تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

کیمیای عشق - هادی بودن خدا ؟؟؟ 2

هادی بودن خدا ؟؟؟ 2

دوشنبه 4 آبان 1388 10:30 ق.ظ

نویسنده : هادی صدفی
ارسال شده در: آرشیو غنی کیمیای عشق ،
قسمت دوم

((یا راشِد!)).
((اى رشد دهنده و راهنمایى كننده !)).
O ((یا مُرشِدَ مَنِ اسْتَرشَدَهُ!)).
((اى رهنماى هرآن كس كه خواستار رهنمایى و ارشاد باشد!)).
O ((یا رَشِید!)).
((اى به راه راست برنده و ارشاد كننده !)).
((رشد)) به معناى ((استوارى و برقرارى در راه درست )) مى باشد. و یا به عبارتى ، تكامل یافتن ، كامل شدن ، از دست دادن ضعفها و نقصها و به دست آوردن تواناییها و كمالات را مى گویند.
آدمى داراى دو نوع ((رشد)) است ؛ یكى رشد جسمى و مادى و دیگرى رشد روحى و معنوى ، همانگونه كه ((رشد جسمانى )) تابع شرایط و ملاكهاى خاصى مى باشد، ((رشد فكرى )) و روحى انسان نیز تابع مقررات و ضوابط خاص خود مى باشد به طورى كه بدون آن نه تنها رشدى براى انسان حاصل نمى شود بلكه به نقایص و كمبودهاى انسان اضافه مى شود. ((دین )) را به عبارتى مى توان ((برنامه رشد انسان )) دانست كه از سوى پروردگار متعال براى انسان تنظیم و ارسال شده است . اما باید دانست كه فهم دین و عمل به آن ، توفیقى است كه باید از سوى خداوند متعال نصیب انسان بشود.
و به عبارتى دیگر، ((ارشاد)) مرشد اصلى ، یعنى خداوند متعال ، در لحظه لحظه زندگى ، براى ((رشد)) انسان لازم و حتمى است . انسان با رشد الهى به قدرت و كمالاتى مى رسد كه قبلاً فاقد آن بوده است و یكى از فرقهاى اساسى انسان با بسیارى از موجودات در همین است كه انسان قابلیت آن را دارد تا با یك برنامه صحیح ، به مراتب و درجات بالایى از هستى دست یابد و از نتایج آن بهره مند شود.
یكى از مطالبى كه درباره هدایت الهى قبلاً ذكر شد، این بود كه خداوند متعال ((هادِىَ مَنِ اسْتَهداهُ)) مى باشد؛ یعنى ((خداوند متعال كسانى را كه از او طلب هدایت كنند، هدایت مى نماید)) و در اینجا نیز شبیه همان جمله آمده است ؛ یعنى خداوند كسانى را ارشاد مى كند كه از او طلب رشد نمایند.
به عبارت دیگر، خداوند متعال ((مُرشِدُ مَن اسْتَرشَدَهُ)) مى باشد؛ یعنى به هرحال یك قسمت مهم از كار كه ((خواستن )) و به دنبال رفتن باشد، به عهده انسان است . كسى كه مى خواهد به رشدى الهى و انسانى نایل شود باید واقعا خواستار چنین رشد و ارشادى از مرشد جهان هستى باشد و بداند كه بدون ارشاد او نمى توان به رشد حقیقى رسید و از نقایص و نیستیها نجات یافت . در دعاى نماز حضرت اباعبداللّه الحسین (علیه السّلام ) چنین آمده است :
((وَبِاِرْشادِكَ نَجَى النّاجُونَ مِنْ نارِكَ)).
یعنى :((بارالها! به وسیله ارشاد تو انسانها از آتش جهنم نجات مى یابند)).
به عبارت دیگر، بدون رشد الهى ، انسان چنان گرفتار نقص و پستى و ذلّت مى شود كه مستوجب عذاب الهى مى گردد.
و به همین خاطر در قرآن كریم هم از خداوند متعال طلب رشدوهدایت شده است :
(... رَبَّنا اتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَهَیِّئْلَنا مِنْ اَمْرِنا رَشَداً ).(91)
((... پروردگارا! از جانب خود، رحمت و بخشش نصیب ما گردان و در كارهایمان طریق رشد برایمان مهیّا فرما)).
و این گفتار ((اصحاب كهف )) است كه از خداوند متعال درخواست راه صواب و صحیحى كه آنان را به مقصود الهى شان برساند، مى كردند. و در ((دعاى روز یكشنبه )) نیز این چنین از خداوند متعال طلب ارشاد شده است :
((وَاِیّاكَ اَسْتَرْشِدُ لِما فِیهِ الصَّلاحُ وَالاِْصْلاحُ)).
((خداوندا! تنها از تو طلب ارشاد و هدایت مى كنم در هرآنچه موجب صلاح و اصلاح است )).
O ((یا مَنْ سَبِیلُهُ واضِحٌ لِلْمُنیبینَ!)).
((اى كسى كه راهش براى بازگشت كنندگان به سوى او آشكار است !)).
این جمله نیز بیان كننده یكى از شرایط شناختن و پیدا كردن راه خداست :((رجوع ، بازگشت و توبه ))، به عبارت دیگر، تا زمانى كه انسان به خداوند پشت كرده و به سوى دیگر مى رود، نمى تواند راه حق و درست را بیابد چه اینكه نسبت به آن راه ، پشت نموده و رو به جانب دیگرى دارد. اما همینكه واقعا روى خود را به جانب پروردگارش ‍ برگرداند، خداوند هم راهش را به صورتى واضح و آشكار در مقابل او قرار مى دهد. اما نكته مهم در همین است كه آدمى بتواند ((صادقانه و خالصانه )) رو به جانب پروردگار نماید، بسیارى اوقات ، انسان به ظاهر رو به جانب خداوند دارد اما اگر مقدارى در قلب و درون خود كاوش نماید، روى خود را به جانبى دیگر خواهد یافت .
در سوره مباركه شورى آیه 13 چنین مى فرماید:
(... اَللّهُ یَجْتَبى اِلَیْهِ مَنْ یَشاَّءُ وَیَهْدِى اِلَیْهِ مَنْ یُنیبُ ).
((... خداوند هركه را بخواهد به سوى دین خودش انتخاب مى كند و كسى را كه به طرف او باز گردد، به سوى خودش هدایت مى فرماید)).
كاتى درباره هدایت الهى
وقتى كه به آیات و ادعیه مراجعه مى كنیم ، به چند نكته درباره هدایت الهى برمى خوریم :
نكته اوّل :
نخستین نكته در مورد ((نور)) بودن هدایت الهى است ؛ یعنى از هدایت به عنوان نورى كه راه را به انسان نشان مى دهد و حقایق را براى او آشكار مى سازد، نام برده شده است . خداوند در قرآن كریم چنین مى فرماید:
(اللّهُ وَلِىُّ الَّذینَ امَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَى النُّور ... ).(92)
((خداوند عهده دار كسانى است كه ایمان آورده اند، پس خداوند آنان را از تاریكیها و ظلمات ؛ به سوى نور بیرون مى برد ...)).
خروج از ظلمت به سوى نور، همان ((هدایت )) است . در سوره ابراهیم نیز از قرآن كریم كه كتاب هدایت است به عنوان وسیله اى براى خروج از ظلمت به سوى نور نام برده شده است :
(الَّر كِتابٌ اَنْزَلْناهُ اِلَیْكَ لِتُخْرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَى النُّورِ ... ).(93)
((آلر، كتابى است كه بر تو نازل كردیم تا آدمیان را از تاریكى به نور درآورى ...)).
و در سوره مباركه نور، چنین مى فرماید:
(... یَهْدِى اللّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ ... ).(94)
((... خداوند هركه را بخواهد به نور خود هدایت مى فرماید ...)).
در ((دعاى ابى حمزه ثمالى )) نیز در این مورد چنین مى فرماید:
((یا غَفّارُ بِنُورِكَ اهْتَدَیْنا!)).
((اى خداوند آمرزنده ، به وسیله نور توما هدایت شدیم و راه یافتیم !)).
و در دعاى امام حسین (علیه السّلام ) در روز عرفه نیز چنین آمده است :
((فَاهْدِنى بِنُورِكَ اِلَیْكَ)).
((بارالها! مرا با نور خودت به سوى خویش هدایت فرما)).
نكته دوّم :
مورد دوّم این است كه براى آنكه هدایت الهى شامل حال انسان شود، باید انسان قابلیت و استعداد این امر را داشته باشد، خداوند متعال از این قابلیت و توانایى درونى به نام ((شرح صدر)) یاد مى كند و چنین مى فرماید:
(فَمَنْ یُرِدِاللّهُ اَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلاِْسْلامِ ... ).(95)
((خداوند هركس را كه بخواهد هدایت كند، سینه اش را براى درك و پذیرش اسلام ، گشاده و فراخ مى سازد ...)).
به عبارت دیگر، اسلام حقیقت بزرگى است كه در سینه هاى تنگ و كوچك جاى نمى گیرد، بلكه نیاز به روحیّه اى خاص و سینه اى پهناور دارد. و خداوند متعال چنین قابلیّت درونى را به كسانى كه لیاقتش را داشته باشند عنایت مى فرماید.
در آیه اى دیگر، پروردگار متعال شرح صدر را موجب به دست آوردن نورى الهى كه انسان را هدایت مى كند، مى داند:
(اَفَمَنْ شَرَحَ اللّهُ صَدْرَهُ لِلاِْسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ ... ).(96)
((آیا كسى كه خداوند براى اسلام به او شرح صدر عنایت كرده ، پس او داراى نورى از جانب خداى خویش است (آیا چنین كسى با آنانكه داراى ضیق صدر هستند، برابر است ؟) ...)).
مثلاً دین مبین اسلام ، شامل یك سرى امور غیبیّه است ، حال ، كسانى كه شرح صدر لازم را ندارند، همینكه با این دسته از مسایل مواجه مى شوند، از پذیرش آن سر باز زده و به آن معتقد نمى شوند. اما كسانى كه خداوند متعال شرح صدر لازم را به آنان عنایت فرموده است ، قابلیت پذیرش و درك اینگونه امور را دارا هستند و به این دسته از حقایق ، حقیقتا ایمان آورده و معتقد مى شوند.
نكته سوم :
نكته مهم دیگر، درباره نقش انبیا و اولیاى الهى ، در ((هدایت بشر)) است . همانگونه كه سابقا گفته شد، خداوند متعال موجوداتى را از جنس خود بشر براى هدایت او برگزیده است ، این انسانها هرچند از لحاظ ظاهرى ، فرقى با دیگران ندارند، اما از نظر سطح معرفت ، درك ، بینش ، ایمان و خلاصه از نظر معنویت ، در مرتبه اى هستند كه مى توانند دیگران را به راه حق و طریق الهى هدایت نمایند. قرآن كریم در این مورد چنین مى فرماید:
(هُوَ الَّذى اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَدِینِ الْحَقِّ ... ).(97)
((خداوند كسى است كه پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد ...)).
و در جاى دیگر، خطاب به پیامبر اكرم (صلّى اللّه علیه و آله ) مى فرماید:
(وَاِنَّكَ لَتَهْدى اِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ # صِراطِ اللّهِ الَّذى لَهُ ما فِى السَّمواتِ وَما فِى الاَْرْضِ ... ).(98)
((و همانا تو اى پیامبر! آدمیان را به راه راست هدایت مى كنى ؛ راه خدایى كه هرآنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست ...)).
البته اصل هدایت از آن خداوند است و انبیا و پیامبران هم تنها با اذن و توفیق خداوند، قادر به هدایت مى باشند. در سوره قصص ،در این مورد چنین مى فرماید:
(اِنَّكَ لا تَهْدى مَنْ اَحْبَبْتَ وَلكِنَّ اللّهَ یَهْدى مَنْ یَشاَّءُ ... ).(99)
((اى پیامبر! تو نمى توانى هركسى را كه دوست دارى هدایت نمایى ، بلكه این خداوند است كه هركس را بخواهد هدایت مى كند...)).
بنابراین ، پیامبران و جانشینان آنان كسانى هستند كه خداوند متعال به وسیله آنان دین خود را به مردم ابلاغ مى كنند و مردم توسط آنان به سوى خداوند و راه راست ، هدایت مى شوند. در زیارت حضرت رسول (صلّى اللّه علیه و آله ) چنین مى خوانیم :
((اَسْئَلُ اللّهَ الَّذى ... هَداكَ وَهَدى بِكَ انْ یُصَلّى عَلَیْكَ)).
((از خداوندى كه ... تو را هدایت كرد و دیگران را هم به وسیله تو هدایت نمود، مى خواهم كه بر تو درود فرستد)).
و در ((زیارت حضرت رسول (صلّى اللّه علیه و آله ) از راه دور))، چنین آمده است :
((اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا نُورَاللّهِ الَّذى یُسْتَضاَّءُ بِهِ!)).
((سلام بر تو اى نور خدایى كه روشنایى مى بخشى !)).
و در جمله اى دیگر از همان زیارت ، چنین آمده است :
((اَلْحَمْدُ للّهِِ الَّذى اِسْتَنْقَذَنا بِكَ مِنَ الْهَلَكَةِ وَهَدانا بِكَ مِنَ الضَّلالَةِ وَنَوَّرَنا بِكَ مِنَ الظُّلْمَةِ)).
((حمد و سپاس خدایى را كه ما را به وسیله تو از هلاكت نجات بخشید و به وسیله تو ما را از گمراهى هدایت كرد و به وسیله تو ما را از تاریكى ، روشنایى داد)).
اما باید دانست كه با رفتن پیامبر اسلام ، هدایت بشر خاتمه نیافت ، بلكه این نور الهى در سینه جانشینان برحق پیامبر اكرم قرار گرفت و به وسیله آنان ، آدمیان را روشنایى بخشید. در همان ((زیارت حضرت رسول از دور)) چنین مى خوانیم :
((اَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ اَهْلِ بَیْتِكَ اَعْلامُ الْهُدى وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ عَلى اَهْلِ الدُّنْیا)).
((من شهادت مى دهم كه پیشوایان از اهل بیت تو، پرچمهاى هدایت و رشته هاى محكم خدا و حجت بر اهل دنیا مى باشند)).
و در زیارت مطلقه امیرمؤ منان على (علیه السّلام ) چنین مى خوانیم :
((اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبَا الاَْئِمَّةِ الْهادِینَ الْمَهْدِیّینَ)).
((سلام بر تو اى پدر امامان و پیشوایان هدایتگر و هدایت شده !)).
و در زیارت حضرت امیرمؤ منان (علیه السّلام ) در عید غدیر آمده است :
((وَلَمْ تَزَلْ عَلى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّكَ وَیَقینٍ مِنْ اَمْرِكَ تَهْدى اِلىَ الْحَقِّ وَاِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ)).
((و تو همیشه داراى دلیل و بیّنه از جانب خداى خود بودى و در كارهاى خوبش یقین داشتى . تو به سوى حق و به طرف راه راست هدایت مى كنى )).
و در ((زیارت جامعه كبیره )) چنین است :
((اَلسَّلامُ عَلى الاَْئِمَّةِ الدعاةِ وَالْقادَةِ الْهُداةِ ... وَحُجَّتِهِ وَصِراطِهِ وَنُورِهِ وَبُرْهانِهِ وَرَحْمَةُاللّهِ وَبَرَكاتُهُ)).
((سلام بر شما اى پیشوایانى كه به سوى خداوند دعوت مى كنید و رهبرانى كه هدایت كننده هستید ... شمایى كه حجت بالغه الهى و راه راست او و نور پروردگار و دلیل و برهان او مى باشید، رحمت و بركات خداوند بر شما باد!)).
و در جاى دیگر از همان زیارت است كه :
((نُورِهِ وَبُرْهانِهِ عِنْدَكُمْ)).
((نور خداوند و دلیل و برهان او نزد شما معصومین (علیهم السّلام ) است )).
آیا ائمه معصومین ما (علیهم السّلام ) براى هدایت انسانها تنها به سخن گفتن اكتفا مى كردند یا از همه چیز خود براى نجات دیگران ، مى گذشتند؟ در زیارت سیدالشهداء حضرت اباعبداللّه الحسین (علیه السّلام ) در عید فطر و قربان چنین آمده است :
نّى اَشْهَدُ اَنَّهُ ... اَعْطَیْتَهُ مَوارِیثَ الاَْنْبِیاءِ وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِكَ مِنَ الاَْوْصِیاَّءِ فَاَعْذَرَ فِى الدعاءِ وَمَنَحَ النَّصیحَةَ وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیكَ حَتَّى اسْتَنْقَذَ عِبادَكَ مِنَ الجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ ...)).
((پروردگارا! من شهادت مى دهم كه به او (سیدالشهداء (علیه السّلام ) ) ... میراث انبیا (علوم و كمالات ایشان ) را بخشیدى و او را براى خلق ، حجت قرار دادى ، پس او هم دعوت كرد آدمیان را به سوى تو و نصیحت نمود ایشان را و جان خود را در راه تو فدا كردتابندگانت را از جهالت و نادانى و از سرگردانىِ گمراهى و ضلالت ، نجات بخشد...)).
و اینك بر ماست كه در این زمان ، نور خداوند را بشناسیم و آن انسان گرانقدرى را كه خداوند متعال براى هدایت بشریت در زمان ما قرار داده است ، بیابیم و با چنگ زدن به دامان پر نور او، خود را از حیرتها و ضلالتهاى زمانه خود برهانیم . در زیارت - حضرت صاحب الامر (علیه السّلام ) چنین مى خوانیم :
((اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا داعِىَ اللّهِ!)).
((سلام بر تو اى دعوت كننده به سوى حق )).
((اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا سَبیلَ اللّهِ الَّذى مَنْ سَلَكَ غَیْرَهُ هَلَكَ!)).
((سلام بر تو اى راه خدایى كه هركس غیر آن را بپیماید، هلاك مى شود)).
((اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا نُوْرَ اللّهِ الَّذى لا یُطْفى !)).
((سلام بر تو اى نور الهى كه هرگز خاموش نمى شود)).
((اَللّهُمَّ وَآمِنْ بِهِ الْبِلادَ وَاهْدِ بِهِ الْعِبادَ)).
((پروردگارا! شهرها را به وسیله او ایمن بخش و بندگان را به واسطه او هدایت فرما)).
و در ((دعاى ندبه )) چنین آمده است :
((اَیْنَ ... ناشِرُ رایةِ الْهُدى ؟)).
((كجاست ... آن برافراشته كننده پرچم هدایت ؟)).
((یَا بْنَ الْهُداةِ الْمَهْدِیّینَ!)).
((اى فرزند هدایت كنندگانى كه خود هدایت شده هستند)).
و در ((دعا براى امام زمان - عجل اللّه تعالى فرجه الشریف - )) چنین آمده است :
((اَللّهُمَّ اَسْلُك بِنا عَلى یَدَیْهِ مِنْهاجَ الْهُدى )).
((پروردگارا! تو ما را به دست مبارك آن جناب ، در طریق هدایت سوق بده )).
در بحثهاى گذشته همچنین در مورد ((رشد))، سخن به میان آمد قرآن كریم در این باره چنین مى فرماید:
(لا اِكْراهَ فِى الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ ... ).(100)
((هیچ اكراه و اجبارى در قبول دین نیست زیرا راه هدایت و ترقى از راه گمراهى و سقوط روشن شده است ...)).
به عبارت دیگر، خداوند متعال به وسیله دین خودش ، راههاى رشد و كمال را براى انسان مشخص نموده است و آنان را از راههاى هلاكت بازشناسانده است ، حال این خود انسان است كه باید تصمیم بگیرد چه راهى را انتخاب نماید و به چه مقصدى نایل شود. و در جاى دیگر چنین مى فرماید:
(... فَلْیَسْتَجِیْبُوا لى وَلْیُؤْمِنُوا بى لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُون ).(101)
((پس باید بندگان مرا استجابت نمایند (مرا بخوانند) و به من ایمان آورند تا بلكه رشد یابند و هدایت شوند)).
در زیارت امیرمؤ منان (علیه السّلام ) در روز غدیر نیز چنین آمده است :
((اَنْتَ الْحُجَّةُ عَلَى الْعِبادِ وَالْهادِى اِلَى الرَّشادِ)).
((تو حجت خداوند بر بندگانى و هدایت كننده ایشانى به سوى رشد و تعالى )).
و در زیارت حضرت صاحب الامر (علیه السّلام ) نیز چنین آمده است :
((رَضیتُكَ یا مَولاىَ اِماماً وَهادِیاً وَوَلِیّاً وَمُرْشِداً!)).
((اى مولاى من ! تو امام و پیشوا و هدایت كننده و سرپرست و راهنماى من هستى !)).
به هرحال ، جملاتى كه بیان كننده ((هادى و راهنما بودن انبیا و اوصیا (علیهم السّلام ) )) مى باشد، در ادعیه بسیار فراوان است كه به گوشه اى از آنها اشاره شد.
نكته چهارم : نكته دیگرى كه توجه به آن لازم است ، این است كه هدایت الهى همانگونه كه نصیب انسان مى شود، ممكن است به دلایلى از انسان گرفته شود؛ یعنى انسانى كه خود را در طریق هدایت مى بیند، نباید آن را امرى ((تضمین شده )) بپندارد و گمان كند كه در هر شرایطى ، این هدایت براى او باقى مى ماند، بلكه ممكن است بر اثر غفلتها، جهالتها و معصیتها این هدایت الهى از او سلب شود. براى همین ، انسان باید همیشه از خداوند درخواست بقاى هدایت را بنماید و از خداوند بخواهد كه پس از هدایت ، دچار گمراهى نشود.
بدین جهت در قرآن كریم چنین دعا شده است :
(رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا ... ).(102)
((بارالها! پس از هدایت ، قلبهاى ما را برمگردان (ما را گمراه مكن ) ...)).
و در اعمال ((عید غدیر)) نیز چنین آمده است :
((وَلا تُضِلَّنا بَعْدَ اِذْهَدَیْتَنا)).
((پروردگارا! پس از هدایت ، ما را گمراه منما)).
بنابراین ، هدایت رشته اى است كه دایما باید بین انسان و خداوند برقرار باشد و اگر لحظه اى قطع شود، انسان دچار گمراهى و ضلالت مى گردد هرچند خود متوجه نشود.
همچنین انسانى كه مورد هدایت الهى قرار گرفته است ، چنانچه لیاقت و قابلیت لازم را داشته باشد، خداوند متعال او را به مراحل بالاترى از هدایت مى رساند و بر هدایت او مى افزاید. در سوره مباركه مریم چنین مى فرماید:
(وَیَزیدُ اللّهُ الَّذِینَ اهْتَدَوْا هُدًى ... ).(103)
((خداوند بر هدایت كسانى كه هدایت یافته اند، مى افزاید ...)).


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 19 آبان 1388 01:08 ق.ظ