مگر نه این که بیشتر از تشنه این آب است که به عشق تشنه خودش را از آسمان به زمین پرتاب میکند و خودش را

در خم و پیچ کوهها و دره ها سرازیر میکند و سرش را به هر سنگ خارایی میکوبد تا به تشنه برسد

با این مقدمه:

این عشق انبیاءو اولیاءچه هیاهویی به پا کرده که عالم را واله وحیران خود کرده مخصوصا عشق 14ذات مقدس پاک

نورانی به امتشان چه بوده که آنها را تا به مسلخ ومذبح عشق میکشاند

این چه سری است. احادیثی در این باره هست که گفتنش خالی از لطف نیست

انبیاءبا امتشان به اندازه عقولشان صحبت کرده اند

اگر مردم عشق ما را به خودشان ببیننداز دنیا و آخرت و ما فیها قطع علاقه میکنندو ...

خداوند انسان را به صورت خودش آفریده است

(چرا ؟ میشود احتمال داد بر مبنای حدیث قدسی که می فرماید: الله جل و علی : کنت کنزا مخفیا فاحببت لان اعرف...

من گنج مخفی بودم پس عشق ورزیدم که شناخته شوم پس خلق کردم

در حدیث دیگری رسول اعظم میفرمایند:

اول ما خلق الله نوری


یعنی اولین مخلوقی که خداوند متعال خلق کرد نور من بود از نور من هم نور علی و فاطمه و به ترتیب تا معصوم
چهاردهم .

پس خداوند متعال اولین بار عاشق نور خودش شد خداوندی که صورت ندارد بلکه صرف وجود است و بی تعین و

نامحدود و بی قید ولی اولین حدی که به وجود نامحدود خودش نقش زد عشق بود

اولین جرقه خلقت عشق بود و هست و خواهد بود

سبقت رحمته غضب
ه

رحمتش بر غضبش سبقت گرفته است

کتب علی نفسه الرحمة

رحمت را بر خودش واجب کرده




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

عشق چیست؟

یکشنبه 7 آبان 1391 09:51 ب.ظ

نویسنده : هادی صدفی
       عشق چیست؟

چرا به آتش تشبیه میشود؟


مگر آب زلال نیست و هوا زلال تر از آب؟


پس چرا به آتش؟
 عشق آتش سوزانی است و میسوزاند ولی چه را می سوزاند؟

خودم میگویم


آتش صفتی دارد به نام قهروسلطنت بر سایر موجودات دارد

چطور؟

هر چه را در آتش بیندازید آتش تبدیل به خودش میکنه!

آب را بخار میکنه از جنس خودش

کاغذ و سنگ و آهن و ... همه را ذوب میکنه

حتی هوا را

اکسیژن و نیتروژن و ... را همه و همه را تبدیل به خودش میکنه

این ماهیت آتشه که همه چی رو تبدیل به خودش میکنه

عشق هم همچنین

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

امام خمینی

چهارشنبه 18 خرداد 1390 12:08 ق.ظ

نویسنده : هادی صدفی

 

امام خمینی

http://www.ahlulbaytportal.com/fa.php/page,sound.categorysound/CategoryID,20011

زندگى نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى در شهرستان خمین از توابع استان مركزى ایران در خانواده اهل علم و هجرت و جهاد و در خاندانى از سلاله زهراى اطهر علیه السلام ، روح الله الموسوى الخمینى پاى بر خاكدان طبیعت نهاد.
پدر بزرگوار امام خمینى مرحوم آیة الله سید مصطفى موسوى از معاصرین مرحوم آیة الله العظمى میرزاى شیرازى (ره ) بود كه در برابر زورگوئیها و ستمهاى خوانین و حاكمان منطقه به مقاومت برخاسته بود كه در مسیر خمین به اراك وى را به شهادت رساندند. بستگان شهید براى اجراى حكم الهى قصاص به تهران (دارالحكومه وقت ) رهسپار شدند و بر اجراى عدالت اصرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید.
بدین ترتیب امام خمینى از اوان كودكى با رنج یتیمى آشنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید وى دوران كودكى و نوجوانى را تحت سرپرستى مادر مؤ منه اش (بانو هاجر) كه خود از خاندان علم و تقوا و از نوادگان مرحوم آیة الله خوانسارى (صاحب زبدة التصانیف ) بوده است و همچنین نزد عمه مكرمه اش (صاحب خانم ) كه بانویى شجاع و حق جو بود، سپرى كرد اما در سن 15 سالگى از نعمت وجود آن دو عزیز نیز محروم گردید.
امام خمینى (ره ) در دوران زندگى همواره با طاغوتهاى زمان در حال مبارزه بود و از دین و آیین اسلامى دفاع مى كرد تا توانست حكومت اسلامى را در كشورى با سابقه 2500 سال شاهنشاهى بنا نهد و سكان هدایت این كشتى نجات مردم جهان را خود به دست بگیرد.
امام رحمة الله علیه با آنكه همواره در حال مبارزه با ظلم و ستم بود از درس ‍ و بحث نیز غافل نبوده و آثار بسیار گرانقدرى را از خود بیادگار گذاشته است كه در زیر به نام برخى از آنها اشاره مى كنیم :
1. شرح دعاى سحر
2. شرح حدیث راءس الجالوت
3. حاشیه امام بر شرح حدیث راءس الجالوت
4. حاشیه بر شرح فوائدالرضویه
5. شرح حدیث جند عقل و جهل
6. مصباح الهدایه الى الخلافة و الولایة
7. حاشیه بر شرح فصوص الحكم
8. حاشیه بر مصباح الانس
9. شرح چهل حدیث
10. سرالصلوة (صلاة العارفین و معراج السالكین )
11. آداب نماز (یا: آداب الصلوة )
12. رساله لقاء الله
13. حاشیه بر اسفار
14. كشف الاسرار
15. انوار الهدایة فى التعلیقه على الكفایة 2 جلد
16. بدایع الدرر فى قاعدة نفى الضرر
17. رسالة الاستصحاب
18. رسالة فى التعادل و التراجیح
19. رسالة الاجتهاد و التقلید
20. مناهج الوصول الى علم الاصول 2 جلد
21. رسالة فى الطلب و الارادة
22. رسالة فى التقیه
23. رسالة فى قاعدة من ملك
24. رسالة فى تعیین الفجر فى اللیالى المقمره
25. كتاب الطهارة 4 جلد
26. تعلیقة على العروة الوثقى
27. مكاسب محرمه 2 جلد
28. تعلیقة على على وسیلة النجاة
29. رسالة نجاة العباد
30. حاشیه بر رساله ارث
31. تقریرات درس اصول آیة الله العظمى بروجردى
32. توضیح المسائل (رساله عملیه )
33. مناسك حج
34. تحریر الوسیله 2 جلد
35. كتاب البیع 5 جلد
36. تقریرات دروس امام خمینى
37. كتاب الخلل فى الصلوة
38. حكومت اسلامى یا ولایت فقیه
39. جهاد اكبر یا مبارزه با نفس
40. تفسیر سوره حمد
41. استفتائات
42. دیوان شعر
43. نامه ها عرفانى
44. صحیفه نور
45. وصیتنامه سیاسى الهى
سرآنجام در ساعت 20/22 دقیقه روز شنبه سیزدهم خرداد 1368 قلبى از كار ایستاد كه میلیونها قلب را به نور خدا و معنویت احیاء كرده بود.
او جلوه اى از جلوه هاى كوثر بود و كوثر ولایت همیشه در زمین و زمانه ها جارى است .

دستورالعملها


بسم الله الرحمن الرحیم

هان اى عزیز! از خواب بیدار شو، از غفلت تنبه پیدا كن دامن همت بر كمر زن و تا وقت است فرصت را غنیمت بشمار، و تا عمر باقى است و قواى تو در تحت تصرف تو است ، و جوانى برقرار است و اخلاق فاسده بر تو غالب نشده ، و ملكات رذیله بر تو چیره نگردیده ، چاره اى كن ! و دوائى براى رفع اخلاق فاسده و قبیحه پیدا كن ، و راهى براى اطفاء نائره (فرونشاندن شعله ) شهوت و غضب پیدا نما.
بهترین علاج ها كه ((علماى اخلاق و اهل سلوك )) از براى این مفاسد اخلاقى فرموده اند، این است كه هر یك از این ملكات زشت را كه در خود مى بینى ، در نظر بگیرى ، و بر خلاف آن تا چندى ، مردانه قیام و اقدام كنى ، و همت بگمارى برخلاف نفس تا مدتى ، و بر ضد خواهش آن رذیله ، رفتار كنى ؛ و از خداى تعالى در هر حال ، توفیق طلب كنى كه با تو اعانت كند در این مجاهده .
مسلما، بعد از مدت قلیلى ، آن خلق زشت ، رفع شده و شیطان و جندش ‍ (لشكریانش ) از این سنگر، فرار كرده ؛ جنود رحمانى به جاى آنها، بر قرار مى شود.
مثلا: یكى از ذمائم اخلاق كه اسباب هلاكت انسان است ، و موجب فشار قبر است ، و انسان را در دو دنیا، معذب دارد، بد خلقى با اهل خانه یا همسایگان یا هم شغل یا اهل بازار و محله ، است كه این زائیده غضب و شهوت است .
اگر انسان مجاهد، مدتى در صدد برآید كه هر وقت ناملائمى پیش آمد مى كنى از براى او، و آتش غضب شعله ور مى شود، و بناى سوزاندن باطن را مى گذارد، و دعوت مى كند او را به ناسزا گفتن و بدگوئى كردن ؛ برخلاف نفس اقدام كرده ، عاقبت بد و نتیجه زشتى این خلق را یاد بیاورد، در عوض ‍ ملائمت به خرج دهد، و در باطن شیطان را لعن كند، و به خدا از او پناه ببرد. من به شما قول مى دهم كه اگر چنین رفتار كنى ، بعد از چند مرتبه تكرار آن ، به كلى ((خلق )) عوض شده و ((خلق نیكو)) در مملكت باطن شما منزل ، مى كند.
ولى اگر مطابق میل نفس رفتار كنید! اولا: در همین عالم ، ممكن است شما را نیست و نابود كند.
((پناه مى برم به خداى تعالى از غضب )) كه مى شود در یك آن ، انسان را در دو دنیا هلاك كند؛ خداى نخواسته موجب قتل نفس بشود. ممكن است ، انسان در حال غضب به نوامیس الهیه ، ناسزا بگوید؛ چنانكه دیده ایم ، مردم در حال غضب كه ((رده )) (سخنى كه سبب ارتداد مى شود) گفتند و مرتد شدند.
حكماء فرموده اند: ((كشتى بى ناخدا كه در موج هاى سخت دریا گرفتار شود، به نجات نزدیك تر است از انسان در حال غضب )).
یا اگر خداى نخواسته اهل جدال و مراء، در مباحثه علمیه ، هستى ، كما اینكه بعضى از ما طلبه ها گرفتار این سریره زشت هستیم ، مدتى برخلاف نفس ، اقدام كن . در مجالس رسمى كه مشحون به علماء و عوام است ، مباحثه پیش آمد كرد، دیدى طرف صحیح مى گوید، معترف به اشتباه خودت بشو، و تصدیق آن طرف را، بكن .
امید است در اندك زمانى رفع شود این رذیله . خدا نكند كه حرف بعضى از اهل علم و مدعى مكاشفه درست باشد، مى گوید: ((براى من در یكى از مكاشفات كشف شد كه تخاصم اهل نار كه خداى تعالى اطلاع مى دهد، مجادله اهل علم و حدیث است .)) انسان اگر احتمال صحت هم بدهد، باید خیلى در صدد رفع این خصلت باشد.
((روى عن عدة من الاصحاب ، انهم قالوا: خرج علینا رسول الله صلى الله علیه و آله )) یوما و نحن نتمارى فى شیى ء من امر الدین ، فغضب غضبا شدیدا لم یغضب مثله ! و قال : انما هلك من كان قبلكم بهذا. ذروا المراء؛ فان المؤ من لا یمارى ، ذروا المراء فان المؤ من لا یمارى ؛ ذروا المراء فان الممارى قدتمت خسارته . ذروا المراء قان الممارى لا اشفع . ذروا المراء فانى زعیم بثلاث ابیات فى الجنه فى ریاضها و اوسطها و اعلاها، لمن ترك المراء و هو صادق . ذروا المراء فان اول مانهانى عنه ربى ، بعد عباده الاوثان المراء)).
و عند ((صلى الله علیه و آله )): ((لا یستكمل عبد حقیقة الایمان حتى یدع المراء و ان كان محقا)). (182)
(از گروهى از یاران پیامبر روایت شده است : روزى پیامبر(ص ) بر ما درآمد در حالیكه ما مشغول جدل و مراء در مسئله اى از مسائل دینى بودیم آن حضرت به گونه اى خشمگین شد كه همانندش را ندیده بودیم ؛ سپس با همان حالت خشم فرمود: پیشینیان شما به همین ((مراء)) تباه شدند، رها كنید مراء را همانا مؤ من مراء و ستیزه گوئى نمى كند. مراء را رها كنید، مؤ من ((مراء)) نمى كند رها كنید مراء را، زیان كارى و خسران انسان ستیزه گوبه نهایت رسیده است . واگذارید ((مراء را)) من در روز قیامت شفاعت او نكنم . مراء را رها كنید كه من براى آنانیكه این صفت پست را رها كنند و راست كردار باشند در بهشت سه خانه را در سه جاى آن گلزار، وسط، و بالاى آن ضامنم . از مراء دورى كنید كه پروردگار من مرا پس از بت پرستى از او خوى نكوهیده نهى كرده است .)
نیز از آن حضرت نقل شده است : ((هیچ بنده ایمانش به كمال حقیقى نرسد تا آنگاه كه ((مراء)) را ترك كند، گرچه حق با او باشد.))
احادیث در این باب ، بسیار است . چقدر زشت است كه انسان به واسطه یك مغالبه جزئى كه هیچ ثمرى و اثرى ندارد، از شفاعت رسول اكرم (ص ) محروم بماند و مذاكره علم را كه افضل عبادات و طاعات است اگر با قصد صحیح باشد به صورت اعظم معاصى در آورد، و تالى عبادت اوثانش ‍ كند.
در هر حال ، انسان باید، یك یك اخلاق قبیحه فاسده را در نظر گرفته به واسطه خلاف نفس از مملكت روح خود بیرون كند. وقتى غاصب بیرون رفت ، صاحب خانه خودش مى آید محتاج به زحمت دیگرى نیست ، و عده خواهى نمى خواهد.
چون كه مجاهده نفس در این مقام به اتمام رسید، و انسان موفق شد كه جنود ابلیس را از این مملكت خارج كند و مملكتش را سكناى ملائكه الله و معبد ((عبادالله صالحین )) قرار داد؛ كار ((سلوك الى الله )) آسان مى شود؛ و راه مستقیم انسانیت روشن و واضح مى گردد؛ و ابواب بركات و جنات به روى او مفتوح مى گردد و خداى تبارك و تعالى به نظر لطف و مرحمت به او نظرى مى كند و در سلك اهل ایمان منخرط مى شود؛ و از اهل سعادت و اصحاب یمین مى شود، و راهى از ((باب معارف الهیه )) كه غایت ایجاد جن و انس است ؛ بر او باز مى شود، و خداى تبارك و تعالى در آن راه پر خطر از او دستگیرى مى فرماید. (ان شاءالله )




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 18 خرداد 1390 12:23 ق.ظ

نواهنگ 6

چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 01:25 ب.ظ

نویسنده : هادی صدفی
ارسال شده در: دانلود صوت ،

دانلود

نواهنگ زیبا از زیبایی شهادت و ملکوت اعلی


امام خمینی (قدس)




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 3 آبان 1391 01:05 ق.ظ

نواهنگ 5

چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 12:45 ب.ظ

نویسنده : هادی صدفی

دانلود

نواهنگ زیبا از معنای واقعی صراط

امام خمینی(قدس)




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

نواهنگ 4

دوشنبه 30 فروردین 1389 10:55 ق.ظ

نویسنده : هادی صدفی
نواهنگی بسیار عالی از ابراز احساسات امام خمینی با رزمندگان و شهدا


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 25 1 2 3 4 5 6 7 ...