تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

کیمیای عشق - میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

دوشنبه 4 آبان 1388 12:27 ب.ظ

نویسنده : هادی صدفی
ارسال شده در: آرشیو غنی کیمیای عشق ،

میرزا جواد آقاملكى (ره )

زندگى نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

خورشید قرن سیزدهم هجرى رو به افول بود كه تبریز لبریز از شادى و سرور شد. ((لطف )) الهى پسرى زیبا به خاندان ((حاج میرزا شفیع )) داد كه ((جواد))ش نام نهادند.
ایشان مدارج علمى و عرفانى را نزد اساتید گرانبهایى پشت سر گذاشتند.
آنان كه با حالات ملكوتى و عبادى این فرزانه عارف آشنا بودند ایشان را از بكائون (177) مى شمردند. عبدى صالح كه سه ماه رجب ، شعبان و رمضان را پى در پى روزه مى گرفت و در قنوت نمازهاى نافله این بیت حافظ را مكرر مى خواند:
ما راز جام باده گلگون خراب كن زان پیشتر كه عالم فانى شود خراب (178)
برخى از شاگردان مرحوم ملكى (ره ) عبارتنداز:
1.امام خمینى قدس سره الشریف
3. آخوند ملا على همدانى
2.حاج آقا حسین فاطمى قمى 4. حاج شیخ عباس تهرانى
5. سید محمود مدرسى
6. حجة الاسلام سید محمود یزدى
7. محمود مجتهدى
8. شیخ اسماعیل بن حسین (تائب )
9. حاج میرزا عبدالله شالچى

و آثار وى عبارتند از: 



اسرار الصلاة ، المراقبات یا ((اعمال السنه ))، رساله لقاء الله ، حاشیه فارسى بر ((غایة القصوى )) و...
مرحوم حاج میرزا عبدالله شالچى درباره استاد خود مى گوید:
((مرحوم استادم ، آیة الله ملكى ، اجتهاد فكرى و درونى داشت ، در برداشتهاى درونى قوى بود. ایشان دستورهایى در خوردن و خوابیدن و اعمال و رفتار ارائه مى دادند كه بسیار مؤ ثر بود و شخص را پاك و آراسته مى كرد و به سوى حق رهنمون مى ساخت .))
و سرانجام حاج میرزا جواد آقا ملكى تبریزى در یازدهم ذیحجه سال 1343 قمرى به نداى حق لبیك گفت و مزار شریفش هماكنون در قبرستان شیخان قم محل زیارت عاشقان الله است .
دستورالعملها

بسم الله الرحمن الرحیم

بدان : مهمترین وظیفه علماء در ماه مبارك رمضان (و ایام تبلیغى دیگر) پیشنمازى و موعظه است .
عالمى كه با مبارزه طولانى ، نفس خود را (در برابر آفات اخلاقى ) نیرومند ساخته و دام هاى فریب هوا را نیك دریافته است ، بایسته است كه در بر پائى این دو مهم بكوشد، بویژه ((موعظه كردن )) كه هیچ كارنیكى با آن برابرى نتواند، و این مقال را گنجایش برشمارى و تبیین بهره هاى آن نیست .
بر (واعظ و پیشنماز) در راس همه كارها، نیت پاك و اخلاصى راستین لازم است تا از آفت هاى آن درامن مانند.
باید خو را بیازماید: انگیزه او از ارشاد و موعظه چیست ؟ اگر دین است بكار موعظه پردازد و اگر خداى نخواسته انگیزه او آلوده به خواهش هاى نفسانى است ، یا اخلاص كارش بر او، روشن نیست ، موعظه خلق را ترك كرده ، به سازندگى خویش پردازد، و در پى كسب دو گوهر گرانسنگ ((صدق و اخلاص )) بر آید. چنانچه در این تلاش ، راستى و خلوص ‍ داشته باشد، خداوند او را راه نماید كه خود فرموده : ((و من جاهدفینا لنهدینهم سبلنا)) اگر بخواهد به ارزیابى خلوص خود در پیشنمازى پردازد به بررسى نفس خویش و انگیزه او در پیشنمازى پردازد.
آیا كار او جهت مقام امامت مردم و شرف این عمل نزد مردم است ، یا بخار فرمان خدا و رشاى او است ؟
آیا كم شدن مامومین یا شركت نكردن علماء و طلاب در نماز او، میل او را به پیشنمازى كم مى كند، و از سوى دیگر شركت بزرگان و اشراف در نماز او، او را دل خوش مى سازد؟ اگر چنین است بداند كه پیشنمازى او فقط براى مقام است و یا آلوده به جاه طلبى است .
اگر نفس به توجیه پردازد كه ، شادمانى من از شركت بزرگان ، و جمعیت زیاد، از تعظیم شعائر، ترویج دین و بیشتر شدن ثواب است ، زینهار از این گونه دسیسه ها. اگر بخواهى ، راست روى خود را در این امر بیایى ، فرض كن شرایطى را كه امامت تو بر یك یا دو نفر ثواب بیشترى از امامت بر جمعیت انبوهى دارد، آیا رغبت تو بر امامت این دو نفر بیشتر است یا آن انبوه جمعیت ؟
افزون بر این : ببین حال خود را در صورتى كه پیشنمازى و پیش افتادن دیگرى و اقتدا و پیروى تو، بیشتر خلق را ارشاد و دین را ترویج مى كند آیا همانند وقتى كه خود پیشنماز باشى در شكوه این مسجد و این نماز جماعت تلاش مى كنى ؟
اگربازهم نفس به توجیه پرداخت كه : ((میل من در ترویج دین به امامت خدم براى بهره ورى ام از ثواب امامت جماعت است و مسابقه در تحصیل این امور شایسته است )) زینهار بدون آزمایش خود كه فریفته این گونه توجیه ها، گردى . بنگر كه اگر ترویج دین به ماموریت تو است نه امامت ، بازهم با نشاط در پائى جماعت مى كوشى ؟
خلاصه ، مسئله در صدق و اخلاص از موى باریك تر است . (بزرگان در این صراط لغزیده اند چه بسا بعد از سالها عبادت به بى اخلاصى خویش پى برده اند.
از بعضى بزرگان نقل كرده اند كه : ((او مدت سى سال در صف اول جماعت شركت مى جست و بر انجام این عبادت شادمان بود، روزى بخاطر مانعى در صف دوم قرار گرفت ، بناگاه حالت شرمندگى در خویش ‍ دید، و بر او معلوم شد كه مراقبت او بر حضور در صف اول در این سى سال آلوده به ((ریاء)) بوده اغست ، همه نمازهاى سى ساله را دو باره قضا كرد)).
برادرم بنگر به این عالم مجاهد و در مقام او مطالعه كن : چگونه با وجود كه خود امام جماعت نبود بر حضور در صف اول مواظبت كرد و براى تادیب نفس خود به ((قضاء نمازها)) داشته اند.
از همین جا، حال واعظى را بفهم ، افزون برآفات یاد شده واعظى را آفت هاى ویژه اى است ، فراوان و ظریف . این آفت ها، همان آفت هاى زبان است كه بزرگان از ترس آنها به سكوت پناه مى بردند و با وجود برترى كلام بر سكوت چه تمام خوبى ها بوسیله كلام نازل و استوار گشته است و با كلام خوبیها در زمین منتشر مى شود سكوت را بر كلام ترجیح داده اند.
بر واعظ است كه تمام ریزه كارى هاى بیان شده در امامت جماعت را براى كسب صدق و اخلاص مراعات كند و افزون بر صدق و اخلاص در وعظ، مراقب ربان خویش باشد.
مطلبى را بدون دلیل به خدا نبندد، بدون آگاهى و علم سختى نگوید، به هنگام موعظه دیگران خود را مبر انسازد، دیگران را نادان و خود را بربر نپندارد، فتنه ایجاد نكند، مردم را در جهت كشت و كشتار و دیگر چیزهائى كه مسلمین ضرر مى زند برنانگیزد.
زینهار كه سخنى گوید كه باعث انحراف عقیده مردم شود ولو بدین صورت كه شبهات ابلیس و پاسخ آنها را باز گوید، ولى شنونده پاسخ شبهات را درست درنیابد.
در ترسانیدن و یا امیدوار ساختن ، میانه روى را مراعات كند، و مردم را به یاس یا غرور در انجام گناه مبتلا نسازد.
چیزهایى را كه شنونده در غلو افتد، یا اعتقاد او به انبیاء و اولیاء سست مى شود نگوید. از بردن آبروى اشخاص بویژه خواص غواص گذشتگان ، افترا به پیامبران ، اوصیاء و دانشمندان بپرهیزد.
زینهار كه با سخت گیرى بر مردم ، و وادار كردن آنان به پذیرش چیزهایى كه ظرفیت آن را ندارند، مردم را به خیر، شریعت ، عبادت ، انبیاء، علم و عالم بد بین سازد. از نشر بدیها با نقل داستانهاى فاسقان و بدكاران بپرهیزد.
حیله هاى شرعى كه بایسته نیست ، بر مردم نیاموزد، از مانور دادن در منبر بویژه اگر زنان در مجلس حضور دارند، بپرهیزد، و گفتار زشت یا رفتار زشت را در منبرنداشته باشد.
شنیده شده است كه واعظى بر منبر، ((عمل استبراء)) را بگونه اى زننده به مردم تعلیم داده است ، واعظى دیگر گناهكاران را بر منبر با الفاظ ركیك و زننده فحش مى داده است . همه این ها آفت هاى واعظى اند. موعظه را، آفت هاى بسیارى دیگر نیز هست .
بر واعظ است كه مراقبت كند بعد ازتكمیل مراتب اخلاص و صدق فرمان خدا: ((اتا مرون بالبر و تنسون انفسكم )) را.
نخست به موعظه خود پردازد، آنگاه با رفق و مدارا و حكیمانه مردم را موعظه كند، حالات شنوندگان را مراعات سازد. اگر شنونده ویژه اى ندارد، جانب ترس را در موعظه اش بیشتر آرد، و اگر شنونده اى دارد، كه انذار و ترساندن او را مایوس مى كند، یا حالت دیگر در او پدید مى آورد، مراعات حال آن شنونده را بنماید.
گفته اند حضرت زكریا(ع ) به هنگام حضور حضرت یحیى (ع ) در مجلس ‍ وعظ او، نامى از آتش ، عذاب و جهنم بمیان نمى آورد، همچنین اگر شنونده هتاكى حضور داشته باشد، از امید و عفو سخن گفتن او را بر نافرمانى خداوند جرئت مى دهد، و به هلاكت افكند.
كوتاه سخن : واعظ، با شنوندگان خود باید حالت پدرى حكیم را داشته باشد. آنچه را برآنان سودمند است دریغ ندارد و آنچه را زیان آور است دفع كند.
بدان : سودمندترین و موثرترین موعظه آن است كه با عمل همراه باشد، لقلقه زبان نباشد، چه بسا فاصله بین گفتار و رتار واعظ، مردم را برانجام گناهان جرئت داده و آنان را به علماء و انبیاء بدبین ساخته و از دین خارج كند.
از بیان امور غربیه اى كه با عقل عرفى مردم سازگار نیست بپرهیزد. مثلا ثواب هاى زیادى را كه در روایات بر یك كار كوچك آمده است ، مجرد و بدون توضیح نگوید: بلكه بهمراه آن قدرت خدا، و فلسفه این مقدار ثواب بر این عمل را، نیز بیان كند تا عقل به انكار روایات نپرداخته و وعظ او موثر افتد، بویژه در دورانى كه ملحدین با القاء شكوك و شبهه ها و ایرادها در پى بیرون كردن مسلمان ها از دین شان مى باشند.
نمى گویم كه به طور كلى این اخبار را نگوید، بلكه بگونه اى بیان كند كه عقل آن را بپذیرد دو آنچه را كه سبب از بین رفته استبعاد عقلى مى شود با آن همراه كند.
براى نمونه در تبیین ثواب دو ركعت نماز كه خداوند تعالى شانه در برابر هر حرفى كه مى خواند كاخى از دروز بر جد در بهشت به او مى دهد، گوید: عالم خیال ربا بنگرید كه بدون عمل و پرسش در آن عالم آنچه بخواهد به او مى دهد، در خیال خود مى توان در عرض یك ساعت هزار شهر از لولو و مرجان را خلق كرد. آن خدایى كه به عالم خیال این قدرت را داده است ، قدرت آن دارد كه بر عمل خیال آمده است عینیت بخشد. چنانچه درباره اهل بهشت آمده است كه آنان هر آنچه اراده كنند مى یابند و این برخاسته از قوت وجودى و توانائى آنها بر عینیت دادن به صورتهاى خیالى است اینكه خداوند بندگان مومن خود را در آخرت چنین توانى بخشد، از عقل بدور نیست ؛ حال اینكه در همین دنیا به بعضى از بندگانش این قدرت را بخشیده است همانگونه كه برخى اولیاء این قدرت را در موارد لازم ابراز كرده اند.
چنانچه حضرت ثامن الائمه (ع ) عكس شیر را تبدیل به شیر خارجى مى كند. حضرت موسى عصا را به اژده ها تبدیل مى سازد، حضرت عیس (ع ) مردگان را زده مى كند و حبیب خدا پیامبر ما(ص ) ماه را مى شكافد، مرده را زنده مى كند، سنگریزه را به سخن مى آورد، و بیماران را شفا مى بخشد و...
افزون بر این ها، خود تو، بر خلق صورت هاى بسیارى در علم خواب و خیال توانائى ، كه اگر بعضى موانع كنار رود، آنها دقیقا همانند موجودات خارجى را گاهى از اوقات ببینى امر معكوس شده ، موجودات خارج را خیالى و صورت هاى خواب و خیال را عینى مى پنداشتى .
بنابراین ((ثواب زیاد)) نه نامقدور است بر خداوند، كرم او را پایانى است ، چگونه بر مومنان كرم و بخشش بسیار نكند، آنكه كرامت و عطاهاى او بر كفار و معاندین در دنیا بى شمار است .
كوتاه سخن : اگر واعظ ثواب عبادات ها و كارها را همراه با این مقدمات بیان كند، خردهاى ناتوان این مطالب را دور نپنداشته و موعظه او زیانى بر دین و اعتقاد شنوندگان او نخواهد داشت .
برواعظ است : شنوندگان را بیمارانى برخوردار از مرض هاى گوناگون ؛ خود را طبیبى معالج ؛ گفتار، مطالب و مواعظ را داروها و معجون هایى كه با آن بیماران را معالجه مى كند بشمار آرد.
باید احتیاط و مراقبت او از طبیبى كه مریض صعب العلاج را معالجه مى كند، بیشتر و دقیق تر باشد، چون امور روحانى والاتر و دقیق تر است ، و خطر آن دائمى و تباهى آن بزرگتر است .
بر واعظ است كه براى انجام این امر مهم خود و كارهاى خود را به امامان معصوم (ع ) واگذار كند. (بیاد آرد كه موعظه او و حال او بهرگونه اى باشد به آنان عرضه و تسلیم مى شود.)
پیش از شروع منبر خدا را بخواند و توجه به او داشته باشد، و قبل از شروع سخن با قرائت ((بسم الله )) از خداوند یارى جوید. پس از آن سپاسى كوتاه گوید و با پناه بردن از شر شیطان و هواى نفس به پروردگار، موعظه را آغاز كند و سعى كند خویش را از اشتباهات حفظ كند.
بیقین خداوند او را نگاه دارد، و گفتار و مواعظ او را سودمند، موثر، نور و حكمت ، قرار دهد.
هدف او از موعظه باید: استوارى عقیده شنوندگان در دین ، ایجاد عشق خداوند، پیامبر و اولیاء(ع ) در دلها باشد، و در این راستا نعمت هاى بى پایان الهى را بر شمارد، و فرمان او را خطیر و عظیم جلوه دهد، و شدت خشم و سختى عقاب او را به یادها آرد.
بر شنوندگان ، ادب مراقبت با خدا و انبیاء و اولیاء را بیاموزد، و آنان را از زیبایى این زندگى دنیوى ، و زیور و زینت آن بر حذر دارد و پارسائى شان بخشد.


حالات اهل مراقبت ، خوفى كه آنان از خداوند داشتند، عبادات ها و مراقبت هاى آنان ، عشق و شوق آنها به دیدار خدا، لطف پروردگار به آنها، كرامت هاو عطاهایى كه خداوند به آنان داده است بر شنوندگان بر شمارد.
در لابلاى سخنان خود برخى از معارف بلند و استوار را با نرمى و بیان ساده در قالب الفاظى مانوس با زبان آنان و با استناد به باورهاى آنان همانند انبیاء(ص ) بازگوید.





 
 


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 21 آذر 1388 03:48 ق.ظ