تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

کیمیای عشق - پاداش الهی چگونه است؟ 2

پاداش الهی چگونه است؟ 2

دوشنبه 4 آبان 1388 12:51 ب.ظ

نویسنده : هادی صدفی
ارسال شده در: آرشیو غنی کیمیای عشق ،
پاداش الهی 2

((یا اَجْوَدَ مِنْ كُلِّ جَوادٍ!)).

((اى بخشنده تر از هربخشنده !)).

بالاترین ((جود و بخشش )) از آن پروردگار متعال است ، بلكه باید گفت تنها جواد حقیقى ، خود خداوند است چه اینكه

دیگران اگر داراى جود هستند، اولاً: این صفت را خداوند به آنان بخشیده است و ثانیا: آنچه را هم كه به وسیله آن جود و

 بخشش ‍ مى كنند، خداوند به آنان داده است .

جود خداوند آنقدر فراوان است كه حضرت در ((مناجات شعبانیه )) چنین مى فرماید:

((اِلهى جُودُكَ بَسَطَ اَمَلى !)).
((بارالها! سخاوت تو آرزوى مرا گسترانیده است )).
یعنى هنگامى كه به جود تو مى نگرم ، تحقق آرزوهاى خویش را در آن مى یابم و وسعت جود تو موجب مى شود كه آرزوهاى خود را در چیز كوچكى محدود نكنم بلكه آن را تا كرانه هاى ناپیدا براى ادراكات معمولى ، بگسترانم .
البته شناختى كه اولیاى الهى از ((جود)) پروردگار متعال دارند و آرزویى كه به دنبال آن هستند با شناخت و آرزوى ما بسیار متفاوت است . ما معمولاً جود و بخشش الهى را در ابعاد مادى و آن هم به مقدارى كم مى شناسیم و آرزوهاى مانیز (هرچند بلند بالا هم باشد) در همین چارچوب مى گنجد، در صورتى كه جود مادى پروردگار متعال با تمام عظمتش در مقابل جود معنوى او بسیار حقیر مى نماید.
لازم به ذكر است كه بسیارى از مطالبى كه در باب نعمتهاى الهى بیان شد در اینجا نیز جارى است ؛ یعنى جود الهى نیز مراتب مختلفى دارد و خداوند بر اساس حسابى بسیار دقیق به هركسى به مقدار لیاقت و قابلیتش جود مى نماید و مى بخشد. بنابراین ، لازم است كه آدمى تمام سعى و كوشش خود را در راه دستیابى به جود بى انتهاى پروردگار، صرف نماید و با كردار ناشایست ، خود را از آن محروم نسازد.
نكته دیگرى كه جمله ((یا اَجْوَدَ مِنْ كُلِّ جَوادٍ!))، به ما گوشزد مى كند آن است كه مبادا جود و بخشش ‍ دیگران ، ما را از خداى خود غافل كند و گمان كنیم كه فلان فرد یا فلان گروه ، جوادترین افراد هستند پس به دنبال آنان روان شویم و از جودِ اَجود موجودات ، محروم بمانیم .
براى همین ملاحظه مى كنیم كه اولیاى الهى چشم به جود پروردگار متعال دوخته و تمام خواسته هاى خود را از آن بخشنده كریم طلب مى كنند. در دعاى ابى حمزه ثمالى ، حضرت چنین مى فرماید:
((یا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ وَاَجْوَدَ مَنْ اَعْطى ! اَعْطِنى سُؤْلى فى نَفْسى وَاَهْلى وَوالِدَىَّ وَوَلَدى وَاَهْلِ حُزانَتى وَاِخْوانى فیكَ)).
((اى بهترین درخواست شونده ! و اى بخشنده ترین عطا كننده ! خواسته هایم را در مورد خودم و بستگانم و والدین و فرزندانم و نزدیكان و برادران دینى ام به من عطا كن )).
البته همانطور كه گفته شد، آن بزرگان را به جود الهى معرفتى دگر است ، معرفتى كه چنین مى گوید:
((فَوَعِزَّتِكَ یا سَیِّدى ! لَوْ نَهَرْتنى ما بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ وَلا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ، لِمَا انْتَهى اِلَىَّ مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ)).(217)
((به عزتت قسم اى سرورم ! كه اگر مرا از خود برانى و دور كنى ، هرگز از درگاهت نخواهم رفت و از خواهش و تملق به درگاهت دست برنخواهم داشت ؛ زیرا به جود و كرمت آگاهم و معرفت آن به من رسیده است )).
O ((یا ذَاالْجُودِ وَالسَّخاءِ!)).
((اى صاحب بخشش و بلند نظرى !)).
O ((یا ذَاالْجُودِ وَالاِْحْسانِ!)).
((اى صاحب بخشندگى و نیكى نمودن !)).
O ((یا ذَاالْجُودِ وَالنِّعَمِ!)).
((اى دارنده بخشش و نعمت !)).
در این عبارات ، ((جود)) را مى توان منشاء صفات دوّم دانست ؛ یعنى خداوند متعال چون جواد است ، پس سخى و محسن و منعم است .
البته باید دانست كه این صفات و صفات مشابهى مانند فضل ، كرم ، رحمت ، عطاء و ... با یكدیگر قریب المعنى و متناسب مى باشند و بدین جهت در ادعیه نیز معمولاً به همراه یكدیگر ذكر مى شوند، هرچند از لحاظ منطقى نیز رابطه اى دقیق و ظریف ما بین این اوصاف برقرار است .
به هرحال ، تناسب مابین جود و صفات مذكور آشكار است ، ((سخاوت )) به معناى جوانمردى و بلندنظرى و بخشندگى است ((احسان )) نیز به معناى نیكى نمودن است و ((نعمت )) هم به معناى راحتى آورنده و آسایش دهنده مى باشد، حال كسى كه داراى جود، بذل و بخشش ‍ است ، در او بلند نظرى و جوانمردى نیز هست . و چنین شخصى ، البته اهل احسان و نیكى نمودن به دیگران نیز مى باشد. و اعمال و افعال و نیات این شخص نیز براى دیگران نعمت به شمار مى آید.
O ((یا مَنْ اَكْرَمَ بِجُودِهِ!)).
((اى كسى كه با بخشش گرامى مى دارد!)).
((اكرام )) به معناى گرامى داشتن و ارجمند نمودن است . خداوند متعال به وسیله جود خود، بندگانش را كرامت مى بخشد و آنان را بزرگ و گرامى مى دارد. بذل و بخشش ‍ الهى در هربُعد و جهتى كه باشد، چون بخشش و عطایى از جانب پروردگار متعال است ، موجب رفع نقصى از انسان و كسب كمالى براى اوست . و این همان چیزى است كه موجب كرامت و بزرگوارى انسان مى شود؛ مثلاً اگر خداوند متعال به سبب جود خود، انسان را عفو نماید و گناهان او را ببخشاید، در واقع او را اكرام نموده است ؛ زیرا از بین رفتن گناهان و خطاها به منزله از دست دادن نقایص و پستیهاست و این همان گرامى شدن آدمى است .
و یا اگر خداوند متعال با جود و بخشش خود، انسان را در ابعاد مادى یا معنوى مستغنى و بى نیاز سازد، همانگونه كه حضرت ابى عبداللّه (علیه السّلام ) در دعاى روز عرفه مى فرماید:
O ((اَنْتَ الَّذى بِجُودِكَ اَغْنَیْتَنى !)).
((خدایا! این تویى كه با جودت مرا غنا بخشیدى !)).
این غنا موجب كرامت انسان مى شود؛ یعنى خداوند با این غنا آدمى را اكرام نموده است ؛ مثلاً خداوند به جود خودش به افرادى كه شایستگى آن را دارند، بصیرت ، معرفت ، قدرت دستیابى به حقایق و كمالات و... عنایت مى كند و یا از نظر مادى آنان را بى نیاز از دیگران مى سازد كه تمام این امور در واقع اكرام انسان از سوى پروردگار قادر متعال است .
O ((یا مَنْ جادَ بِلُطْفِهِ!)).
((اى كسى كه به سبب لطفش ، مى بخشد!)).
((لطف )) به معناى مهربانى و ملایمت است ، این مهربانى سبب جود و بذل و بخشش ‍ مى شود؛ زیرا وقتى كه شخصى نسبت به دیگرى لطف داشته و مهربان باشد، سعى مى كند نیازمندیهاى او را برطرف نماید و از آنچه در توان دارد به او بدهد و ببخشد. واضح است كه هرمقدار لطف پروردگار متعال نسبت به بنده اى بیشتر باشد، جود الهى نیز نسبت به آن بنده ، فزونى خواهد گرفت .
O ((یا جَواداً لا یَبْخَلُ!)).
((اى بخشنده اى كه تنگ نظرى ندارد!)).
((بخل )) ضد ((جود)) و به معناى تنگ نظرى و امساك و امتناع است . و معلوم است كسى كه جواد باشد هیچگاه بخیل نخواهد بود. اما در ((مناجات شعبانیه )) براى آنكه جود الهى شامل حال آدمى بشود، یك شرط به این جمله اضافه شده است :
((یا جَواداً لا یَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ!)).
((اى بخشنده اى كه از امیدوار به ثوابت ، دریغ نمى كنى !)).
یعنى یكى از شرایط لازم براى رسیدن به جود الهى آن است كه آدمى به پاداش و دِهِش ‍ پروردگار متعال ((امیدوار)) باشد، بنابراین ، كسى كه به هر دلیلى از درگاه بارى تعالى ناامید است ، نمى تواند منتظر بخشش خداوند باشد.
به عبارت دیگر، دستیابى به جود الهى مستلزم داشتن یك حالت و قابلیت خاص روحى به نام ((امید و رجاست ))؛ زیرا كسى كه ناامید از بخششهاى الهى است ، یا خداوند را ناتوان مى داند و یا خود را به لحاظ گناه مستحق نمى داند، كه در صورت اول باید ایمان و عقیده خود را اصلاح نماید و در صورت دوّم باید موانع را برطرف سازد.
در ((دعاى ابى حمزه ثمالى )) نیز در باره نقش ((رجا)) چنین مى فرماید:
((وَاَعْلَمُ اَنَّكَ لِلرّاجى بِمَوْضعِ اِجابَةٍ!)).
((بارالها! من مى دانم كه تو خواسته كسانى را كه امیدوار هستند، اجابت مى كنى و برآورده مى سازى )).
همچنین در دعاى ابى حمزه ثمالى درباره رفتن به سوى جود پروردگار متعال و ترك انسانهاى بخیل ، چنین آمده است :
((وَاَنَّ فِى اللَّهْفِ اِلى جُودِكَ وَالرِّضا بِقَضائِكَ عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْباخِلینَ وَمَنْدُوحَةً عَمّا فى اَیْدِى الْمُستَاءثِرینَ)).
((بارالها! در نالیدن به درگاه جود و بذلت و راضى بودن به قضا و قدرت ، عوضى وجود دارد از ندادن افراد بخیل ، و بى نیازى وجود دارد از آنچه در دست دنیا طلبان است )).
یعنى اگر انسان منتظر بخشش پروردگار متعال و راضى به قضا و قدر الهى باشد، هرچند این انتظار و رضایت سخت باشد، اما آنچه از این رهگذر نصیب انسان مى شود، بسیار بهتر از آن است كه آدمى به انسانهاى بخیل روى آورد و به دنیایى كه در دست دیگران است ، چشم داشته باشد.
اكنون كه سخن از ((بخل )) به میان آمد، باید دانست كه بخلِ آدمى ، وسعت زیادى دارد و یكى از بدترین بخلها، بخل انسان در انجام كارهاى نیك است ؛ یعنى اینكه انسان از بذل و بخشش تواناییها و سرمایه هاى خود در راه پروردگار متعال ، خوددارى و امتناع ورزد، در حالى كه تمام این سرمایه ها و توانمندى ها را خداوند به انسان عنایت نموده است . در همین رابطه در ((تعقیب نماز ظهر)) چنین آمده است :
((اَللّهُمَّ ... اِنْ دامَ بُخْلى فَاَنْتَ اَجْوَدُ ... اَللّهُمَّ وَاقْمَعْ بُخْلِى بِفَضْلِ جُودِكَ)).
((بارالها! ... هرچند من بخیل هستم اما جود تو بیشتر است ، ... بارالها! بخل مرا به فراوانى جود خودت ، از بین ببر)).
یعنى خداوندا! تو به بخل من كه مانع از انجام كارهاى خیر مى شود نظر نكن ، بلكه با جود خودت با من رفتار نما و به سبب آن ، بخل مرا هم از من بگیر تا بتوانم آنگونه كه تو مى خواهى عمل نمایم .
نگاهى دیگر به جود و كرم خداوند
قبلاً درباره وسعت و دامنه ((جود الهى )) سخن گفته شد، اینك به گوشه هاى دیگرى از این مطلب مى پردازیم در دعاى ابى حمزه ثمالى چنین آمده است :
((حجَّتى یا اَللّه ! فى جُرْاءتى عَلى مَسئَلَتِكَ مَعَ اِتْیانى ماتَكْرَهُ، جُودُكَ وَكَرَمُكَ)).
((بارالها! آنچه موجب مى شود كه من با وجود گناه باز هم به درگاه تو بیایم و از تو خواسته هایم را بطلبم ، جود و كرم تو است )).
یعنى جود و كرم تو آنقدر گسترده است كه موجب مى شود من با تمام كردارهاى قبیح وزشتم ازتودست برندارم .درقرآن كریم نیز این سخن به گونه اى دیگر بیان شده است :
(قُلْ یا عِبادِىَ الَّذینَ اَسْرَفُوا عَلى اَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ ... ).(218)
((بگو اى بندگانم كه بر خود ستم كرده اید از رحمت پروردگار ماءیوس و ناامید نباشید)).
چه اینكه جود پروردگار متعال از رحمت او ناشى مى شود. یا به عبارتى ، جود از مصادیق رحمت الهى است .
و در جاى دیگرى از همان دعا چنین آمده است :
((اَنْتَ الْجَوادُ الَّذى لا یَضیقُ عَفْوُكَ)).
((بارالها! تو بخشنده و جوادى هستى كه عفو و گذشتت كم و نارسا نیست )).
بنابراین ، ما جود الهى را نباید منحصر در دادن آب و نان بدانیم ، بلكه دادن و بخشیدنِ عفو مغفرت و ... از جانب خداوند متعال به انسان ، از بارزترین و ضرورى ترین مصادیق جود پروردگار متعال مى باشد؛ همچنانكه تقرب به درگاه الهى نیز با جود الهى میّسر مى شود.
در دعاى كمیل ، حضرت چنین مى فرمایند:
((اَسْئَلُكَ بِجُودِكَ اَنْ تُدنِیَنى مِنْ قُرْبِكَ)).
((به جود و بخششت از تو مى خواهم كه مرا به قرب خویش نزدیك سازى )).
و در جاى دیگرى از همان دعاى شریف ابى حمزه ، وسعت جود و بخشش الهى چنین بیان شده است :
((وَاَىُّ جَهْلٍ یارَبِّ لا یَسَعُهُ جُودُكَ!)).
((و كدامین جهالت و نادانى است خدایا! كه جود تو آن را فرا نگیرد و شامل نشود)).
یعنى همه خلافها و گناهاى ما انسانها، نوعى جهالت و نادانى محسوب مى شود، اما جود پروردگار متعال آنقدر فراوان و وسیع است كه مى تواند تمام این جهالتها را فرا بگیرد. این فراگیرى به این معنا است كه خداوند متعال با جود و بخشش فراوان خود، از این جهالتها مى گذرد و یا با دادن تواناییها و قابلیتهاى لازم به انسان ، آدمى را از این جهالتها خلاصى مى بخشد.
مطلب دیگرى كه قبلاً نیز در باره آن سخن گفته شد، امیدوارى و چشم دوختن به جود و بخشش الهى است . در دعاى ابى حمزه ثمالى چنین مى فریاید:
((وَاِلى جُودِكَ وَكَرَمِكَ اَرْفَعُ بَصَرى )).
((به جود و كرم تو چشم دوخته ام )).
و در جاى دیگر از همان دعا آمده است :
((وَبِجُودِكَ اَقْصُدُ طَلِبَتى )).
((با جود تو به دنبال خواسته هایم مى باشم )).
یعنى چون جود و بخشش تو را در نظر مى گیرم ، در رسیدن به مطلوب خویش امیدوار مى شوم و به دنبال آن روان مى گردم .
در ((دعاى روز عرفه )) نیز درباره نوعى از جود پروردگار متعال چنین آمده است :
((اَنْتَ الْجَوادُ بِالْعَطاءِ قَبْلَ طَلَبِ الطّالِبینَ)).
((بارالها! قبل از اینكه از تو درخواست بشود، تو بخشنده بخششها هستى )).
در واقع بسیارى از سرمایه هاى گوناگون ما در دایره این جود الهى قرار مى گیرد سرمایه ها و داشته هایى كه ما در حال استفاده از آنها مى باشیم اما معمولاً از بخشنده و دهنده آنها غافل هستیم ، سرمایه هایى كه ما براى به دست آوردن و داشتن آنها از خداوند تقاضایى نكرده ایم و خداوند به جود فراوان خود آنها را به ما داده است .
اما نوعى دیگر از جود الهى ، وجود دارد كه رسیدن به آن مستلزم ((درخواست )) از پروردگار متعال مى باشد؛ یعنى بدون یك درخواست واقعى ، انسان سزاوار آن نمى شود. بدین جهت ، چنین درخواستى را در دعاها مشاهده مى كنیم . در ((دعاى كمیل ))، حضرت چنین مى فرمایند:
((وَجُدْلى بِجُودكَ)).
((به بخشش خود بر من ببخش )).
و در دعا ابى حمزه آمده است :
((فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَلَیْنا ... وَجُدْ عَلَیْنا فَاِنّا مُحْتاجُونَ اِلى نَیْلِكَ)).
((بارالها! تو شایسته آنى كه بر ما جود و بخشندگى نمایى ، ... و بر ما بخشندگى نما كه ما به عطاى تو احتیاج داریم )).
و در این میان ، دسته اى از بندگان الهى آنچنان شایستگى جود و كرم الهى را پیدا مى كنند كه همانند باب الحوایج ؛ حضرت امام موسى كاظم (علیه السّلام ) در ((دعاى جوشن صغیر)) چنین مى فرمایند:
((فَقَدْ فَضَّلْتَنى عَلى كَثیرٍ مِنْ خَلْقِكَ جُوداً مِنْكَ وَكَرَماً لا بِاسْتِحْقاقٍ مِنّى )).
((بارالها! مرا بر بسیارى از خلق خود برترى بخشیدى و این به خاطر جود و كرمى است كه تو دارى ، نه به خاطر استحقاقى كه من دارم )).
خداوند، كریمتر از هر كریم است
(1) ((یا كَریمُ!)).
((اى ارجمند و بزرگوار!)).
(33) ((یا اَكْرَمَ مِنْ كُلِّ كَریمٍ!)).
((اى ارجمندتر از هر ارجمند!)).
(27) ((یا اَكْرَمَ الاَْكْرَمینَ!)).
((اى بزرگوارترین بزرگواران !)).
(91) ((یا اَكْرَمَ الْكُرَماءِ!)).
((اى گرانمایه ترین گرانمایه ها!)).
(23) ((یا ذَاالْكَرامَةِ الظّاهِرَةِ!)).
((اى دارنده كرامت آشكار!)).
(82) ((یا مَنْ اَكْرَمَ بِجُودِهِ!)).
((اى كسى كه با جود و بخشش گرامى مى دارد!)).
(93) ((یا مُكْرِمُ!)).
((اى گرامى دارنده !)).
(30) ((یا مُكْرِمَ مَنِ اسْتَكْرَمَهُ!)).
((اى اكرام كننده آن كس كه از تو طلب اكرام نماید!)).
((كرم و كرامت )) به معناى شرافت ، بزرگوارى ، گرانمایه بودن ، ارجمند بودن ، ارزشمند بودن و با مقدار بودن است . یكى از نتایج بارز چنین صفتى ، بخشش و بخشندگى است . بنابراین ، ((كرم )) با ((جود، سخاوت و فضل )) قریب المعنى مى باشد.
O ((یا كَریمُ!)).
((اى بزرگوار و ارجمند!)).
O ((یا اَكْرَمَ مِنْ كُلِّ كَریمٍ!)).
((اى بزرگوارتر از هر بزرگوار!)).
O ((یا اَكْرمَ الاَْكْرَمینَ!)).
((اى بزرگوارترین بزرگواران !)).
O ((یا اَكْرَمَ الْكُرَماءِ!)).
((اى گرانمایه ترین گرانمایه ها!)).
((كریم )) یعنى داشتن بزرگوارى و ارزشمندى فراوان و همیشگى ، و خداوند متعال ((كریم )) است از آن جهت كه هرآنچه مایه كرامت و ارزش است ، براى پروردگار وجود دارد؛ یعنى خداوند صاحب و مالك همه خوبیها و ارزندگیهاست آن هم در حد اعلى ، بنابراین ، خداوند نه تنها كریم است ، بلكه ((اكرم )) هم مى باشد؛ زیرا دیگران اگر داراى كرم باشند، این كرامت را از خداوند متعال كسب نموده اند و خود فاقد همه چیز مى باشند.
قرآن كریم در سوره الرحمن ، چنین مى فرماید:
(تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِى الْجَلالِ وَالاِْكْرامِ ).(219)
((پربركت است نام پروردگارت كه داراى جلال و اكرام است )).
((جلال )) در این آیه اشاره به صفات جلالیه پروردگار متعال دارد؛ یعنى صفاتى كه بیان كننده پاكى و تنزیه خداوند از هر عیب و نقصى دارند؛ مانند علوّ، عزّت ، تعالى و... این صفات در واقع علوّ و رفعت بارى تعالى را مى رسانند.
و ((اكرام )) نیز اشاره به صفات جمالیه پروردگار متعال دارد؛ یعنى صفاتى كه بیان كننده وجود خوبیها و حسنها براى پروردگار متعال است ؛ مانند علم ، قدرت ، حیات ، رحمت و ... بنابراین ، هرآنچه موجب كرامتى باشد، در بالاترین مرتبه اش براى ذات اقدس الهى ، وجود دارد.
((در ((دعاى روز عرفه )) نیز حضرت چنین مى فرمایند:
((یا مَنْ لَهُ اَكْرَمُ الاَْسْماءِ!)).
((اى كسى كه باارزشترین و گرانقدرترین اسمها از آن تو است !)).
حال ، آنچه براى ما در این رابطه مهم است این است كه توجه نماییم در مقابل چگونه خدایى قرار گرفته ایم و در برابر پروردگارى با این همه كرامت چگونه باید رفتار نموده و چگونه بایداز این همه كرم الهى استفاده و بهره بردارى كنیم و با جهالتها و غفلتها، خود را از آن محروم نسازیم . بدین جهت ملاحظه مى كنیم كه اولیاى بزرگ الهى چگونه از كرم بى كران خداوند بهره برده و آن را واسطه درخواستهاى خود قرار داده اند:
((جَعَلْتُ بِكَ اسْتِغاثَتى وَبِدعائِكَ تَوَسُّلى مِنْ غَیْرِ اسْتِحْقاقٍ لاِ سْتِماعِكَ مِنّى وَلاَ اسْتیجابٍ لِعَفْوِكَ عَنّى ، بَلْ لِثِقَتى بِكَرَمِكَ وَسُكُونى اِلى صِدْقِ وَعْدِكَ)).(220)
((بارالها! از تو یارى مى طلبم و با خواندنت به تو توسل مى جویم نه از جهت آنكه مستحق آن باشم كه سخنم را بشنوى یا واجب باشد كه عفوت را شامل من گردانى ، بلكه از آن جهت كه به كرم تو اطمینان دارم و به راستى وعده هایت ، خاطر جمع هستم )).
O ((یا ذَاالْكَرامَةِ الظّاهِرَةِ!)).
((اى دارنده كرامت آشكار!)).
ممكن است منظور این باشد كه بزرگوارى و بخشش الهى آنقدر فراوان و فراگیر است كه همگان مى توانند آن را مشاهده و ملاحظه كنند. مقدارى توجه به ابعاد گوناگون زندگى و جهان خلقت ، این مطلب را براى آدمى روشن مى كند. و این در مقابل كرامتهاى غیرظاهرى پروردگار متعال است ؛ یعنى كرامتهایى كه تنها افراد خاص كه داراى قابلیتهاى خاصى مى باشند، قادر به درك و احساس آنها هستند.
در ((تعقیب نماز ظهر)) نیز چنین آمده است :
((اَللّهُمَّ اغْفِرْلى ... كَثیرَ تَفْریطى بِظاهِرِ كَرَمِكَ)).
((بارالها! با كرم و بزرگوارى آشكارت ، از خطاها و لغزشهاى فراوان من درگذر)).
یعنى اگر تفریط و خطاى من فراوان است ، كرم و بخشش تو نیز فراوان و آشكار است .
O ((یا مَنْ اَكْرَمَ بِجُودِهِ!)).(221)
((اى كسى كه با جود و بخششت ، گرامى مى دارى !)).
خداوند چگونه انسان را اكرام مى كند و به او ارزش مى دهد؟ در پاسخ باید گفت : با جود و بخششهاى فراوان خود هر خیر و خوبى كه به سبب جود الهى به انسان برسد، در واقع اكرام انسان از سوى خداوند متعال است . در ((اعمال روزهاى ماه رمضان )) چنین آمده است :
((اَللّهُمَّ ... وَلَم یَسئَلِ الْعِبادُ مِثْلَكَ كَرَماً وَجُوداً!)).
((بارالها! ... بندگانت تاكنون از كسى كه در جود و كرم مانند تو باشد، درخواست نكرده اند)).
O ((یا مُكْرِمُ!)).
((اى گرامى دارنده !)).
((یا مُكْرِمَ مَنِ اسْتَكْرَمَهُ!)).
((اى اكرام كننده آن كس كه از تو طلب اكرام نماید!)).
این جمله بیان كننده یكى از شرایط مهم دستیابى به كرم الهى مى باشد. و آن عبارت است از ((استكرام ))؛ یعنى طلب كرامت نمودن از پروردگار متعال . به عبارت دیگر، باید از انسان ((طلبى )) صورت گیرد تا از خداوند متعال ((بخششى )) به انجام برسد بدین جهت ، ملاحظه مى كنیم كه اولیاى الهى در ادعیه مباركشان با زبانها و بیانهاى گوناگون به دنبال كرم خداى خویش مى باشند. البته واضح است كه هراندازه این درخواست و طلب حقیقى تر باشد و هراندازه معرفت آدمى به كرم پروردگار متعال بیشتر باشد، دستیابى به این مقصود، عملى تر خواهد شد.
البته در اینجا هم مانند بقیه موارد، بسیارى از ما انسانها دچار اشتباه شده و كرامت و ارجمندى را در جاهاى دیگر و در دستان افراد دیگرى جستجو مى كنیم ، در حالى كه حضرت در دعاى ابى حمزه ثمالى چنین مى فرمایند:
((وَالْحَمْدُ للّهِِ الَّذى وَكَلَنى اِلَیْهِ فَاَكْرَمَنى وَلَم یَكِلْنى اِلىَ النّاس فَیُهینُونى )).
((حمد و ستایش خدایى را كه امور مرا به خودش واگذار نمود و در نتیجه مرا گرامى داشت و اكرام نمود و مرا به مردم واگذار نكرد تا آنان مرا خوار و پست نمایند)).
ما معمولاً كرامت و بزرگوارى را در امور دنیوى مى بینیم و با هزار و یك پستى به دنبال این كرامتهاى خیالى ، روان و دوان مى شویم . چه بسیار از پستیها و ذلتها كه در میان ما انسانها رنگ شرافت و كرامت به خود گرفته است و چه بسیار انسانهاى پست و بى ارزش ‍ كه در جایگاه كرامت بخشیدن به دیگران قرار گرفته اند!
به هرحال ، رسیدن به كرامت حقیقى كه همان كرامت الهى است ، آنچنان مهم است كه پیامبر گرامى اسلام (صلّى اللّه علیه و آله ) آن را هدف از بعثت خود بیان مى فرمایند:
((اِنَّما بُعِثْتُ لاُِتَمِّمَ مَكارِمَ الاَخْلاقِ)).(222)
((من برانگیخته شدم تا ارزشهاى اخلاقى را كامل كنم )).
بنابراین ، انبیاى الهى هدفشان از زحمات و تعلیماتشان آن بوده است كه بشر را از پستیها و ذلتهاى گوناگون نجات بخشند و او را به ارزشهاى والا و حقیقى برسانند. و اینجاست كه تمامى دستورات و تعالیم دینى معنا پیدا مى كند.


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 آبان 1388 08:52 ب.ظ