تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

کیمیای عشق - محقق حلی

محقق حلی

دوشنبه 4 آبان 1388 01:21 ب.ظ

نویسنده : هادی صدفی
ارسال شده در: آرشیو غنی کیمیای عشق ،
 
محقق حلی


زندگى نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
جعفر بن حسن حلى در یكى از روزهاى 602 قمرى به دنیا آمد. كه بعدها لقب محقق گرفت در دوران تحصیل از اساتیدى نظیر پدرش - ابن زهره حلى ، تاج الدین حسن بن على دربى ، شیخ مفیدالدین محمد بن جهم حلى و... سودهاى بسیار برد تا بتواند شاگردان بزرگى چون علامه حلى ، ابن داوود حلى ، عبدالعزیز السرایا صفى الدین حلى ، سید غیاث الدین عبدالكریم ، معروف به ((ابن طاووس ))، سید جلال الدین محمد بن على بن طاووس و ابن زكریا نجیب الدین ، معروف به ((ابن سعید هذلى حلى )) را تربیت نماید.
آثار محقق حلى كه یك ستاره تابناك در آسمان علم و معرفت است كه مهمترین آنها عبارتند از:
1 - شرائع الاسلام در فقه استدلال
2 - المختصر المنافع فى فقه الامامیه
3 - المعتبر فى شرح مختصر المنافع
4 - المعارج فى اصول الفقه
5 - نهج الوصول الى معرفة علم الاصول
6 - تلخیص الفهرست



محقق از گروه فقیهان شاعرى است كه اشعار وى حاوى نكات اخلاقى و عرفانى و حكمت آمیز است و اغلب بصورت مشاعره و مكاتبه و خطاب به پدر و دوستانش مى باشد.
سرانجام محقق در 13 جمادى الآخر روز پنج شنبه سال 676 قمرى در شهر حله دار فانى را وداع گفت كه سبب مرگ ایشان سقوط از پشت بام خانه اش ‍ نوشته اند.
دستورالعملها


بسم الله الرحمن الرحیم

(هان ، اى طالب علم ) باید از دانشجوئى ، رهائى از نادانى و رستگارى باشد؛ تا ریاكارى و ستیزه گوئى علمى در امان باشى .
براى رسیدن به حق ، كنكاوش و پرس وجو كن ؛ تا از رهزنى هواهاى نفسانى و جذبه هاى دنیائى رها گردى .
اطلاعات خود را از نظریه ها زیاد گردان و بر همه اقوال احاطه پیدا كن تا بر امتیازهاى آنها دست یابى .
مطلب را ریشه ، به نقص و ابرام گیر و همه اقوال احاطه پیدا كن تا بر امتیازهاى آنها دست یابى .
مطلب را از ریشه ، به نقض و ابرام گیر و دلیل و مستند او را پى گیرى كن ، تا از روى بصیرت و آگاهى دقیق آن را بر گزینى .
مطالب (پایه اى ) را از بر كن ، چون فكر و دانش را منسجم و همساز كند.
هم مباحثه شایسته و صالح برگزین تا از اخلاق وى ، كه ساختار درونیت از او شكل مى گیرد، بهره مند گردى .
بر توست : كه از فقیه نمایان پرگوى حاشیه پرداز و اطرافیان آنها، دورى كنى چه بسا آنان با حرافى و علم نمائى شان فریفته ات كرده و به ورطه جهالت خویش كشانند. بنابراین ، آنگاه كه تنازع و اختلاف فاضلان را در مسائل فقهى به درستى بنگرى - و این چیزى است كه به سختى به دست مى آید و جز با كاوش و بینش حاصل نگردد- بر تو آشكار گردد كه آن فرد گزافه گوى ، در بیان خویش تدلیس روا داشته است و در آنچه نشان داده ، حق را با باطل پوشانده است .
كاوشى افزون : در میان مردمان ، كسانى هستند كه كه خود را برده شهوت ، قرار داده اند. اوقات خویش را، در خواسته ها و هواهایشان صرف مى كنند؛ اما در جستجوى آن هستند كه (در ظاهر) به آثار نیكان ، شهرت یابند. (و خود را در آن زمره ، جاى دهند. ) و شیوه نیكوكاران را، برگزیده و به آن شناخته شوند. یا از این جهت ، كه این خصیصه (دوروئى ) در طینت آنان ، جاى دارد و یا آن را، ابزارى ساخته اند تا متاع اندك دنیا را، گرد آورند. این دو خصلت ، دوروئى ذاتى مى آفریند و گونه اى طبیعى ، تمایل شدید به ریاست دینى را پدید مى آورد. (این خوى ، تا آن جا رشد مى كند كه ) زمانى كه فضیلت شخص دیگرى پدیدار شود، از سلطه آن مزاحم (در ریاست ) به هراس مى افتد و از رقابت آن معارض ، ترس به دل راه مى دهد. اما نفاق و دوروئى اش ، او را از مقابله رویاروى ، باز مى دارد. (اما از پاى نمى شیند و به چاره مشغول است .) پس به طعن و قدح او مى كوشد (و از آن جمله ) مى گوید: اگر او چنان مى گفت ، سخنش استحكامى فزونتر داشت . یا اگر آن كلام را نمى گفت ، از خطا مصون تر بود...
اما تمام این سخنان ، براى افكندن این وهم است كه خودش ، سخنى روشنتر و جایگاهى ارجمندتر دارد. آنگاه كه با چنین فرد، مواجه شدى ، به خداوند پناه بر، كه مبادابه آن بلا، ابتلا یابى ، و آن را، عوض پاسخگوئى او، قرار ده .
(اینان چون به حقیقت فقه نرسیده اند) با پرگوئى و علم نمائى ، گفتارشان را سامان داده و كجروى خود را مى پوشاند.
گول سخنانى همچون : حق مطلب آشكار است ، جاى شك و شبهه نیست ؛ راه ، روشن و واضح است ؛ مخور و جلو این گزافه گوئى ها را بگیر. پاسخ این سخنان دشوار نیست ، زیرا بر هر مطلب دقیق و نیازمند پژوهش و كاوش ، مى توان عنوان آسان و روشن نهاد. سخنى را به ظاهر روشن نمایاندن ، دلیل روشن بودن حقیقت آن سخن نیست .
چنین فردى بدترین مردمان و بر امت (اسلام ) از دجال ، مضرتر است ، گویا مى بینم كه بسیارى از آنان كه دعوى انتساب به این فن (فقه ) را دارند، پاره اى از مقاصد كتاب (معتبر) را بنگرند و آن را پوشیده مى یابند و درك نمى كنند، آنگاه با فكر منجمد خود بر تاویلات فاسد حمل نمایند، و دیگران را به پیروى آن فراخوانند. چون گمان مى كنند به حقیقت رسیده اند. اینان ، مصداق آن مثل هستند ((اساء سمعا فاساء الاجابة )) (بد شنید و پاسخ ناپسند داد.)
از این روى ، بر تو باد كه در گفتارها عمیقانه كاوش كنى و تمام تلاش را بكار اندازى ، احتمال هاى (پدید آمده ) را دفع كنى ، آنگاه اگر واقع را دریافتى اظهار راءى كن و در غیر اینصورت ، توقف را پیشه ساز كه كناره اقیانوس ‍ هلاكت است .
(بدان ) تو در آن حال كه فتوا دهى از خدایت خبر مى دهى و سخن گوى زبان شریعت به شمار مى روى ، اگر به قطع و یقین تمسك ورزى ، سعادتمندى و اگر بر وهم و گمان ، بنیان راءى نهى ؛ زیان كار. فهم خویش را وزان كلام حق قرار ده (و آن را ملاك ساز) ((وان تقلوا على الله مالا تفعلون )) (مباد آنچه انجام نمى دهید بر خدا افترا بندید و به كلام دیگر حق بنگر):


((قل اراءیتم ما انزل الله لكم من رزق فجعلتم منه حراماو حلالا قل الله اذن لكم ام على لله تفترون )). (69)
((بگو آنچه از شما دیده مى شود كه برخى روزهاى خدا را حرام و بعضى را حلال مى شمارید، این از سوى خداست ، یا بر او افترا مى بندید؟)).
به ژرفى بنگر كه چگونه شیوه حكم را در دو شیوه منحصر كرد؛ آنگاه كه اجازه اظهار راءى تحقق نیافت ، تو بر خدایت افترا و دروغ بسته اى (اعاذناالله منه ).

 
 


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 آبان 1388 08:49 ب.ظ