تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

کیمیای عشق - اسماءالحسنی چیست؟

اسماءالحسنی چیست؟

دوشنبه 4 آبان 1388 11:41 ق.ظ

نویسنده : هادی صدفی
ارسال شده در: آرشیو غنی کیمیای عشق ،
اَسماءُ الحُسنى

 ((یا مَنْ لَهُ الاَْسْماَّءُ الْحُسْنى !)).
((اى كسى كه بهترین نامها از آن اوست !)).

 ((یا مَنْ لَهُ الْصِّفاتُ الْعُلْیا!)).
((اى كسى كه برترین صفات براى اوست !)).

 ((یا مَنْ تَبارَكَ اسْمُهُ!)).
((اى كسى كه نامش با بركت است !)).

 ((یا مَنْ تَقَدَّسَتْ اَسْمائُهُ!)).
((اى كسى كه نامهایش پاك و منزّه است !)).

قرآن كریم مى فرماید:(وَللّهِِ الاَْسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها ... ).
((نیكوترین اسمها از آن خداوند است ، پس او را به آن اسمها بخوانید...)).
شناخت و معرفت نسبت به جهان هستى ، از مهمترین وظایف انسان است . و در راءس این شناختها، شناخت منشاء و خالق هستى یعنى ((پروردگار متعال )) قرار دارد. خالق جهان كیست ؟ چگونه است ؟ چه دارد و چه ندارد؟ چه كرده است و چه خواهد كرد؟ چه آفریده است ؟ چگونه و بر چه اساسى آفریده است ؟ هدف او از آفرینش چیست ؟ رابطه او با آفریده هایش چگونه است ؟ سرانجام این آفریده ها چیست ؟ چه وظایفى براى این آفریده ها مقرر كرده است ؟ علم او چقدر است ؟ توان و قدرت او چه مقدار است ؟ كمالات او چیست ؟ انسان را چرا آفریده است و او را به كجا مى برد؟ چه راهى براى انسان قرار داده است و چه چیزهایى به آدمى بخشیده است ؟ با انسان چگونه و بر چه اساسى رفتار مى كند؛ در دایره هستى ، چه جایگاهى براى انسان قرار داده است ؟ انسانها تا چه مقدار مى توانند او را بشناسند؟
این سؤ الات و صدها سؤ ال مشابه ، مسایلى هستند كه دانستن آنها براى انسان لازم است چه اینكه با یافتن پاسخ هریك از این سؤ الات ، چراغى فرا روى انسان ، روشن مى شود و انسان را با هست و نیستها و بایدها و نبایدهاى زندگى آشنا مى كند. البته دستیابى به پاسخ این سؤ الات ، كار ساده اى نیست ، بلكه رسیدن به هر پاسخى ، خود محتاج زحمت و تلاش خاصّى مى باشد.
حال ببینیم چه كسى مى تواندبه این سؤ الات پاسخ ‌دهدواین پاسخهاراازكجابایدگرفت ؟
در پاسخ باید گفت از آنجایى كه این سؤ الات مربوط به آفریدگار هستى و ویژگیهاى گوناگون او مى باشد، پس بهترین پاسخ دهنده نیز خود اوست . به عبارت دیگر: مجموعه این پاسخها، اسامى و صفات پروردگار متعال را تشكیل مى دهد و این اسامى و صفات را نیز باید از خود پروردگار عالمیان دریافت كرد، چه اینكه او خود آگاهترین موجود نسبت به خود است .
O ((یا مَنْ لَهُ الاَْسْماءُ الْحُسْنى !)).
((اى كسى كه بهترین نامها از آن اوست !)).
O ((یا مَنْ لَهُ الْصِّفاتُ الْعُلْیا!)).
((اى كسى كه برترین صفات براى اوست !)).
همانگونه كه در آیه شریفه آمده است ، برترین و بهترین اسمها براى خداوند تبارك و تعالى مى باشد. این اسما چه هستند و چرا بهترین و نیكوترین مى باشند؟
در پاسخ باید گفت : پروردگار متعال ، داراى اوصاف گوناگونى مى باشد و این اسامى نیز در واقع بیانگر همان اوصاف الهى مى باشند و از آنجایى كه صفات الهى بهترین و نیكوترین مى باشند، بنابراین ، اسامى پروردگار متعال نیز این چنین هستند براى پى بردن به این صفات و اسمها باید به خود دارنده این اوصاف ؛ یعنى پروردگار متعال مراجعه كرد و این اسمها را از او فراگرفت و آموخت . بدین جهت ، پروردگار متعال در قرآن كریم به معرفى خود پرداخته است و به مناسبتهاى گوناگون ، اوصاف خود را بیان فرموده است :
(هُوَ الاَوَّلُ وَالاَخِرُ وَالظّاهِرُ وَالْباطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِیمٌ ).(4)
(... إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ).(5)
(... اءَنَّ اللّهَ تَوّابٌ حَكِیمٌ ).(6)
(... واللّهُ سَمِیْعٌ عَلیمٌ ).(7)
(... إِنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ ).(8)
(... وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ ).(9)
(... فَإِنَّ اللّهَ غَنِىُّ حَمیدٌ ).(10)
(... إِنَّ اللّهَ لَطِیفٌ خَبیرٌ ).(11)
(... إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ ).(12)
(... اءَنَّ اللّهَ هُوَ الْعَلِىُّ الْكَبِیْرُ ).(13)
(... وَاللّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ ).(14)
(... إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ).(15)
(... إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ ).(16)
(... اءَنَّ اللّهَ شَدِیْدُ الْعِقابِ ).(17)
(... وَاللّهُ ذُوالْفَضْلِ الْعَظِیمِ ).(18)
(... وَاللّهُ لا یَهْدِى الْقَوْمَ الظّالِمِینَ ).(19)
(هُوَ اللّهُ الْخالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الاَْسْماَّءُ الْحُسْنى ... ).(20)
ترجمه آیات شریفه به ترتیب عبارت است از:
((اوست اوّل و آخر و آشكار و نهان و او به هرچیز داناست )).
((همانا كه خداوند آمرزنده و مهربان است )).
((به درستى كه پروردگار، توبه پذیر و حكیم است )).
((و خداوند شنوا و داناست )).
((به درستى كه پروردگار بر هر چیزى قادر است )).
((و اوست خداى با عزت و حكمت )).
((به درستى كه پروردگار بى نیاز و ستوده است )).
((همانا خداوند آگاه و باخبر است )).
((همانا خداوند شنوا و بیناست )).
((به درستى كه خداوند برتر و بزرگتر است )).
((و خداوند بهترین روزى دهنده است )).
((به درستى كه خداوند نیكوكاران را دوست مى دارد)).
((به درستى كه خداوند متجاوزین را دوست نمى دارد)).
((همانا پروردگار داراى عذابى سخت است )).
((و خداوند داراى فضل و بخششى بزرگ و عظیم است )).
((و خداوند افراد ستمكار را هدایت نمى كند)).
((اوست خداوند آفریننده و پدید آورنده جهان ، نگارنده صورت (مخلوقات )، براى اوست نیكوترین اسمها ...)).
این گوشه اى از اسامى و صفات پروردگار متعال بود كه ذكر شد. اما باید دانست كه صفات الهى اختصاص به موارد مذكور ندارد، بلكه هرصفت نیكى كه شایستگى پروردگار را داشته باشد براى خداوند متعال در بالاترین حدّش وجود دارد. در واقع پروردگار متعال ، دارنده و دهنده همه خوبیها وكمالات مى باشد همانگونه كه مبرّا و منزّه از همه بدیها و نقایص مى باشد.
اما نكته اى كه باید براى ما حایز اهمیّت باشد، چگونگى رسیدن و دست یافتن به این اسما و صفات مى باشد. هرچند الفاظ و كلمات این اسمها و اوصاف در قرآن كریم و همچنین در روایات و ادعیه آمده است ، اما الفاظ، فقط نشان دهنده مرتبه اى از حقیقت هستند و تمام حقیقت را نمى توان از ظاهر الفاظ بیرون كشید و درك كرد.
به عبارت دیگر، صفات الهى حقیقتا لفظ نیستند تا بتوان با مراجعه به معانى آن الفاظ، آن صفات را درك كرد، بلكه حقیقت این اوصاف در نزد پروردگار متعال است و هم اوست كه به هركس كه بخواهد از این اوصاف به مقدار لیاقت و قابلیتش ، مى بخشد.
بنابراین ، هدف اصلى انسان باید براى كسب این لیاقت و استعداد باشد و مى توان گفت مقصود اصلى انبیا نیز نشان دادن راه به دست آوردن این لیاقت بوده است .
از مطالبى كه تاكنون گفته شد مى توان فهمید كه رابطه ما به عنوان ((انسان )) با این اسما و صفات چیست و تاءثیر عملى شناخت این اوصاف الهى در زندگى ما كدام است ؟
در واقع باید گفت كه زندگى انسانى و الهى ما در گرو این معرفت و شناخت قرار دارد به طورى كه بدون این معرفت ، در ضلالت و ظلمت مطلق فرو خواهیم رفت ؛ زیرا اگر تمام مقصد خود را خداى خود مى دانیم و صراط مستقیم را صراطى مى دانیم كه منتهاى آن پروردگار متعال است ، پس چگونه مى توانیم بدون شناخت مقصد به سوى آن حركت كنیم و به آن برسیم ؟ و آیا جز این است كه هرچه شناخت ما به مقصد بیشتر باشد، حركت ما مستقیم تر خواهد شد؟ پس در واقع مى توان گفت كه تمام باورهاى فكرى و اعتقادى ما و همچنین وظایف كردارى و عملى ما از شناخت این اسامى و صفات ، سرچشمه مى گیرد.
در اینجا باید دانست كه براى صفات الهى ، تقسیمات مختلفى مانند ثبوتى و سلبى ، ذاتى و فعلى ، نفسى و اضافى وجود دارد. همچنین مباحثى مانند یكى بودن صفات با یكدیگر و یكى بودن آنها با ذات و... وجود دارد كه فعلاً اینگونه مطالب ، خارج از بحث ماست و در جاى خود بیان شده است .
اما اینك ما در این نوشتار، این اسامى و اوصاف مبارك را از دیدگاه ((دعا و ندا)) بررسى مى كنیم ؛ زیرا هنگام دعا كردن ، ما باید بدانیم كه چه كسى را و با چه خصوصیاتى ، مورد خطاب قرار داده و كه را مى خوانیم .
به عبارت دیگر، همانگونه كه در مبحث ((دعا)) آمده است ، انسان نیازمند دعا به درگاه پروردگار متعال و طلب از آن بى نیاز مطلق است . و در دعا، انسان باید دعا شونده را بشناسد تا بتواند او را مورد خطاب قرار بدهد، حال هر مقدار كه این شناخت و معرفت بیشتر باشد، دعاى انسان حقیقى تر و به استجابت نزدیكتر خواهد بود. بنابراین ، یكى از فواید مهمّ شناخت صفات پروردگار متعال ، مخاطب قرار دادن خداوند متعال به واسطه این صفات هنگام دعا كردن است . و این مساءله اى است كه پروردگار متعال در آیه شریفه :(وَللّه الاَْسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها ... )(21) خود به آن امر نموده است . و براى همین است كه ملاحظه مى كنیم معصومین (علیهم السّلام ) در ادعیه خود، خداوند متعال را با این صفات مى خوانند و از او سؤ ال و تقاضا مى كنند؛ مثلاً در دعاى شریف ((مشلول )) كه حضرت على (علیه السّلام ) آن را به جوانى تعلیم فرموده اند و مشتمل بر اسما و صفات فراوانى از پروردگار متعال است ، حضرت ، در پایان این دعا پس از خواندن خداوند متعال به آن اسما و صفات ، چنین مى فرمایند:
((وَاَسْئَلُكَ بِاَسْمائِكَ الْحُسْنَى الَّتِى نَعِّتَّها فِى كِتابِكَ فَقُلْتَ وَللّهِِ الاَْسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَقُلْتَ اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ.
وَقُلْتَ وَاِذا سَئَلَكَ عِبادِى عَنِّى فَاِنِّى قَرِیبٌ اُجِیبُ دَعْوَةَ الدّاعِ اِذا دعانِ.
بادِىَ الَّذِینَ اَسْرَفُوا عَلى اَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ اِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیْعاً اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ وَاَنَا اءَسْئَلُكَ یا اِلهى وَاَدْعوكَ یا رَبِّ وَاَرْجُوكَ یاسَیِّدِى وَاَطَمَعُ فى اِجابَتى یا مَوْلاىَ كَما وَعَدْتَنى وَقَدْ دَعَوْتُكَ كَما اَمَرْتَنى فَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ یا كَرِیمُ)).
((بارالها! از تو درخواست مى كنم به نامهاى نیكویت كه آنها را در كتابت توصیف نمودى و فرمودى براى خداوند است نیكوترین اسمها، پس خداوند را به آن اسمها بخوانید. و نیز فرمودى بخوانید مرا تا استجابت كنم شما را.
و فرمودى اى پیامبر! هنگامى كه یكى از بندگانم از تو در باره من مى پرسد پس بداند كه من نزدیك هستم و پاسخ كسى كه مرا بخواند، مى دهم .
و نیز فرمودى اى بندگانم كه بر خود ستم و زیاده روى نمودید! از رحمت خداوند ناامید نباشید، چه اینكه خداوند همه گناهان را مى آمرزد، همانا كه او آمرزنده و بخشنده است . و اینك خداوندا از تو درخواست مى كنم و پروردگارا تو را مى خوانم ، و اى آقاى من ! به تو امیدوارم . و اى مولاى من ! همانگونه كه امر كردى دعا كردم و تو را خواندم و اكنون همانگونه كه وعده دادى منتظر اجابت هستم . پس با من چنان كن كه شایسته آنى اى كریم و بزرگوار!)).
درهمین رابطه ((دعاى شریف جوشن كبیر))راباید یكى از بزرگترین و معتبرترین دعاها دراین زمینه دانست ؛چه اینكه اولاً این دعا بر طبق روایت ، از سوى پروردگار متعال براى پیامبر اكرم (صلّى اللّه علیه و آله ) فرستاده شده است و ثانیا مشتمل بر یك هزار اسم از اسامى مبارك پروردگار متعال مى باشد. در این دعاى مبارك ، چیزى جز نامهاى مقدس پروردگار متعال وجود ندارد؛ نامهایى كه هریك بیانگر صفتى از اوصاف عالى خداوند مى باشد.
شخص دعاكننده در این دعا، خداوند را به این اوصاف نیكویش مى خواند و خواسته خود را از او طلب مى كند. این خواسته چیست ؟
در پاسخ باید گفت : آنگونه كه در روایت آمده است ، در پایان هر فصلى از این دعا باید چنین گفت :((سُبْحانَكَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَلْغَوْثَ اَلْغَوثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ))؛ یعنى خلاصى و آزادى از عذاب و آتش ‍ خواسته دعا كننده است .
حال ببینیم چه چیزى موجب مى شود كه انسان ، گرفتار آتش بشود؟
در پاسخ باید گفت : چیزى جز بدیها و زشتیها، انسان را گرفتار عذاب نمى كند. حال ، دعاكننده بابیان بهترین خوبیها و نیكیها كه از آنِ خداوندمتعال است ،از خدامى خواهد كه بااین خوبیها، بدیهاى او را برطرف سازد تا از عذاب و آتش ، خلاصى یابد و آزاد شود.
به عبارت دیگر، انسان با ذكر كمالات پروردگار متعال ، از خداوند مى خواهد كه به وسیله این كمالات ، نقایص او را برطرف سازد تا از پستیها وذلتها نجات یابد و به برترى و كمال نایل گردد. بنابراین ، خواندن پروردگار متعال با اسماءالحُسنى ، صرفا یك خواندن نیست ، بلكه این خواندن به منظور دستیابى به همه خوبیها و كمالات و رهایى از همه بدیها و نقایص مى باشد. البته در این راه ، هركس به مقدار معرفتى كه نسبت به این اسما و صفات دارد، كسب فیض مى كند و بهره مند مى شود.
O ((یا مَنْ تَبارَكَ اسْمُهُ!)).
((اى كسى كه نامش با بركت است !)).
قرآن كریم مى فرماید:(تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِى الْجَلالِ وَالاِْكْرامِ ).(22)
((با بركت است نام پروردگارت ، آن صاحب جلال و بزرگوارى )).
این آیه ، آخرین آیه از سوره مباركه ((الرحمن )) مى باشد. این سوره پس از ((بسم اللّه الرحمن الرحیم ))، چنین آغاز مى شود:(اَلرَّحْمنُ # عَلَّمَ الْقُرْانَ # خَلَقَ الاِْنْسانَ ... )(23) ؛ یعنى با نام ((رحمان )) شروع مى شود. و پس از آن ، خداوند متعال در بقیه آیات این سوره به ذكر نعمتهاى دنیوى و اُخروى خود مى پردازد و آنها را بیان مى كند. و سپس در پایان سوره مى فرماید:(تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ... )؛ یعنى خداوند تبارك و تعالى به سبب آنكه ((رحمان ))است ،اینهمه خیروبركت دنیوى واُخروى از او صادر شده است . پس ((رحمان ))، اسمى است كه حقیقت آن موجب صدور خیر و بركت فراوان مى شود و رحمت واسعه الهى را شامل همه موجودات مى سازد. و این همان با بركت بودن این اسم است .
O ((یا مَنْ تَقَدَّسَتْ اَسْمائُهُ!)).
((اى كسى كه نامهایش پاك و منزّه است !)).
((قداست )) به معناى پاك بودن و منزّه بودن است و از آنجایى كه خداوند متعال ، پاك و منزّه از هرگونه نقص و نیازى مى باشد، بنابراین ، اسمهایى هم كه بر خداوند تبارك و تعالى دلالت مى كنند، داراى حقیقتى مقدس مى باشند.
در قرآن كریم ، در چند آیه ، خداوند متعال ((قدوس )) نامیده شده است در آیه اوّل از سوره مباركه جمعه ، چنین آمده است :(یُسَبِّحُ للّهِِ ما فِى السَّمواتِ وَما فِى الاَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَكِیمِ ).
((تسبیح مى گوید خداى را هرآنچه در آسمانها و زمین است ؛ آن خدایى كه حاكم ، منزّه ، مقتدر و حكیم است )).
به هرحال ، هر اسمى از خداوند متعال به گونه اى بر طهارت و پاكى پروردگار از نقایص ‍ دلالت مى كند و از این جهت ، آن اسم مقدس است .




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 19 آبان 1388 02:06 ق.ظ