تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

کیمیای عشق - کرامت انسان یعنی چه؟

کرامت انسان یعنی چه؟

دوشنبه 4 آبان 1388 11:59 ق.ظ

نویسنده : هادی صدفی
ارسال شده در: آرشیو غنی کیمیای عشق ،
كرامت انسان

قرآن كریم در مورد انسان مى فرماید:

(وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَنى آدَمَ ... وَفَضَّلْناهُمْ عَلى كَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً ).

((و ما فرزندان آدم را بسیار گرامى داشتیم ... و آنها را بر بسیارى از مخلوقات خود برترى بخشیدیم )).

یعنى خداوند متعال با بخشیدن ویژگیهایى به انسان ، او را بر دیگر مخلوقات برترى داده است ؛ مثلاً خداوند متعال به آدمى عقل و شعور خاصى عنایت نموده است كه بسیارى از مخلوقات دیگر فاقد آن مى باشند. و این خود موجب برترى و كرامت آدمى مى شود. اما باید دانست برترى و كرامت حقیقى زمانى حاصل مى شود كه انسان از مواهب الهى در جهت صحیح استفاده نماید. در غیر این صورت ، این بخششها نه تنها موجب سعادت و كرامت انسان نمى شود بلكه او را در مرتبه اى پایین تر از دیگر موجودات قرار مى دهد. درست مانند آنكه براى اكرام شخصى ، ثروتى به او داده شود اما آن شخص از این ثروت ، در جهت تباهى خود استفاده نماید.
مطلب دیگر آنكه : همانگونه كه قبلاً بیان شد، مقتضاى كرم و بزرگوارى پروردگار متعال ، بخشش است و یكى از نمونه هاى بارز و مهم گذشت ، بخشیدن گناهان و خطاهاى آدمى است ؛ زیرا با این كرم ، آدمى هم از عذابهاى اُخروى نجات مى یابد و هم در دنیا از ظلمتها و ناپاكیها پاك مى شود و توانایى حركت در طریق سعادت را مى یابد. اینجاست كه ملاحظه مى كنیم چگونه اولیاى الهى با چنگ زدن به دامان كرم الهى ، چنین بخشش و كرمى را از خداوند درخواست مى كنند در ((دعاى ابى حمزه ثمالى ))، حضرت چنین مى فرمایند:
((اِذا رَاَیْتُ مَوْلاىَ ذُنُوبى فَزِعْتُ وَاِذا رَاَیْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ)).
((بارالها! آنگاه كه به گناهان خود مى نگرم ، گریزان و ترسناك مى شوم ، اما هنگامى كه به كرم و بزرگوارى تو نگاه مى كنم ، امیدوار شده و طمع مى كنم )).
و در جاى دیگر مى فرماید:
((وَلا تُؤ اخِذْنى بِاَسْوَءِ عَمَلى فَاِنَّ كَرَمَكَ یَجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمذْنِبینَ)).
((بارالها! مرا به كردار زشتم بازخواست و مؤ اخذه مكن ؛ چه اینكه كرم و بخشش تو بالاتر از آن است كه گنهكاران را مجازات نمایى )).
و در جاى دیگر آمده است :
((تَسْتُرُ الذَّنْبَ بِكَرَمِكَ)).
((با كرم خویش ، گناهان را مى پوشانى )).
و در ((مناجات شعبانیه )) چنین آمده است :
((اِلهى ... اَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ اِذِالْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ)).
((بارالها! ... از تو طلب عفو مى كنم ؛ زیرا عفو، ویژگى كرم و بزرگوارى تو است )).
این امید و معرفت به كرم الهى تا بدانجاست كه حضرت در ((دعاى كمیل )) چنین مى فرمایند:
((هَبْنى صَبَرْتُ عَلى حَرِّ نارِكَ فَكَیْفَ اَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ اِلى كَرامَتِكَ)).
((خدایا! گیرم كه بر حرارت آتش تو صبر نمودم ، اما بر دورى و چشم پوشى از كرمت چگونه صبر نمایم )).
و در ((مناجات شعبانیه )) پایبندى خود را به كرم الهى چنین بیان مى فرمایند:
((اِلهى لَمْ اُسَلِّطْ عَلى حُسْنِ ظَنّى قُنُوطَ الاَْیاسِ وَلاَ انْقَطَعَ رَجائى مِنْ جَمیلِ كَرَمِكَ)).
((بارالها! بر حسن ظنى كه به تو دارم ناامیدى و یاءس را غالب نمى كنم و امیدم از كرم زیبایت هرگز قطع نخواهد شد)).
و در ((اعمال شب نیمه شعبان )) آمده است :
((اَللّهُمَّ فَلا تَحْرِمْنى ما رَجَوْتُ مِن كَرَمِكَ)).
((خداوندا! مرا از آن امیدى كه به كرمت دارم محروم مگردان )).
در مقابلِ ((كرم و كرامت )) پروردگار متعال ، ((پستى و لئامت )) ما انسانها قرار دارد؛ یعنى ما انسانها صرف نظر از یارى پروردگار متعال و به صورت مستقل از نور الهى ، موجوداتى ناقص و ظلمانى هستیم كه جز بدى چیزى در ما وجود ندارد.
حضرت در ((دعاى ابى حمزه ثمالى )) در این باره چنین مى فرماید:
ُكَ اِلَیْنا نازِلٌ وَشَرُّنا اِلَیْكَ صاعِدٌ وَلَمْ یَزَلْ وَلایَزالُ مَلَكٌ كَریمٌ، یَاءْتیكَ عَنّا بِعَمَلٍ قَبیحٍ فَلا یَمْنَعُكَ ذلِكَ مِنْ اَنْ تَحُوطَنا بِنِعَمِكَ وَتَتَفَضَّلَ عَلَیْنا بِالائِكَ فَسُبْحانَكَ مااَحْلَمَكَ وَاَعْظَمَكَ وَاَكْرَمَكَ)).
((خیر و خوبى تو به سوى ما سرازیر است و شرّ و بدى ما به سوى تو بلند است . اما همیشه تا بوده و هست تو خداى كریمى هستى ، اعمال زشت ما به سوى تو مى آید اما این موجب نمى شود كه نعمتهایت ما را فرا نگیرد و خوبیهایت را بر ما نبخشى . پس اى خداى سبحان ! تو چقدر بردبار و بزرگ و بزرگوار هستى )).
در ((دعاى روز عرفه )) نیز حضرت چنین مى فرمایند:
((اِلهى مِنّى مایَلیقُ بِلُؤْمى وَمِنْكَ مایَلیقُ بِكَرَمِكَ)).
((بارالها! از من آن برآید كه سزاوار پستى ام مى باشد و از تو آن شاید كه به كرمت سزد)).
و مشابه این عبارت ، در ((دعاى ابى حمزه )) چنین آمده است :
((لَئِنْ طالَبْتَنى بِلُؤْمى لاَُ طالِبَنَّكَ بِكَرَمِكَ)).
((خدایا! اگر مرا به پستى ام بگیرى ، به راستى تو را به كرمت خواهم گرفت )).
یعنى خدایا! تو مطابق شاءن من با من رفتار مكن بلكه بر طبق شاءن خودت با من معامله كن ؛ زیرا شاءن و مقام موجودى چون من جز پستى و بى مقدارى چیزى نیست و مطابق با چنین شاءنى است كه این همه خلاف و عصیان از من سر مى زند، اما آنچه از موجودى چون تو شاید و باید، كرم است و بزرگوارى و امید من نیز فقط به همین است و بس .
و در ((دعاى روز عرفه )) نیز حضرت چنین مى فرمایند:
((اِلهى كُلَّما اَخْرَسَنى لُؤْمى ، اَنْطَقَنى كَرَمُكَ)).
((خدایا! هرگاه كه لئامت و بى مقداریم مرا گنگ و لال مى كند، كرم و بزرگواریت مرا به زبان مى آورد)).
یعنى چون به خویشتن مى نگرم ، چیزى براى گفتن ندارم ، اما آنگاه كه به كرم تو نگاه مى كنم . زبانم براى طلب و درخواست گشوده مى شود:
((وَبِكَرَمِكَ اَىْ رَبِّ اَسْتَفْتِحُ دعائى !)).(224)
((با توجه به كرم تو اى پروردگار! خواندن و خواستنم را آغاز مى كنم )).
و در ((دعاى روز عرفه )) آمده است :
((وَقَدْ اَوْقَعَنى عِلْمى بِكَرَمِكَ عَلَیْكَ)).
((خدایا! علم و آگاهیم به كرمت مرا به سوى تو كشانده است )).
مطلب دیگر آنكه : همانگونه كه در این جهان ما را به كرم الهى احتیاج است ، در جهان آخرت نیز ما نیازمندان به كرامت پروردگار متعال مى باشیم . در ((دعاى ابى حمزه ثمالى )) چنین مى فرماید:
((وَاجْعَلْ لى فى لِقائِكَ الرّاحَةَ وَالْفَرَجَ وَالْكَرامَةَ)).
((بارالها! در رسیدن و لقائت ، براى من آرامش ، گشایش و كرامت قرار بده )).
و در جاى دیگر از همان دعا آمده است :
((یا مَنْ ... اَشارَ لى فِى الاْ خِرَةِ اِلى عَفْوِهِ وَكَرَمِهِ)).
((اى خداوندى كه در جهان آخرت به من عفو و كرمت را نشان مى دهى )).
و مطلب دیگر آنكه خداوند متعال به برخى از اولیاى خود چنان كرامتى عنایت فرموده است كه باید آنان را مجسمه كرامت دانست . هرگونه نزدیكى و معرفت به این بزرگان ، سبب كسب كرامت و هرگونه دورى از آنان سبب سلب كرامت مى شود اینجاست كه بایداز روى آوردن به این اولیاى بزرگ الهى غفلت نكرد و با چنگ زدن به دامان ایشان خود را ازكرم آنان بهره مندكرددر((اعمال روز سیم شعبان )) چنین آمده است :
((اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍوَعِتْرَتِهِ...اَللّهُمَّوَكَمااَكْرَمْتَنا بِمَعْرِفَتِهِ فَاَكْرِمْنابِزُلْفَتِهِ)).
((بارالها! بر محمد و خاندانش درود فرست ... بارالها! همچنانكه ما را به معرفت آن حضرت كرامت بخشیدى ، پس به تقرب و نزدیكى به آن حضرت نیز اكرام نما)).
یعنى در واقع ((معرفت و نزدیكى )) به آن حضرت ، سرمایه هاى عظیمى هستند كه موجب گرامى شدن و ارزشمند بودن آدمى مى گردند و به انسان شرافت و بزرگوارى مى بخشند. در ((زیارت عاشورا)) نیز درباره سیدالشهداء حضرت اباعبداللّه الحسین (علیه السّلام ) چنین آمده است :
((فَاسْئَلُ اللّهَ الَّذى اَكْرَمَ مَقامَكَ وَاَكْرَمَنى بِكَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ)).
((از خداوندى كه مقام و مرتبه تو را بلند نمود و گرامى داشت و مرا هم به واسطه شما كرامت بخشید، مى خواهم كه خونخواهى شما را در ركاب امامى یارى شده از اهل بیت پیامبر اكرم (صلّى اللّه علیه و آله ) نصیبم فرماید)).
و در جاى دیگر از همان زیارت آمده است :
((فَاَسْئَلُ اللّهَ الَّذى اَكْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِیائِكُمْ ...)).
((از خداوندى كه مرا به سبب شناخت و معرفت شما و دوستان شما كرامت داد مى خواهم كه ...)).
و در ((زیارت عاشوراى غیر معروفه )) آمده است :
((اَسْئَلُ اللّهَ الّذى اَكْرَمَ یا مَوالِىَّ مَقامَكُمْ وَشَرَّفَ مَنْزِلَتَكُمْ وَشَاءْنَكُمْ اَنْ یُكْرِمَنى بِوِلایَتِكُمْ وَمَحَبَّتِكُمْ وَالاِْیتمامِ بِكُمْ)).
((اى سرورانم ! از خداوندى كه مقام شما را گرامى نمود و جایگاه و مرتبه شما را شرافت بخشید، مى خواهم كه مرا هم به وسیله دوستى و محبت و اقتدا به شما گرامى نماید)).
یعنى ولایت و محبت آن بزرگان ، تغییراتى در انسان ایجاد مى كند و سرمایه هایى را به انسان مى بخشد كه سبب پیدا شدن كرامت حقیقى در آدمى مى شود.
همچنین درباره كریم بودن این بزرگان الهى ، در زیارت حضرت صاحب - عجل اللّه تعالى فرجه الشریف - ((در صبح جمعه )) چنین آمده است :
((اَنْتَ یا مَوْلاىَ! كَریمٌ مِنْ اَوْلادِ الْكِرامِ!)).
((تو اى سرورم ! كریمى از اولاد كریمان هستى )).
و در ((زیارت جامعه كبیره )) آمده است :
((اَلسّلامُ عَلَیْكُمْ یا ... اُصُولَ الْكَرَمِ!)).
((سلام بر شما اى ... ریشه هاى كرامت !)).
حسن ختام بحث را جمله اى از حضرت سیدالسّاجدین - علیه الاف التحیة والسلام - در دعاى ابى حمزه ثمالى قرار مى دهیم :
((فَوَعِزَّتِكَ لَوِ انْتَهَرْتَنى مابَرِحْتُ مِنْ بابِكَ وَلا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ لِما اُلْهِمَ قَلْبى مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِكَرَمِكَ وَسَعَةِ رَحْمَتِكَ)).
((به عزتت قسم ! كه اگر مرا از خود برانى ، هرگز از درگاهت به جایى نخواهم رفت و از تملق و خواهش از تو، دست برنخواهم داشت ؛ زیرا قلبم مملوّ از معرفت به كرم و بزرگوارى و رحمت واسعه تو است ))


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 12 آبان 1388 04:46 ق.ظ