تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

کیمیای عشق - غفران چیست؟ غفار کیست؟

غفران چیست؟ غفار کیست؟

دوشنبه 4 آبان 1388 10:49 ق.ظ

نویسنده : هادی صدفی
ارسال شده در: آرشیو غنی کیمیای عشق ،
معناى غفران

((غفران )) به معناى ((ستر)) و ((پوشاندن )) است و در اصطلاح به معناى آمرزش گناه است ؛ چه اینكه پوشش گناه به

 منزله بخشش و آمرزش آن است .

مغفرت و آمرزش گناه ، از نعمتها و رحمتهاى بزرگ الهى براى انسان است
مغفرت الهى ، موجب مى شود كه گناه و اثرات آن از زندگى دنیوى و اخروى انسان پاك شوند.
مغفرت ، موجب پاكى و طهارت قلب و درون آدمى مى شود و در نتیجه راه را براى حركت به سوى كمالات و خیرات باز مى كند.
و اساسا مى توان گفت كه ((مغفرت )) به ((توبه ))، معنا و فایده مى بخشد؛ چه اینكه اگر مغفرت الهى نبود، توبه كردن چه سودى داشت ؟ انسان با توبه كردن مى خواهد از گذشته خود به سوى خداوند بازگردد، اما اگر قرار باشد گذشته همچنان باقى باشد، مگر مى توان به سوى خداوند حركت كرد؟ بنابراین ، ملاحظه مى كنیم كه همان خدایى كه امر به توبه نموده و انسان را به سوى آن تشویق كرده است ، ((غفور)) بودن خود را هم تذكر داده تا انسان بداند با توبه مى تواند گناهان خود را پاك كند. در سوره مباركه طه ،مى فرماید:
(وَاِنّى لَغَفّارٌ لِمَنْ تابَ وَامَنَ وَعَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى ).(125)
((و به درستى كه من آمرزنده ام براى كسى كه توبه نماید و ایمان آورد و عمل صالح انجام بدهد و سپس هدایت جوید)).
و در سوره مباركه اعراف ، مى فرماید:
(وَالَّذینَ عَمِلُوا السَّیِّئاتِ ثُمَّ تابُوا مِنْ بَعْدِها وَامَنُوا اِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحیمٌ ).(126)
((و آنانكه اعمال زشت انجام داده و سپس توبه كرده و ایمان آوردند، به درستى كه پروردگارت بعد از این مراحل ، آمرزنده و مهربان است )).
حال كه انسان در برابر چنین خداى آمرزنده و مهربانى قرار گرفته است ، چرا در گناهان خود باقى بماند؟ آیا این شقاوت و جهالت و غفلت نیست ؟
O ((یا غافِرَ الْخَطاءِ!)).
((اى بخشنده خطا و گناه !)).
O ((یا غافِرَ الْخَطایا!)).
((اى بخشنده گناهان !)).
O ((یا غافِرَ الْخَطیئاتِ!)).
((اى بخشنده گناهان (یا اثرات گناهان )!)).
((خطا)) در اصل لغت ، به كارى گفته مى شود كه بدون قصد، انجام شده باشد، مانند اینكه كسى اشتباها دیگرى را به قتل برساند كه به آن ((قتل خطئى )) گفته مى شود.
واضح است كه چنین خطایى گناه به حساب نمى آید. در واقع اینگونه خطا ناشى از جهالت انسان است . و اما در مورد گناه ، از آنجایى كه اگر انسان به خداوند متعال و عواقب اعمال خود، معرفت كامل داشته باشد، هیچگاه مرتكب گناه و معصیت نمى شود، بنابراین ، ارتكاب گناه هم از یك نوع جهالت ناشى مى شود، و به آن هم خطا، اطلاق مى شود.
حال ببینیم چرا خداوند متعال غافر و بخشنده است و آیا این بخشودگى حق بنده گنهكار است یا خیر؟ در پاسخ باید گفت شخص گنهكار هیچگونه حقى براى بخشش ندارد، بلكه باید به نتایج و عواقب گناه خویش برسد، اما از سوى دیگر دریاى بى كران رحمت الهى چنین اقتضا مى كند كه بندگان ضعیف و جاهل خود را كه مرتكب معصیت شده اند، با شرایط خاصى ببخشاید.
توجه به این ((شرایط خاص ))، خود نكته مهمى است ؛ یعنى مغفرت الهى هم مانند بقیه افعال الهى ضوابط و شرایط خاص خود را دارد و این اقتضاى حكمت الهى است . بنابراین ، انسان باید خود را در شرایطى قرار داده و از خداوند بطلبد كه او را داراى شرایطى نماید كه ((قابلیت و لیاقت )) مغفرت الهى را داشته باشد.
نكته دیگر آنكه : حتى در خطاهاى غیر عمدى هم جاى طلب غفران باقى است . و یكى از فواید مهم آن این است كه انسان را در برابر خداوند متعال ، مؤ دب بار مى آورد. و موجب مى شود انسان از نتایج سوء دنیوى و اخروى آن در امان بماند. و این نكته در روابط عرفى بین مردم نیز رعایت مى شود. و هنگام خطاى غیرعمد، از یكدیگر عذرخواهى مى كنند.
مساءله دیگر آنكه : ((خطا)) در اول بحث یك بار به صورت مفرد و دوبار به صورت جمع آمده بود. جمع بودن خطا را مى توان به این معنا دانست كه خداوند متعال خطاى آدمى را به هر مقدار كه باشد، مى بخشد. البته احتمال دارد كه ((خطا)) به معناى ((گناه غیرعمدى )) و ((خطایا و خطیئات )) به معناى ((گناهان عمدى باشند)). و یا اینكه ((خطیئات )) به معناى ((اثرات گناه )) باشد.
در قرآن كریم نیز غفران همراه خطا ذكر شده است . در سوره مباركه طه ، از قول ساحرانى كه به حضرت موسى ایمان آورده بودند، چنین مى فرماید:
(اِنّا امَنّا بِرَبِّنا لِیَغْفِرَ لَنا خَطایانا ... ).(127)
((همانا ما به پروردگار خود ایمان آوردیم تا خطاهاى ما را ببخشاید ...)).
و در سوره مباركه بقره ، مى فرماید:(... رَبَّنا لا تُؤ اخِذْنا اِنْ نَسِیْنا اَوْ اَخْطَاءْنا ... ).(128)
((... پروردگارا! ما را به نسیان و خطاى مان مواءخذه نكن ...)).
و این نشان مى دهد كه انسان نباید به خاطر فراموشى یا غیر عمدى بودن ، خود را بى گناه بداند.
O ((یا غافِرَ الذَّنْبِ!)).
((اى بخشاینده گناه !)).
O ((یا غَفّارَ الذُّنُوبِ!)).
((اى بسیار بخشاینده گناهان !)).
این دو عبارت با عبارات قبلى ، قریب المعنى مى باشند.
در اینجا عبارت دوّم داراى تاءكید بیشترى از عبارت اوّل است ؛ چه اینكه ((غفار)) با صیغه مبالغه ذكر شده است ؛ یعنى ((بسیار)) آمرزنده و ((ذنوب )) هم به صورت جمع آمده است كه شامل همه گناهان مى شود در سوره مباركه زمر، مى فرماید:
(... لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِاللّهِ اِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً ... ).(129)
((... از رحمت خداوند نومید نشوید، خداوند بخشنده تمامى گناهان است ...)).
O ((یا غافِرَ الْمُذْنِبینَ!)).
((اى بخشنده گنهكاران !)).
در اینجا گناه با توجه به انجام دهنده آن در نظر گرفته شده است ؛ چون در واقع این گنهكار است كه ضرر گناه یا فایده بخشش آن را مى بیند.
O ((یا مَنْ لا یَغْفِرُ الذَّنْبَ اِلاّ هُوَ!)).
((اى كسى كه بجز او گناه را نمى بخشد!)).
در این عبارت ، انحصار بخشش گناه به خداوند بیان شده است ؛ یعنى خداوند متعال نه تنها آمرزنده گناه است بلكه ((تنها آمرزنده )) گناه هم او مى باشد و این حقیقت ، انسان را مطمئن مى كند تا به سراغ آمرزنده دیگرى نرود.
گاه انسان به خود مغرور مى شود و با خود مى گوید كه من فلان كار نیك را انجام مى دهم تا گناه خود را جبران كنم ، البته اگر این كار با اتكا و توجه به خداوند متعال باشد كاملاً بجاست ، اما اگر متكى به خود و مستقل از خداوند باشد، غرورى بیش نیست كه هرگز به نتیجه نخواهد رسید.
نكته دیگر آنكه : دیگران حتى ائمه معصومین و انبیا (علیهم السّلام ) هم قادر به بخشش گناه نیستند، بلكه آنان مى توانند براى انسان از خداوند متعال طلب مغفرت نمایند. و اما چرا فقط خداوند بخشنده گناه است ؟ براى اینكه گناه در واقع نافرمانى بارى تعالى است و این سركشى را تنها كسى مى تواند ببخشد كه نسبت به او انجام شده است ، كمااینكه در عرف نیز چنین است . در مورد انحصار بخشندگى گناه به خداوند متعال ، در سوره مباركه آل عمران ، مى فرماید:
(... وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلاّ اللّهُ ... ).(130)
((... و چه كسى غیر از خداوند، گناهان را مى بخشد ...)).
و در ((دعاى كمیل ))، حضرت مى فرمایند:
((اَللّهُمَّ لا اَجِدُ لِذُنُوبى غافِراً ... غَیْرَك )).
((بارالها! براى گناهانم آمرزنده اى جز تو نمى یابم )).
O ((یا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ!)).
((اى آنكه مغفرتش فراگیر است !)).
و این تذكرى است براى انسان كه گمان نكند مغفرت الهى به او نمى رسد، بلكه غفران الهى در هر زمان و مكانى با شرایط خاص خود مى تواند شامل آدمى شود.
در ((اعمال روز جمعه )) آمده است :
((وَلَمَغْفِرَتُكَ وَرَحْمَتُكَ اَوْسَعُ مِنْ ذُنُوبى )).
((خدایا! آمرزش و بخشش تو وسیعتر از گناهان من است )).
O ((یا غافِرَ مَنِ اسْتَغْفَرَهُ!)).
((اى بخشاینده كسى كه از او طلب بخشش نماید!)).
این عبارت ، بیانگر یكى از مهمترین شروط مغفرت الهى است ؛ یعنى :((خواستن و طلبیدن ))؛ چرا كه نمى توان چیزى را به كسى داد كه خواهان آن نیست پس براى ((رسیدن و داشتن ))، باید ((خواستار)) بود. براى همین ، ملاحظه مى كنیم كه خداوند متعال در قرآن كریم ، كرارا به انسان سفارش استغفار (یعنى طلب مغفرت ) مى فرماید.
در سوره مباركه مائده ، مى فرماید:(اَفَلا یَتُوبُونَ اِلَى اللّهِ وَیَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ ).(131)
((چرا به سوى خدا بازنمى گردند و از او طلب مغفرت نمى كنند در حالى كه خداوند آمرزنده مهربان است )).
و در سوره نساء، آمده است :(وَاسْتَغْفِرِ اللّهَ اِنَّ اللّهَ كانَ غَفُوراً رَحیماً ).(132)
((از خداوند طلب مغفرت كن ؛ (چون ) خداوند آمرزنده مهربان است )).
انسان علاوه بر خود، براى دیگران هم مى تواند طلب مغفرت نماید، در سوره مباركه آل عمران ، خداوند به پیامبر امر مى كند تا براى دیگران استغفار نماید.
(... فَاعْفُ عَنْهُم وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ ... ).(133)
((... از آنان بگذر و برایشان طلب مغفرت نما ...)).
در واقع باید گفت :((استغفار))، شرایط و احوال انسان را به گونه اى تغییر مى دهد كه او را سزاوار غفران الهى مى كند؛ یعنى انسان قابلیت شمول مغفرت الهى را پیدا مى كند.
O ((یا مَنْ عُصِىَ فَغَفَرَ!)).
((اى كسى كه مورد نافرمانى و عصیان قرار گرفتى ، پس بخشیدى !)).
یعنى مقتضاى عصیان آن بود كه تو عذاب كنى ، اما به خاطر بزرگى و رحمتت ، از عصیان گذشتى .
((یا جابِرَ الْعَظْمِ الْكَسیر!)).
((اى ترمیم كننده استخوان شكسته !)).
استخوان در صورتى شكسته مى شود كه صدمه اى جدى بر پیكر انسان وارد شده باشد و پس از شكسته شدن نیز، آدمى ، ناتوان و دردمند مى شود. ((گناه )) نیز چنین معامله اى با دل و جان آدمى مى كند، لذا احتیاج به مرمت و معالجه دارد و براى همین ملاحظه مى كنیم كه این عبارت در ادعیه همراه عبارت : ((یا غافِرَ الذَّنْبِ الْكَبیر!)) مى آید؛ مثلاً در ((مناجاة التائبین )) مى فرماید:
((اَسْئَلُكَ یا غافِرَ الذَّنْبِ الْكَبیر! وَیا جابِرَ الْعَظْمِ الْكَسِیر! اَنْ تَهَبَ لى مُوبِقاتِ الْجَرائِرِ)).
((اى بخشنده گناه بزرگ و اى مرمت كننده استخوان شكسته ، از تو مى خواهم كه گناهان سنگین و مهلكم را بر من ببخشایى )).
و در جاى دیگر مى فرماید:
((ما اَجِدُ لِذُنُوبى سِواكَ غافِراً وَلا اَرى لِكَسْرى غَیْرَكَ جابِراً)).
((جز تو براى بخشش گناه خود و جبران شكستگى خویش ، كسى را نمى یابم )).
O ((یا غافِرُ!)).
((اى آمرزنده !)).
O ((یا غَفُورُ!)).
((اى همیشه آمرزنده !)).
O ((یا غَفّارُ!)).
((اى بسیار آمرزنده !)).
O ((یا غُفْرانُ!)).
((اى نمونه آمرزش !)).
این اسامى ، هریك با تعبیرى ، مغفرت الهى را بیان مى كنند.
از میان این اسامى ، كلمه ((غفور)) بیش از بقیه اسامى در قرآن كریم آمده و معمولاً همراه صفت ((رحیم )) ذكر شده است و این شاید بدان خاطر باشد كه مغفرت الهى ، با رحمت الهى تناسب دارد و از آن ، سرچشمه گرفته است . اطلاق مصدر ((غفران )) بر خداوند متعال نیز نشانه نهایت مغفرت الهى است .مغفرت در دعاهاى دیگر
در تعقیبات مشتركه چنین آمده است :((... اِغْفِرْلى ذُنُوبى كُلَّها جَمیعاً، فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ كُلَّها جَمیعاً اِلاّ اَنْتَ ...)).
((تمامى گناهان مرا بر من ببخش ، چه اینكه جز تو كسى تمام گناهان را نمى بخشد)).
در دعاى معروف شب جمعه نیز چنین آمده است :
((یا دائِمَ الْفَضْلِ عَلَى الْبَرِیَّةِ یا باسِطَ الْیَدَیْنِ بِالْعَطِیَّةِ یا صاحِبَ الْمَواهِبِ السَّنِیَّةِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ خَیْرِ الْوَرى سَجیَّةً وَاغْفِرْ لَنا یا ذَالْعُلى فى هذِهِ الْعَشِیَّةِ)).
((اى پروردگارى كه فضل و بخششت بر خلایق دایمى است ! و اى كسى كه دستانش را براى عطاكردن ،گشوده است !و اى صاحب بخششهاى بزرگ !بر محمد وآل او كه بهترین خلق هستند درود فرست و در این شب ما را ببخش و مشمول مغفرت خود گردان )).
و در دعاى شب ((اوّل رجب )) آمده است :
((اَللّهُمَّ ... وَارْضَ عَنّى فَاِنَّ مَغْفِرَتَكَ لِلظّالِمینَ وَاَنَا مِنَ الظّالِمینَ اَللّهُمَّ اغْفِرْلى مالا یَضُرُّكَ)).
((بارالها! از من راضى شو، به درستى كه مغفرت تو براى ظالمین و ستمگران است و من هم از ستمگران هستم ، بارالها! گناهان مرا كه هیچ ضررى به تو نمى رسانند، ببخشاى )). آنچه در این دعا مهم است اعتراف به ظلم بر خویشتن مى باشد؛ یعنى به هنگام طلب مغفرت ، انسان باید اعتراف كند كه بر خود ظلم نموده است بدین جهت حضرت در دعاى كمیل مى فرمایند:((ظلمت نفسى ؛ بر خویشتن ظلم نمودم )).
و در تعقیبات نماز ظهر چنین آمده است :
((اَللّهُمَّ اِنْ عَظُمَتْ ذُنُوبى فَاَنْتَ اَعْظَمُ)).
((پروردگارا! اگرچه گناهان من بزرگ است ، اما تو بزرگتر هستى )).
و در ((مناجاة الراغبین )) آمده است :
((اِلهى ...اِنْاَوْحَشَ ما بَیْنى وَبَیْنَكَ فَرْطُ العِصْیانِ وَالطُّغْیانِ،فَقَدْانَسَنى بُشْرَى الْغُفْران وَالرِّضْوانِ)).
((بارالها! اگر طغیان و عصیانم مرا با تو بیگانه كرده است ، اما بشارت به غفران و رضوانت مرا با تو ماءنوس مى كند)).
در ((دعاى كمیل )) حضرت على (علیه السّلام ) با ذكر عواقب گناهان ، خواستار آمرزش آنها مى شوند.
((اَللّهُمَّ اغْفِرْلِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِكُ الْعِصَمَ ... تُنْزِلُ النِّقَمَ ... تُغَیِّرُ النِّعَمَ ... تَحْبِسُ الدعاءَ ... تُنْزِلُ الْبَلاءَ)).(134)
((پروردگارا! گناهانى كه عصمت را از بین مى برند، عذاب را نازل مى كنند، نعمت را تغییر مى دهند، مانع استجابت دعا مى شوند و بلا را نازل مى كنند، بر من ببخش )).
در این جمله از دعا، حضرت على (علیه السّلام ) عواقب سنگین دنیوى و اخروى گناه را بیان مى كنند. نكته اى كه از این دعا فهمیده مى شود این است كه هرگناه علاوه بر عذاب اخروى ، داراى اثر خاصى نیز مى باشد، مانند از بین بردن نعمتها، به استجابت نرسیدن دعاها و ... حال با آمرزش گناه از سوى خداوند متعال ، نه تنها عذابهاى اخروى برداشته مى شود، بلكه اینگونه اثرات سوء نیز از میان مى رود.
و در ((دعاى بعد از نماز حضرت فاطمه زهرا - سلام اللّه علیها - )) چنین آمده است :
((وَاَنْتَ سَیِّدِى الْعوّادُ بِالنَّعْماءِ وَاَنَا الْعَوّادُ بِالْخَطاءِ اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَالِهِ الطّاهِرینَ اَنْ تَغْفِرَ لى ذَنْبِىَ الْعَظیمَ فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُ الْعَظیمَ اِلاّ الْعَظیمُ یا عَظیمُ! یا عَظیمُ! یا عَظیمُ! یا ...)).
((و تو اى آقاى من ! عادتت احسان و بخشش است و من عادتم خطا و گناه مى باشد، پس ‍ به حق محمد و خاندان پاكش از تو مى خواهم كه گناه بزرگ مرا بیامرزى ؛ چه اینكه گناه بزرگ را جز شخص بزرگ نمى تواند بیامرزد. اى خداى بزرگ ! اى خداى بزرگ ! اى خداى بزرگ ! اى ...)).
در این دعا، در واقع یك نوع عذر آوردن وجود دارد؛ یعنى اى خداى بزرگ ! اگر من گنهكارم براى آن است كه موجودى سرتاپا نقص به نام ((انسان )) هستم و اگر از تو درخواست مغفرت مى كنم براى آن است كه تو، خداى عظیم و بخشنده هستى .
و در دعایى كه در اعمال روز جمعه آمده است ، ((مغفرت الهى )) بالاتر از ((عمل )) انسان دانسته شده و چنین مى فرماید:
((فَاَنا لِمَغْفِرَتِكَ اَرْجى مِنّى لِعَمَلى )).
((پروردگارا! من به مغفرت تو بیشتر امیدوارم تا به اعمال خود)).
یعنى انسان نباید به اعمال خود مغرور بشود و بر آنها تكیه نماید بلكه چشم امیدش باید همواره به درگاه رحمت الهى باشد.
عفو خداوند
(15) ((یا ذَالْعَفْوِ وَالْغُفْرانِ!)).
((اى داراى گذشت و بخشش !)).
(22) ((یا عَظیمَ الْعَفْوِ!)).
((اى آنكه عفوش عظیم است !)).
(57) ((یا عَفُوُّ!)).
((اى بسیار عفو كننده !)).
(19) ((یا مَنْ لا یُسْئَلُ اِلاّ عَفْوُهُ!)).
((اى كسى كه جز عفو و گذشت ، درخواستى از او نیست !)).
(8) ((یا ذَالْعَفْوِ وَالرِّضاءِ!)).
((اى صاحب گذشت و خشنودى !)).
(48) ((یا مَنْ عَفْوُهُ فَضْلٌ!)).
((اى كسى كه گذشتش از روى فضل و بخشش است !)).
(43) ((یا مَنْ فى عَفْوِهِ یَطْمَعُ الْخاطِئُونَ!)).
((اى كسى كه خطاكاران به عفو او طمع مى ورزند!)).
(1) ((یا حَلِیمُ!)).
((اى بردبار!)).
(18) ((یا مَنْ هُوَ بِمَنْ عَصاهُ حَلِیمٌ!)).
((اى كسى كه نسبت به عاصیان خود، بردبار هستى !)).
(22) ((یا حَسَنَ التَّجاوُزِ!)).
((اى كسى كه گذشتى نیكو دارى !)).
(82) ((یا مَنْ تَجاوَزَ بِحِلْمِهِ!)).
((اى كسى كه به سبب بردباریش ، گذشت مى كند!)).
(100) ((یا حَلیماً لا یَعْجَلُ!)).
((اى بردبارى كه براى مجازات ، عجله اى ندارد!)).
(34) ((یا كَریمَ الصَّفْحِ!)).
((اى كسى كه گذشت تو بزرگوارانه است !)).
(22) ((یا مَنْ لَمْ یُؤ اخِذْ بِالْجَرِیْرَةِ!)).
((اى كسى كه گنهكار را به گناهش نمى گیرى و مؤ اخذه نمى كنى !)).
(13) ((یا مُقیلُ!)).
((اى درگذرنده !)).
(24) ((یا مُقیِلَ الْعَثَراتِ!)).
((اى از بین برنده لغزشها!)).
(24) ((یا ماحِىَ السَّیِّئاتِ!)).
((اى محو كننده بدیها!)).


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 19 آبان 1388 01:02 ق.ظ