تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

کیمیای عشق - تقرب به سوى سگ

تقرب به سوى سگ

چهارشنبه 22 مهر 1388 07:30 ق.ظ

نویسنده : هادی صدفی
ارسال شده در: آرشیو غنی کیمیای عشق ،
 تقرب به سوى سگ

مرحوم هیدجى ، محشى منظومه ملاهادى ، دیوانى دارد، او قضیه جالبى نقل مى كند، مى گوید: مقدسى بود در

محله اى و یا روستایى ، شبى براى عبادت به مسجد رفت . مسجد خالى بود، دو ركعت نماز كه به جا آورد، صداى خش

 خشى از گوشه هاى مسجد شنید، با خود گفت : پس من تنها در مسجد نیستم ، كس ‍ دیگرى هم گویى در

مسجد هست ،


 سپس شیطان او را وسوسه كرد و شروع كرد با صداى بلدتر نماز خواندن ((ولا الضالین )) را با مدّ

تمام كشیدن ! به خیال این كه فردا آن ناآشنا، در ده و محلّه منتشر مى كند كه فلانى ، دیشب در مسجد، تا صبح

مشغول راز و نیاز بود و نماز نافله به جا مى آورد. این مقدس مآب بیچاره ، به همین خیال ، حتى شب را هم به منزل

نرفت و تا صبح مشغول نماز و راز بود. صبح كه هوا روشن شد، وقتى كه خواست از مسجد خارج شود، دید سگى

نحیف و ضعیف از گوشه شبستان آمد و از در بیرون رفت . یك باره فهمید كه همه آن خش خش ها، از این سگ بوده

كه از سرماى شب ، به داخل مسجد پناه آورده است و همه نماز نافله ها و گریه ها و اشكهاى جناب مقدس هم به

 جاى تقربا الى الله ، تقربا الى الكلب بوده است


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 23 آبان 1388 04:13 ق.ظ