تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

کیمیای عشق - عشق چیست؟

عشق چیست؟

پنجشنبه 6 اسفند 1388 01:46 ق.ظ

نویسنده : هادی صدفی
       عشق چیست؟

چرا به آتش تشبیه میشود؟


مگر آب زلال نیست و هوا زلال تر از آب؟


پس چرا به آتش؟
عشق آتش سوزانی است و میسوزاند ولی چه را می سوزاند؟

خودم میگویم


آتش صفتی دارد به نام قهروسلطنت بر سایر موجودات دارد

چطور؟

هر چه را در آتش بیندازید آتش تبدیل به خودش میکنه!

آب را بخار میکنه از جنس خودش

کاغذ و سنگ و آهن و ... همه را ذوب میکنه

حتی هوا را

اکسیژن و نیتروژن و ... را همه و همه را تبدیل به خودش میکنه

این ماهیت آتشه که همه چی رو تبدیل به خودش میکنه

عشق هم همچنین
عاشق را تبدیل به معشوق میکنه

از مثالهای دم دستی شروع کنیم تا بالا

مثلا پسر و دختر عاشق هم میشن

جوری لباس میپوشن که طرف مقابل میپسنده

طوری موهاشو شونه میکنه و ادکلن و عطر میزنه و کفش میپوشه و حتی حرف میزنه که اون میخواد

اصلا اسمشو هم حاضره عوض کنه چون اون ازاین اسم خوشش نمیاد

حتی میبینی از غذایی خوشش نمیاد ولی وقتی میفهمه که طرف اون غذا رو دوست داره ذائقه اش هم عوض

میشه و از اون غذا خوشش میاد ومیخوره

پدر عشق بسوزه

چه کارا که نمیکنه

ولی حقیقت داره

ماهیت عشق اینه كه عاشق رو از خودش دور کرده و جدا میکنه و تبدیل به معشوق میکنه

**((هر کس به هردرجه عاشق شدبه همان درجه معشوق میشه))**

البته در این مرحله انسان هرچقدر هم بگوید عاشق شدم باورکردنی نیست حتی اگر خودکشی هم کند به خاطر

معشوقش

چرا؟
انسان چند تا نفس داره که سه تا شو شنیدی ولی دومی که خیلی مهمه و تمام مشکلاتمون از طرف اونه کمتر شنیدیم

1- نفس اماره این نفس دائما به ما دستوربه بدی میدهد البته از اول این نفس فعال نمی باشد بلکه بعد از

گوش دادن به فریبهای نفس قبلی که اسمش را بعدا میگم این نفس فعال میشه

انسان اسیر نفس اماره که شد با اینکه میداند فلان عمل گناه کبیره است ولی به هیچ وجه نمی تواند آن کار را
نکندچون عبد نفس و شیطان شده و مجبور به اطاعت است

با این که میداند

یعنی عامداعالما گناه میکند (معاذالله )

2-نفس مسوله : اسم این نفس را شاید نشنیده باشی ولی خیلی شیطانه

تموم مشكلاتمون از ناحیه اونه

چطور؟

این نفس كارش زینته یعنی كار خوب را بد و مشكل جلوه میده و كار بد را خوب و زیبا زینت میكنه و جلوه میده

این لذت كاذبی كه در سطح ظاهری و پوسته گناه هست از ناحیه همون نفسه

مثلا انسانی كه به سن بلوغ میرسه و غریزه برای ازدواج و بقای نسل دارد و این شهوت چیز خیلی خوبی است اگر

 از طریق درست و شرعی آن استفاده شود ولی این نفس میاد روی این غریزه یه زرورق میكشه و روش كمی

شیرینی و گل و ادكلن و كارت تبریك ....میكشه و هزار جور زینت میكنه روی بشقاب طلایی به دست انسان میدهد

انسان بیچاره چه دختر چه پسر فكر میكنه كه عاشق شده

میره اطاق تنها میشینه چراغارو خاموش میكنه و موسیقی رومانتیك میذاره و حال معنوی خاصی پیدا میكنه و ...

تو دنیا هیچكس اونو درك نمیكنه پدرو مادر كه جونشونو در راه اون فرد گذاشتن غریبه میشن و دركش نمیكنن و فقط

 معشوقه كه اونو درك میكنه

خیلی جالبه

اگر خیلی خوشبین باشیم خیلی ساده لوح باشیم فقط بعد از 5 سال بعد از ازدواج اینا اگه یه سری به خونشون

بزنیم شاخ در میاریم اینا همون كبوترای عاشق بودن كه برای هم میمردن و دل و قلوه هاشونو برا هم كباب میكردن

غیر از تو من كسی رو ندارم(فلانی و عشقی من لی غیرك)

اگه تو یه لحظه نباشی من هم نخواهم بود

و هزاران جملات عاشقانه پوشالی دیگه

ولی بعد 3 یا4 سال دیگه هم اینطورین؟

واقعا اینطور نیست

حرفشون اینه : اگه این بچه نبود یك لحظه هم پیشت نمیموندم

به به بوی دل و قلوه كباب شده عاشقانشون الان همه جا رو پر كرده

یروزاین قهر میكنه میره خونه مامانش یه روز هم اون یكی

بله این همون غرایز و شهواته كه پشت زرورق بود و بعد از چند ماه و سال بیرون پریده و خودشو نشون داده

بعد از ازدواج نفس مسوله كه خیلی زیركه هوس را كه پوشانده بود بیرون میندازه و زرورق كه نامش عشق بود رو

پاره میكنه

غیر از فحش و بد و بی راه چیزی از زبونشون بیرون نمیاد

چون تو بیرون خیلی خوشگلتر و مهربون تر از همسرشون رو میبینن و میگن چه غلطی كردیم با این ازدواج كردیم

این یكی كه از اون بهتره پس چرا به اون دل دادم

از این به بعد دیگه به اون یكی دل میدم و ...

اینه آخر و عاقبت ازدواج بر اسا س نفس مسوله
نفس مسوله به کمک شیطان زینت دهنده اعمال انسان هستند

ولی اگه كمی انسان متعبد باشه به دستورات خالقش هم در دنیا خوشبخته هم در آخرت
اسلام گفته معیار های انتخاب همسر چه باید باشد كه اگه از قضا بد هم از آب درآمد باز هم برنده هستی و احساس ناراحتی چندانی نخواهی داشت
همسر امام خمینی در خاطراتشان میگن : تا آخرین لحظه ای كه در كنار حضرت امام بودم تقریبا در طول این 60 سال یكبار هم به من نگفتن فلانی یه لیوان چایی برام بیار یا وقتی به اطاقشان میامدم كنارشان مینشستم  خودشان بلند میشدند در را میبستند میگفتم به من میگفتین ببندم؟امام میگفتند من حق ندارم به شما دستور بدهم
یا وقتی میدیدند لباسارو میشورم فورا بچه ها رو صدا میكردند تا آنها كمك كنند
اصلا از دلشان نمیامد كه ببینند من مشغول كار سخت هستم
یا مرحوم آیة الله سیبویه بالای منبر میفرمود:بعد از غذا سر سفره پیش تموم بچه ها و داماد ها و عروسها دست زنمو میبوسم كه اینهمه زحمت میكشه من به او افتخار میكنم
یا مثلا علامه طباطبایی در تشییع جنازه همسرشان گریه میكنند
وقتی میپرسند كه آقا ما صبر را از شما یاد گرفتیم چرا بی صبری میكنید ؟
فرمودند شما نمیدانید كه من چه همسر باوفا و دلسوز و مهربانی رو از دست دادم
این چه سری و رازی است كه هر چی پیر تر میشن احساساتشون به هم لطیفتر با ادب تر با نشاط تر تازه تر وزیباتر میشود
بله این ادب اسلامه
این تربیت اسلامه
این لطافت و زیبایی اسلامه
خاك بر سر احمقهایی كه اسلام را دین زشت و خشك و سیاه و بی عاطفه نشان میدهند
این علمای ما برین زندگیشونو ببینین با خانوادشون چه جوری برخورد میكنن
وصیتنامه آیة الله میانجی رو دیدین چقدر سفارش كرده به بچه ها كه مواظب حاج خانم باشن؟
این سیره اهل بیت (ع)و پیامبر اعظم(ص) كه فرمودند بهترین شما اونیه كه با همسرش بهترین رفتار رو داشته باشه و من از همه شما به همسرانم مهربانترم
بله این محبت اكسیره كه بر پایه دین و ایمان باشه نه هوس زود گذر

3- نفس لوامه : خوب از انواع نفس میگفتم

این نفس همان عذاب وجدانه

وقتی یه کار غلطی كردیم در درونمان ندایی میشنویم كه این چه كاری بود چرا ؟ نباید این كارو میكردی

حالا میخوای چیكار كنی؟ و ...

لا اقسم بالنفس اللوامة

    4- نفس مطمئنه : یا ایتها النفس المطمئنة...

كه میفرمایند درشآن امام حسین (ع) نازل شده

البته بحث در این زمینه خیلی زیاده كه فعلا صرف نظر كنیم

خوب روایات زیادی در این زمینه هست كه بعضی هاشو در قسمت وحی نامه درج میکنم لطفا مراجعه بکنید ببینید

چقدر روایات فراوانی در زمینه عشق و محبت داریم

مثلا:هر کس به هر چه که عاشق بشود به آن صورت محشور میشود

هرکس به هرچه که عاشق بشود او را عبادت کرده است(معبودو خدای هرکسی معشوق اوست)

مثال دیگر:

عشق مادر به بچه اش را دیدی؟

حتما دیدی چون به هر حال مادر خودتو دیدی

اگر هم از دنیا رفته خداوند بیامرزتش

ولی عشق مادر به فرزند مثال زدنی است

حاضر است جانش را بدهد تا فرزندش زنده بماند

وقتی بچه مریض میشه مادر هم مریض میشه

با بچه وقتی میخواد حرف بزنه حرف زدن خودشو فراموش میکنه و مثل بچه حرف میزنه و باهاش مثل بچه بازی
میکنه

این اثر عشقه

بالاتر بیاییم

عشق استاد به شاگردش

استاد (البته به معنی واقعی )

آن مطالب عمیقی را که به آن با حکمت و استدلال ومعرفت و شهود یقینی رسیده الان باید در جان شاگرد لایقش

القا کند و مستقر نماید در جانش و این کار هر کسی نیست

جابه جا کردن چهل تاکوه با قاشق راحت تر از این کار است که  مطالب عمیق شهودی را در ادبیات مستضعفین و

فقرای اعتقادی و علمی بیان کرد

انسان را ذوب میکند

یه چیزی میگم یه چیزی میخونی و میشنوی

من که خودم اهلش نیستم ولی تا این حد میدانم اگر عشق استاد به شاگرد نباشد این کار محال است که تعلیم
داده شود

اصلا اگر عشق نباشد درب تعلیم و تعلم ابد الدهر تعطیل است و همه ول میگشتند

ولی الحمدلله قبل از این که خداوند متعال از جاهل تعهد آموختن رابگیرد از عالم تعهد تعلیم گرفته است

مگر نه این که بیشتر از تشنه این آب است که به عشق تشنه خودش را از آسمان به زمین پرتاب میکند و خودش را

در خم و پیچ کوهها و دره ها سرازیر میکند و سرش را به هر سنگ خارایی میکوبد تا به تشنه برسد

با این مقدمه:

این عشق انبیاءو اولیاءچه هیاهویی به پا کرده که عالم را واله وحیران خود کرده مخصوصا عشق 14ذات مقدس پاک

نورانی به امتشان چه بوده که آنها را تا به مسلخ ومذبح عشق میکشاند

این چه سری است. احادیثی در این باره هست که گفتنش خالی از لطف نیست

انبیاءبا امتشان به اندازه عقولشان صحبت کرده اند

اگر مردم عشق ما را به خودشان ببیننداز دنیا و آخرت و ما فیها قطع علاقه میکنندو ...

خداوند انسان را به صورت خودش آفریده است

(چرا ؟ میشود احتمال داد بر مبنای حدیث قدسی که می فرماید: الله جل و علی : کنت کنزا مخفیا فاحببت لان اعرف...

من گنج مخفی بودم پس عشق ورزیدم که شناخته شوم پس خلق کردم

در حدیث دیگری رسول اعظم میفرمایند:

اول ما خلق الله نوری


یعنی اولین مخلوقی که خداوند متعال خلق کرد نور من بود از نور من هم نور علی و فاطمه و به ترتیب تا معصوم
چهاردهم .

پس خداوند متعال اولین بار عاشق نور خودش شد خداوندی که صورت ندارد بلکه صرف وجود است و بی تعین و

نامحدود و بی قید ولی اولین حدی که به وجود نامحدود خودش نقش زد عشق بود

اولین جرقه خلقت عشق بود و هست و خواهد بود

سبقت رحمته غضب
ه

رحمتش بر غضبش سبقت گرفته است

کتب علی نفسه الرحمة

رحمت را بر خودش واجب کرده




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -