تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

کیمیای عشق - حقیقت توبه ؟ 3

حقیقت توبه ؟ 3

دوشنبه 4 آبان 1388 11:48 ق.ظ

نویسنده : هادی صدفی
ارسال شده در: آرشیو غنی کیمیای عشق ،
توبه نصوح


توبه نصوح چه توبه‏اى است؟ چه ویژگى دارد كه عارفان و عالمان همواره به‏آن تشویق مى‏كنند و آن را الگوى كامل و

جامع توبه مى‏دانند.

نجم‏الدین رازى در مرصادالعباد (??) از آن یاد مى‏كند. عطار نیشابورى (??) در تذكرة‏الاولیاء مى‏گوید: ابراهیم ادهم توبه نصوح كرد. در «كشاف اصطلاحات الفنون‏» مى‏گوید:... واصح توبه، توبه نصوح است (??) وبالاخره خداوند تبارك و تعالى فرمان مى‏دهد كه توبه نصوح كنید «یاایهاالذین آمنو توبوا الى الله توبة‏نصوحا» (اى مومنان همانند نصوح توبه كنید، توبه نصوح كنید) از امام صادق علیه الصلوة والسلام از معناى آن سؤال مى‏شود امام صادق علیه‏السلام در پاسخ مى‏فرماید:

«توبه نصوح این است كه بنده خدا طورى توبه كند كه تاآخر عمر به گناه باز نگردد "یتوب‏العبدثم لایرجع منه".» (??)

پیرهرات (خواجه عبدالله انصارى) در كشف‏الاسرار، معانى‏اى براى آن ذكر كرده است (??) اما مولوى با الهام از حدیث فوق و باتوجه به معنایى كه از توبه ذكر كردیم ،توبه نصوح را چنین به تصویر مى‏كشد.

نصوح مردى بود زن نما، چهره‏اى بسان رخسار زنان داشت و مردى خود را پنهان مى‏كرد و در حمام دلاك دختر شاه بود واز این راه شهوترانى مى‏كرد.

بودمردى‏پیش‏ازاین‏نامش‏نصوح

بد ز دلاكى زنان اورافتوح

بود روى او چو رخسار زنان

مردى خود راهمى كردى نهان

او بحمام زنان دلاك بود

درنما و حیله بس چالاك بود

دختران خسروآنرا زین طریق

خوش همى مالید ومى‏شست آن عشیق

اندرآن‏حمام‏پرمى‏كردطشت

گوهرى از دخترشه یاوه گشت

گمشدن گوهر دختر شاه سبب شد در حمام رابستند ابتدا میان رختها را جستند و سپس شروع كردند به تفتیش زنان یكى پس از دیگرى

پس در حمام بربستند سخت

تابجویند اول اندر بیخ رخت

درشكاف فوق وتحت وهر طرف

جستجوكردند در از هر صدف

بانگ آمد كه همه عریان شوید

هركه هستند از عجوزوازلوند

یك بیك را حاجیه جستن گرفت

تاپدید آید گهر بنگر شگفت

زنان را لخت كرده و كاملا مى‏جستند و نصوح را از روى احترام مجبور به عریان شدن نكرده بودند امااو احساس مى‏كرد خطر در بیخ گوش اوست و هرلحظه ممكن است نوبت اوبرسد، آبرویش بریزد و رسواى كوچه و بازار گردد و این بحث‏سبب شد كه انقلابى در درونش ایجاد شود وآتش ندامت در جانش افتد و خالصانه به درخانه خدا رود.

آن‏نصوح ازترس شد در خلوتى

روى زرد و لب كبوداز خشیتى

پیش چشم خویشتن مى‏دید مرگ

سخت مى‏لرزیدبرخودهمچوبرگ

گفت‏یارب بارها برگشته‏ام

توبه‏هاو عذرها بشكسته‏ام

كرده‏ام آنها كه ازمن مى‏سزد

تا چنین سیل سیاهى در رسید

نوبت جستن اگر در من رسد

وه كه جان من چه سختى هاكشد

درجگر افتاده‏استم صدشرر

درمناجاتم ببین خون جگر

اى خداآن كن كه ازتو مى‏سزد

كه زهرسوراخ مارم مى‏گزد

جان سنگین دارم ودل آهنین

ورنه خون گشتى‏دراین‏دردوحنین

وقت تنگ آمد مرا ویك نفس

پادشاهى كن مرا فریاد رس

گر مرا این باستارى كنى

توبه كردم من زهرناكردنى

توبه‏ام بپذیراین باردگر

تاببندم بهر توبه صدكمر

اوهمى زارید وصد قطره روان

كاندر افتادم بجلاد و عوان

اى خدا و اى خدا چندان بگفت

كان در و دیوار بااوگشت جفت

و دراین حال كه شرارهاى جانسوز آتش ندامت قلبش را مى‏سوخت و شعله‏هاى این آتش سوزنده و سازنده اوج گرفته بود، وى را صدا زدند كه بیا، همه را گشتیم و درگران قیمت پیدا نشد اینك نوبت تو رسیده است و این امر سبب شد كه این سوز و ساز به اوج خود برسد.

جمله را جستیم پیش آى اى نصوح

گشت‏بیهوش آن زمان پرید روح

همچو دیوارى شكسته درفتاد

هوش وعقلش رفت‏شد همچون جماد

چونكه هوشش رفت از تن آنزمان

سر او باحق بپیوست از نهان

چو ن تهى گشت و خودى او نماند

باز جانش را خدا در پیش خواند

چون شكست آن كشتى او بى‏مراد

در كنار رحمت دریا فتاد

جان بحق پیوست چون بى‏هوش شد

موج رحمت آن زمان در جوش شد

و اینجابود كه توبه حقیقى كامل بوقوع پیوست و خداوند وى را از هلاكت نجات داد

بانگ آمد ناگهان كه رفت‏بیم

شد پدید آن گمشده در یتیم

ونكته برجسته توبه او این بود كه دیگر گناه را تكرار نكرد و به آن باز نگشت

بعد از آن آمد كسى كز مرحمت

دختر سلطان ما مى‏خواندت

دختر شاهت همى خواند بیا

تاسرش شویى كنون اى پارسا

گفت رو، رو دست من بیكار شد

وین نصوح توكنون بیمار شد

بادل خود گفت ازحد رفت جرم

ازدل من كى رود آن ترس و كرم

من بمردم یك ره و بازآمدم

من چشیدم تلخى مرگ و عدم

توبه كردم حقیقت‏با خدا

نشكنم تا جان شود از تن جدا

بعدازاین محنت كه را بار دگر

یا رود سوى خطر الا كه خر

«لو كنا نسمع او نعقل ما كنا من اصحاب السعیر».
در طریق الى الله اسبابى لازم است كه هر یك از آن‏ها مى‏تواندما را در رسیدن به مقام قرب الهى سرعت‏بخشد.یكى از آن اسباب، داشتن قلب سلیم است، قلبى كه آلوده گناه‏نشده و جایگاه فضائل اخلاقى و انوار معنوى باشد. قلب پاك‏انسانى در اثر ارتكاب گناه، سیاه شده و این سیاهى روز به روزافزایش یافته آن قلب را به تباهى مى‏كشاند، اگر ما مراقب‏قلبمان نباشیم، ممكن است در اثر زیادى گناهان، روح ما مسخ ودگرگون شده از آن حالت فطرت پاك الهى به قلبى منحرف مبدل شود. در روایات آمده است كه:اگر ما یك گناه انجام دهیم لكه سیاهى بر قلب مى‏نشیند كه اگرتوبه كنیم و از آن گناه پشیمان شویم آن لكه پاك مى‏شود، ولى‏اگر اصرار بر گناه داشته باشیم، آن لكه زیاد و زیادتر شده تاتمام قلب را فرا مى‏گیرد، آن گاه انسان دیگر روى سعادت رانخواهد دید. قلبى كه تمام فضاى آن را گناه پركرده باشد، خدابر آن مهر مى‏زند. ختم الله على قلوبهم انسان وقتى زنده است كه‏داراى قلب سلیم باشد وگرنه مرده‏اى است كه در میان زندگان حركت‏مى‏كند. انسان در روز قیامت افسوس مى‏خورد كه چرا به كلام الهى‏بى‏اعتنا بوده به آن عمل نكرده است و با حالت پشیمانى شدیدمى‏گوید اگر به دستورات خدا گوش داده بودم و راهنمایى عقل رامى‏پذیرفتم به چنین عذاب دردناكى گرفتار نمى‏شدم. آرى، آن هایى كه واقعا زنده‏اند در میان خاك‏اند. مضمون روایت‏از امیر المؤمنین است كه فرمود: بعضى در این عالم زنده‏اند ولواین كه بدنشان در این عالم نباشد، برخى هم در این عالم‏مرده‏اند هرچند كه در میان مردم مى‏روند، مى‏خورند و مى‏آشامند.قلب انسان به ذكر الهى زنده است اگر انسان به یاد خدا باشداین ذكر راه سعادت را به ما نشان مى‏دهد.خدا در قرآن مى‏فرماید: « ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من‏الشیطان تذكروا فاذا هم مبصرون‏»(اعراف (?) آیه ???) آن‏هایى كه‏اهل تقوایند پرهیزكارند، حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام‏مى‏دانند، شیطان به دنبالشان مى‏آید و آنان را طواف مى‏كند. كناردل انسان مى‏نشیند، دور مى‏زند تا او را از صراط مستقیم منحرف‏كند. «مسهم‏»; یعنى تماس مى‏گیرد. «طائف من الشیطان‏»; یعنى‏طواف‏كنندگان شیطانى. اما كسانى كه بیدارند و با خدا ارتباطدارند، یك دفعه به یاد خدا مى‏افتند:آه شیطان آمد، شیطان حسد، كبر، خودبینى، زراندوزى، فریب،خدعه، فحشا و منكرات. این شیطان، دور دل انسان پشت‏سر هم گردش‏مى‏كند، اما مردان خدا به دهان این شیاطین مشت مى‏زنند، دهان‏شیطان‏ها را خرد مى‏كنند. خدا در قرآن مى‏فرماید: «و الذین اذافعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم ومن یغفر الذنوب الا الله‏». (آل عمران (?) آیه ???) وقتى شماكنار قبر پیغمبر رسیدى در زیارت‏نامه پیغمبر مى‏خوانى، در دوجاى زیارت‏نامه، هم در روضه پیغمبر، هم در كنار قبر پیغمبر، درآن زیارت‏نامه این آیه شریفه گنجانده شده است. در آن محل،ستونى است‏به نام توبه، آن جا كه مى‏رسى مستحب است دو ركعت‏نماز بخوانى و این زیارت را هم قبل از نماز بخوانى. در زیارت‏بعد از آن كه به پیامبر و آل پیامبر(ص) سلام مى‏دهى و از آن‏هاتجلیل مى‏نمایى، مى‏گویى: اى رسول خدا(ص) شما چه كرده‏اید و من‏از راه دور به زیارت آمده‏ام، به امید آمده‏ام، این آیه در آن‏جا آمده: آن‏هایى كه «فعلوا فاحشة‏» كار زشتى در این دنیاانجام داده‏اند، عمل نادرستى كرده‏اند معصیت‏كارند، این آقاى‏معصیت‏كار یك مرتبه توجه مى‏كند «فاستغفروا لذنوبهم‏» خدایا!توبه مى‏كنم «ذكروا الله‏» به یاد خدا مى‏افتد، خدا هم گناهش‏را مى‏آمرزد، از سر تقصیرش مى‏گذرد. این آیه دو شان نزول دارد: ?- خرمافروشى درب مغازه‏اش نشسته بود. خانمى آمد خرما بخرد،آقاى خرمافروش زیر چشم نگاهى به او كرد و فریفته‏اش شد، خانم‏گفت: خرما مى‏خواهم. خرمافروش گفت: این خرماها گرد و غبارگرفته، در انبار خرماى بهترى دارم. آقا جلو افتاد و خانم به‏دنبالش وارد انبار شد. داخل انبار كه شدند، آن مرد در را بست‏و به طرف این خانم دست‏درازى كرد. خانم یك توجهى كرد و گفت:اى برادر، خیال مى‏كنى در این انبار خلوت و خالى كسى نیست مارا ببیند، نمى‏دانى این عمل زشت تو فرداى قیامت‏حساب و كتاب‏دارد؟ آن زن با این سخنان مرد را به لرزه انداخت. زن از انبارخارج شد. این مرد سر به بیابان گذاشت، و مدت چهل شبانه روزاشك مى‏ریخت، نعره مى‏زد، خدایا! لغزیدم، پشیمانم. خدا از سرتقصیرم بگذر. به پیامبر (ص) خطاب شد اى رسول ما! این بنده ما واقعا توبه‏خالصانه و نصوح كرده است. توبه‏اش را قبول كردیم، كسى را به‏دنبال او بفرست تا به اجتماع مسلمانان برگردد. سلمان و مقدادسراغ او رفتند و به او بشارت قبولى توبه دادند و گفتند: حضرت‏ما را به دنبالت فرستاده است. گفت: من این طورى نمى‏آیم، بایدكتف‏هاى مرا ببندید، من شرمنده‏ام، باید دست‏بسته و سرافكنده‏بروم. دست‏هاى او را بستند و خدمت پیامبر (ص) آوردند. حضرت‏فرمود:دست‏هاى او را باز كنید. اى جوان! خدا توبه‏ات را قبول كرده واین آیه در شان شما نازل شده است: «و من یغفر الذنوب الاالله‏». خدا كسى را كه از گناه خود توبه كند و پشیمان شود، دوست دارد.اگر با زبان حال و تضرع بگویى: «اللهم اغفر لی الذنوب التی‏تنزل البلاء» خدا قبول مى‏كند و مى‏آمرزد. گاهى گناه بنده و شماسبب مى‏شود بلا نازل شود. صاعقه، زمین‏لرزه، قحطى، به جان هم‏افتادن بلا است. گاهى هم ما دعا مى‏كنیم، ولى دعاها در اثرگناهان ما حبس مى‏شود، بالا نمى‏رود هر چه بگوییم یا رب، به سرما مى‏زنند. بارها از گویندگان مذهبى شنیده‏اید كه نمازى كه‏خوانده مى‏شود، اگر با شرایط كامل باشد صعود كرده و بالا مى‏رود،این نماز نور دارد. ولى اگر نماز كامل نباشد، بالا نمى‏رود و آن‏را برگردانده به سر انسان مى‏زنند. این نماز مى‏گوید: «ضیعتنى;مرا ضایع كردى‏».نماز كامل در روز قیامت‏سبب سرافرازى انسان مى‏شود و مانندتاجى بالاى سر او قرار مى‏گیرد. یكى از اسماى قیامت «یوم التناد» است. «و انذرهم یوم‏التناد». در روایات آمده است كه: فرداى قیامت، سیصد گروه‏دسته دسته مى‏آیند و یك گروه، یك سر و گردن از دیگران بالاتر ونورانى‏ترند، آن‏ها كیانند؟ آن‏ها دوستداران اهل بیت (ع) و امام‏حسین (ع) هستند. ?- توبه «ابو لبابه‏» بود كه توبه واقعى كرد. خودش را به ستون‏توبه در مدینه بست و گفت: من از این ستون باز نمى‏شوم مگر این‏كه رسول خدا (ص) بیاید، همین آیه نازل شد و توبه او پذیرفته شد. رسول خدا (ص) آمد و طناب‏هاى او را باز كرد. انسان مؤمن، هر آن باید در حال توبه باشد و از افعال گذشته‏خویش نادم بوده و تصمیم بگیرد در آینده هم گناهى از او سرنزند. امیر المؤمنین علیه السلام نشسته بود، فردى خدمت آن حضرت‏رسید و گفت: «استغفر الله ربی و اتوب الیه‏» حضرت فرمود:«ثكلتك امك; مادر به عزایت‏بنشیند». «ا تدرى ما معنى‏الاستغفار; این استغفارى كه كردى معنایش را فهمیدى؟ ». این معنا خطاب به همه ما است. كم‏فروش، كم‏فروشى نكن،چپاول‏گر، چپاول‏گرى نكن، دزد، دزدى نكن، خائن، خیانت نكن،بى‏عفت، بى‏عفتى نكن، گران‏فروش، گران‏فروشى نكن، متقلب، تقلب‏نكن. گفتن «استغفر الله‏» با انجام این كارها جور درنمى‏آید. آیا این كارها در روز قیامت‏حساب ندارد؟ «و انذرهم یوم‏الحسرة‏» اى رسول ما! این مردم را بترسان از آن روزى كه حسرت‏مى‏خورند. آن‏هایى كه گناه مى‏كنند با كسانى كه به كارهاى خیرمى‏پردازند، اشك مى‏ریزند، اقامه عزاى حسینى (ع) مى‏كنند، این دوبا هم فرق دارند. مى‏گویند آقا ما در بازار بودیم، كنار هم بودیم. آقا در ناز ونعمت‏بهشت است، حور العین در كنارش، نعمتى است كه خدا داده،آن‏جا دیگر چشم و هم‏چشمى نیست. خانم هم همین طور، در كمال‏زیبایى و رعنایى، فرداى قیامت این زن و مرد هر دو تا بهشتى‏هستند و وارد بهشت مى‏شوند به خانم مى‏گویند : میل دارى با این‏شوهرت در بهشت زندگى كنى؟ به آقا مى‏گویند میل دارى با این‏خانمت در بهشت زندگى كنى؟ خدا به این خانم و آقا یك زیبایى‏فوق العاده مى‏دهد كه هیچ كس ندارد، اما یك دسته دیگر آن جاحسرت مى‏خورند، این حسرت خوردن‏ها مال آن‏جا است، ما باید در این‏دنیا زمینه را درست كنیم كه آن‏جا حسرت نخوریم، چطور زمینه‏درست مى‏شود؟ با یاد خدا. «تذكروا» وقتى گناه سراغ انسان مومن مى‏آید، او متذكر مى‏شود،از خواب غفلت‏برمى‏خیزد، مواظب است كه گناه او را آلوده نكند. در روایت داریم اگر یك زن و مرد نامحرم خلوت كنند، سومى آن‏هاشیطان است و آن‏ها را به فساد و تباهى مى‏كشاند، لذا باید مراقب‏نفس اماره و شیطان باشیم. خدا در قرآن مى‏فرماید: «لا تجزی نفس عن نفس شیئا» آن روز پول،پارتى و رشوه به درد نمى‏خورد. «لا یقبل منها شفاعة و لا یؤخذمنها عدل و لا هم ینصرون‏» كسى نیست‏به داد انسان برسد، آن روزرا به یاد بیاورید. هر كس در هر جایى هست كلام خدا را بشنود. «و الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذكروا» خدا را به‏یاد مى‏آورند مى‏گویند آقا اشتباه كردیم، توبه كردیم. وقتى این‏آیه نازل شد، شیطان تمام بچه شیطان‏ها را جمع كرد. وقتى جمع‏شدند گفتند: آقابزرگ چه فرمایشى دارید؟ گفت: كمرم شكست، صورتم‏سیاه شد، بى‏چاره شدم، یك آیه نازل شده كه هر چه ما تلاش كنیم،زحمت‏بكشیم كه بنده‏اى را از خدا جدا كنیم و او را به راه فسادبكشانیم، او بعد از گناه توبه مى‏كند، وقتى توبه كرد خدا توبه‏او را قبول مى‏كند، توبه‏اش كه قبول شد زحمت ما به هدر مى‏رود.راهى را پیشنهاد كنید كه بتوانیم جلوى این آیه بایستیم. هركدام از این بچه شیطان‏ها یك پیشنهادى دادند. یكى گفت: مااین‏ها را به طرف شهوت مى‏بریم. گفت: این راه فایده ندارد. دومى‏گفت‏به طرف مال ، منال، مقام و ریاست مى‏بریم. گفت: این هم‏فایده ندارد. هر كدام چیزى گفتند. آخر الامر الخناس بلند شد و گفت: «انالها» من جلوى این آیه را مى ‏گیرم. هرگاه این بنده خواست توبه‏كند، مى‏گویم حالا زود است و نمى‏گذاریم موفق به توبه بشود. اى‏بشر بیدار باش، تمام شیاطین در كمین هستند تو را از مسیر اسلام،قرآن و رهبرى جدا كنند مواظب باش كلاه سرت نرود.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 19 آبان 1388 02:01 ق.ظ