تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

کیمیای عشق - امام خمینی

امام خمینی

دوشنبه 4 آبان 1388 01:24 ب.ظ

نویسنده : هادی صدفی
ارسال شده در: آرشیو غنی کیمیای عشق ،
امام خمینى (ره )

زندگى نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى در شهرستان خمین از توابع استان مركزى ایران در خانواده اهل علم و هجرت و جهاد و در خاندانى از سلاله زهراى اطهر علیه السلام ، روح الله الموسوى الخمینى پاى بر خاكدان طبیعت نهاد.
پدر بزرگوار امام خمینى مرحوم آیة الله سید مصطفى موسوى از معاصرین مرحوم آیة الله العظمى میرزاى شیرازى (ره ) بود كه در برابر زورگوئیها و ستمهاى خوانین و حاكمان منطقه به مقاومت برخاسته بود كه در مسیر خمین به اراك وى را به شهادت رساندند. بستگان شهید براى اجراى حكم الهى قصاص به تهران (دارالحكومه وقت ) رهسپار شدند و بر اجراى عدالت اصرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید.

 


بدین ترتیب امام خمینى از اوان كودكى با رنج یتیمى آشنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید وى دوران كودكى و نوجوانى را تحت سرپرستى مادر مؤ منه اش (بانو هاجر) كه خود از خاندان علم و تقوا و از نوادگان مرحوم آیة الله خوانسارى (صاحب زبدة التصانیف ) بوده است و همچنین نزد عمه مكرمه اش (صاحب خانم ) كه بانویى شجاع و حق جو بود، سپرى كرد اما در سن 15 سالگى از نعمت وجود آن دو عزیز نیز محروم گردید.
امام خمینى (ره ) در دوران زندگى همواره با طاغوتهاى زمان در حال مبارزه بود و از دین و آیین اسلامى دفاع مى كرد تا توانست حكومت اسلامى را در كشورى با سابقه 2500 سال شاهنشاهى بنا نهد و سكان هدایت این كشتى نجات مردم جهان را خود به دست بگیرد.
امام رحمة الله علیه با آنكه همواره در حال مبارزه با ظلم و ستم بود از درس ‍ و بحث نیز غافل نبوده و آثار بسیار گرانقدرى را از خود بیادگار گذاشته است كه در زیر به نام برخى از آنها اشاره مى كنیم :
1. شرح دعاى سحر
2. شرح حدیث راءس الجالوت
3. حاشیه امام بر شرح حدیث راءس الجالوت
4. حاشیه بر شرح فوائدالرضویه
5. شرح حدیث جند عقل و جهل
6. مصباح الهدایه الى الخلافة و الولایة
7. حاشیه بر شرح فصوص الحكم
8. حاشیه بر مصباح الانس
9. شرح چهل حدیث
10. سرالصلوة (صلاة العارفین و معراج السالكین )
11. آداب نماز (یا: آداب الصلوة )
12. رساله لقاء الله
13. حاشیه بر اسفار
14. كشف الاسرار
15. انوار الهدایة فى التعلیقه على الكفایة 2 جلد
16. بدایع الدرر فى قاعدة نفى الضرر
17. رسالة الاستصحاب
18. رسالة فى التعادل و التراجیح
19. رسالة الاجتهاد و التقلید
20. مناهج الوصول الى علم الاصول 2 جلد
21. رسالة فى الطلب و الارادة
22. رسالة فى التقیه
23. رسالة فى قاعدة من ملك
24. رسالة فى تعیین الفجر فى اللیالى المقمره
25. كتاب الطهارة 4 جلد
26. تعلیقة على العروة الوثقى
27. مكاسب محرمه 2 جلد
28. تعلیقة على على وسیلة النجاة
29. رسالة نجاة العباد
30. حاشیه بر رساله ارث
31. تقریرات درس اصول آیة الله العظمى بروجردى
32. توضیح المسائل (رساله عملیه )
33. مناسك حج
34. تحریر الوسیله 2 جلد
35. كتاب البیع 5 جلد
36. تقریرات دروس امام خمینى
37. كتاب الخلل فى الصلوة
38. حكومت اسلامى یا ولایت فقیه
39. جهاد اكبر یا مبارزه با نفس
40. تفسیر سوره حمد
41. استفتائات
42. دیوان شعر
43. نامه ها عرفانى
44. صحیفه نور
45. وصیتنامه سیاسى الهى
سرآنجام در ساعت 20/22 دقیقه روز شنبه سیزدهم خرداد 1368 قلبى از كار ایستاد كه میلیونها قلب را به نور خدا و معنویت احیاء كرده بود.
او جلوه اى از جلوه هاى كوثر بود و كوثر ولایت همیشه در زمین و زمانه ها جارى است .

دستورالعملها


بسم الله الرحمن الرحیم

هان اى عزیز! از خواب بیدار شو، از غفلت تنبه پیدا كن دامن همت بر كمر زن و تا وقت است فرصت را غنیمت بشمار، و تا عمر باقى است و قواى تو در تحت تصرف تو است ، و جوانى برقرار است و اخلاق فاسده بر تو غالب نشده ، و ملكات رذیله بر تو چیره نگردیده ، چاره اى كن ! و دوائى براى رفع اخلاق فاسده و قبیحه پیدا كن ، و راهى براى اطفاء نائره (فرونشاندن شعله ) شهوت و غضب پیدا نما.
بهترین علاج ها كه ((علماى اخلاق و اهل سلوك )) از براى این مفاسد اخلاقى فرموده اند، این است كه هر یك از این ملكات زشت را كه در خود مى بینى ، در نظر بگیرى ، و بر خلاف آن تا چندى ، مردانه قیام و اقدام كنى ، و همت بگمارى برخلاف نفس تا مدتى ، و بر ضد خواهش آن رذیله ، رفتار كنى ؛ و از خداى تعالى در هر حال ، توفیق طلب كنى كه با تو اعانت كند در این مجاهده .
مسلما، بعد از مدت قلیلى ، آن خلق زشت ، رفع شده و شیطان و جندش ‍ (لشكریانش ) از این سنگر، فرار كرده ؛ جنود رحمانى به جاى آنها، بر قرار مى شود.
مثلا: یكى از ذمائم اخلاق كه اسباب هلاكت انسان است ، و موجب فشار قبر است ، و انسان را در دو دنیا، معذب دارد، بد خلقى با اهل خانه یا همسایگان یا هم شغل یا اهل بازار و محله ، است كه این زائیده غضب و شهوت است .
اگر انسان مجاهد، مدتى در صدد برآید كه هر وقت ناملائمى پیش آمد مى كنى از براى او، و آتش غضب شعله ور مى شود، و بناى سوزاندن باطن را مى گذارد، و دعوت مى كند او را به ناسزا گفتن و بدگوئى كردن ؛ برخلاف نفس اقدام كرده ، عاقبت بد و نتیجه زشتى این خلق را یاد بیاورد، در عوض ‍ ملائمت به خرج دهد، و در باطن شیطان را لعن كند، و به خدا از او پناه ببرد. من به شما قول مى دهم كه اگر چنین رفتار كنى ، بعد از چند مرتبه تكرار آن ، به كلى ((خلق )) عوض شده و ((خلق نیكو)) در مملكت باطن شما منزل ، مى كند.
ولى اگر مطابق میل نفس رفتار كنید! اولا: در همین عالم ، ممكن است شما را نیست و نابود كند.
((پناه مى برم به خداى تعالى از غضب )) كه مى شود در یك آن ، انسان را در دو دنیا هلاك كند؛ خداى نخواسته موجب قتل نفس بشود. ممكن است ، انسان در حال غضب به نوامیس الهیه ، ناسزا بگوید؛ چنانكه دیده ایم ، مردم در حال غضب كه ((رده )) (سخنى كه سبب ارتداد مى شود) گفتند و مرتد شدند.
حكماء فرموده اند: ((كشتى بى ناخدا كه در موج هاى سخت دریا گرفتار شود، به نجات نزدیك تر است از انسان در حال غضب )).
یا اگر خداى نخواسته اهل جدال و مراء، در مباحثه علمیه ، هستى ، كما اینكه بعضى از ما طلبه ها گرفتار این سریره زشت هستیم ، مدتى برخلاف نفس ، اقدام كن . در مجالس رسمى كه مشحون به علماء و عوام است ، مباحثه پیش آمد كرد، دیدى طرف صحیح مى گوید، معترف به اشتباه خودت بشو، و تصدیق آن طرف را، بكن .
امید است در اندك زمانى رفع شود این رذیله . خدا نكند كه حرف بعضى از اهل علم و مدعى مكاشفه درست باشد، مى گوید: ((براى من در یكى از مكاشفات كشف شد كه تخاصم اهل نار كه خداى تعالى اطلاع مى دهد، مجادله اهل علم و حدیث است .)) انسان اگر احتمال صحت هم بدهد، باید خیلى در صدد رفع این خصلت باشد.
((روى عن عدة من الاصحاب ، انهم قالوا: خرج علینا رسول الله صلى الله علیه و آله )) یوما و نحن نتمارى فى شیى ء من امر الدین ، فغضب غضبا شدیدا لم یغضب مثله ! و قال : انما هلك من كان قبلكم بهذا. ذروا المراء؛ فان المؤ من لا یمارى ، ذروا المراء فان المؤ من لا یمارى ؛ ذروا المراء فان الممارى قدتمت خسارته . ذروا المراء قان الممارى لا اشفع . ذروا المراء فانى زعیم بثلاث ابیات فى الجنه فى ریاضها و اوسطها و اعلاها، لمن ترك المراء و هو صادق . ذروا المراء فان اول مانهانى عنه ربى ، بعد عباده الاوثان المراء)).
و عند ((صلى الله علیه و آله )): ((لا یستكمل عبد حقیقة الایمان حتى یدع المراء و ان كان محقا)). (182)
(از گروهى از یاران پیامبر روایت شده است : روزى پیامبر(ص ) بر ما درآمد در حالیكه ما مشغول جدل و مراء در مسئله اى از مسائل دینى بودیم آن حضرت به گونه اى خشمگین شد كه همانندش را ندیده بودیم ؛ سپس با همان حالت خشم فرمود: پیشینیان شما به همین ((مراء)) تباه شدند، رها كنید مراء را همانا مؤ من مراء و ستیزه گوئى نمى كند. مراء را رها كنید، مؤ من ((مراء)) نمى كند رها كنید مراء را، زیان كارى و خسران انسان ستیزه گوبه نهایت رسیده است . واگذارید ((مراء را)) من در روز قیامت شفاعت او نكنم . مراء را رها كنید كه من براى آنانیكه این صفت پست را رها كنند و راست كردار باشند در بهشت سه خانه را در سه جاى آن گلزار، وسط، و بالاى آن ضامنم . از مراء دورى كنید كه پروردگار من مرا پس از بت پرستى از او خوى نكوهیده نهى كرده است .)
نیز از آن حضرت نقل شده است : ((هیچ بنده ایمانش به كمال حقیقى نرسد تا آنگاه كه ((مراء)) را ترك كند، گرچه حق با او باشد.))
احادیث در این باب ، بسیار است . چقدر زشت است كه انسان به واسطه یك مغالبه جزئى كه هیچ ثمرى و اثرى ندارد، از شفاعت رسول اكرم (ص ) محروم بماند و مذاكره علم را كه افضل عبادات و طاعات است اگر با قصد صحیح باشد به صورت اعظم معاصى در آورد، و تالى عبادت اوثانش ‍ كند.
در هر حال ، انسان باید، یك یك اخلاق قبیحه فاسده را در نظر گرفته به واسطه خلاف نفس از مملكت روح خود بیرون كند. وقتى غاصب بیرون رفت ، صاحب خانه خودش مى آید محتاج به زحمت دیگرى نیست ، و عده خواهى نمى خواهد.
چون كه مجاهده نفس در این مقام به اتمام رسید، و انسان موفق شد كه جنود ابلیس را از این مملكت خارج كند و مملكتش را سكناى ملائكه الله و معبد ((عبادالله صالحین )) قرار داد؛ كار ((سلوك الى الله )) آسان مى شود؛ و راه مستقیم انسانیت روشن و واضح مى گردد؛ و ابواب بركات و جنات به روى او مفتوح مى گردد و خداى تبارك و تعالى به نظر لطف و مرحمت به او نظرى مى كند و در سلك اهل ایمان منخرط مى شود؛ و از اهل سعادت و اصحاب یمین مى شود، و راهى از ((باب معارف الهیه )) كه غایت ایجاد جن و انس است ؛ بر او باز مى شود، و خداى تبارك و تعالى در آن راه پر خطر از او دستگیرى مى فرماید. (ان شاءالله )


 
 


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 آبان 1388 08:44 ب.ظ